درمان افسردگی


حسادت بیمارگونه چیست؟

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
اغلب روان‌شناسان توافق دارند که حسادت یکی از شایع‌ترین هیجانات انسانی است که مستقیماً به روابط بین افراد مربوط می‌شود. برخی از روان‌شناسان حتی ادعا کرده‌اند که اگر کسی اصلاً احساس حسادت نداشته باشد، در تعهد خود نسبت به رابطه با دیگران دچار کمبود خواهد بود.
حسادت در انواع مختلفی از روابط ممکن است بروز کند:
دوستی
رابطه با جنس مخالف
رابطه با همجنس
رابطه بین اولیاء و فرزندان
رابطه بین خواهر و برادرها
رابطه بین اعضای خانواده
غالباً حسادت ریشه در کمبود عزت‌نفس و اعتماد به خود دارد و در نتیجه به درجات مختلف، بر حسب این که میزان و سطح عزت‌نفس و اطمینان فرد چقدر باشد، بر روی افراد تأثیر می‌گذارد.
حسادت نیز مانند بسیاری از هیجانات دیگر، معمولاً مسأله مهمی نیست و در واقع می‌تواند به «حفظ» رابطه کمک کند امّا در برخی موارد، میزان آن شدّت می‌گیرد و شروع به منحرف کردن فکر فرد می‌کند و اینجاست که دیگر از جنبه محافظتی خارج شده و جنبه مخرّب به خود می‌گیرد. این نوع حسادت، غیرعادی یا نابهنجار است و روان‌پزشکان آن را حسادت بیمارگونه می‌نامند. حسادت بیمارگونه در برخی موارد حاد ممکن است به خشونت و حتی مرگ بینجامد.
حسادت به عنوان یک هیجان طبیعی انسان

تفاوت عمده‌ای بین حسادت طبیعی و غیرطبیعی وجود دارد، هر چند صاحب‌نظران در مورد نقطه دقیقی که حسادت طبیعی به صورت حسادت بیمارگونه در می‌آید بحث دارند. به عنوان یک قاعده کلّی، حسادت طبیعی را می‌توان چنین تعریف کرد که حسادتی است که فرد حس می‌کند چنانچه:
همسر یا دوستش را با کس دیگری ببیند
دوستش او را به خاطر کس دیگری کنار بگذارد
کودکی در خانواده مورد محبت و علاقه بیشتری از دیگران قرار داشته باشد
احساس حسادت می‌تواند خیلی دردناک باشد امّا در حسادت‌های طبیعی، افراد خود را با شرایط و موقعیت جدید وفق می‌دهند و زندگیشان را می‌کنند.
هنگامی که حسادت از کنترل خارج می‌شود

حسادت بیمارگونه به دو شکل وجود دارد: حسادت وسواسی و حسادت توهمی یا روان‌پریشانه.
در حسادت وسواسی، فرد دارای افکار شدید و تکرار شونده‌ای مبنی بر روراست نبودن یارش است. با وجودی که ممکن است فرد از ته قلب به این گونه افکار اعتقاد نداشته باشد امّا نمی‌تواند فکر کردن درباره آن را متوقف کند و این افکار می‌توانند خیلی زود به صورت مخرّب و ناراحت کننده درآیند. غالباً به علت حسادت وسواسی، روابط از هم می‌گسلند.

حسادت روان‌پریشانه، خطرناک‌تر و حادتر از حسادت وسواسی است. افرادی که از حسادت روان‌پریشانه رنج می‌برند کاملاً مطمئن هستند که یارشان به آن‌ها خیانت می‌کند و بر خلاف حسادت وسواسی هیچگونه شکی در این مورد در ذهنشان وجود ندارد. آن‌ها احتمالاً عقیده دارند که شواهدی نیز برای خیانت یارشان وجود دارد، حتی چنانچه شواهدی واقعاً وجود نداشته باشد.
رفتارهای خطرناک و آسیب‌رسان مرتبط با حسادت روان‌پریشانه عبارتند از:
تعقیب کردن یار
استخدام کسی برای تعقیب کردن یار
سوء تعبیر رویدادهای عادی به عنوان نشانه‌های تقلّب
رو در رویی با یار و متهم کردن او به داشتن رابطه با دیگران
رفتار خشونت‌آمیز با یار
رفتار خشونت‌آمیز با کسی که فکر می‌کند با یارش رابطه دارد
حسادت روان‌پریشانه کمتر از حسادت وسواسی شایع است و ممکن است به علّت اختلالات دیگری چون اسکیزوفرنی، افسردگی، سوء مصرف مواد، زوال عقل و ناتوانی جنسی به وجود آید.
درمان حسادت بیمارگونه

از آنجا که حسادت بیمارگونه طرز فکر فرد را خراب می‌کند، می‌تواند اثرات منفی قابل ملاحظه‌ای بر کیفیت زندگی او بگذارد. با وجود این، چون حسادت بیمارگونه به عنوان یک اختلال ذهنی شناخته می‌شود، درمان‌هایی برای آن وجود دارد.
«درمان‌های گفتگویی» نظیر درمان‌رفتاری شناختی (CBT) برای درمان حسادت بیمارگونه متداول‌تر است. CBT به فرد کمک می‌کند که شیوه تفکر و عملش را تغییر دهد و مشکل وی را قابل تحمل‌تر می‌سازد.
دارودرمانی نیز برای درمان حسادت بیمارگونه به کار می‌رود. برای حسادت وسواسی، داروهای ضدافسردگی مفیدند و برای حسادت روان‌پریشانه، داروهای ضدروان‌پریشی (مانند داروهایی که برای درمان اسکیزوفرنی تجویز می‌شود) ممکن است لازم باشد.
توصیه‌هایی برای دوستان و افراد خانواده کسانی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند
همجواری با افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند می‌تواند برای دوستان و افراد خانواده‌شان بسیار سخت باشد. به یاد داشتن این نکته اهمیت دارد که حسادت بیمارگونه یک نوع اختلال ذهنی است که قابل درمان است امّا همچنین باید به یادداشت که خطر خشونت‌آمیز شدن رفتار فرد نیز وجود دارد.
به افرادی که دچار حسادت بیمارگونه هستند می‌توان کمک کرد امّا غالباً آن‌ها کمک را رد می‌کنند و یا اصلاً انکار می‌کنند که نیاز به کمک دارند. با وجودی که باید آن‌ها را تشویق به کمک گرفتن کرد امّا ممکن است آن‌ها از این پیشنهاد عصبانی شوند. با در نظر داشتن این که افرادی که دچار حسادت بیمارگونه هستند ممکن است به خشونت روی آورند، دوستان و افراد خانواده‌شان باید رفتار احتیاط‌آمیزی با آن‌ها داشته باشند. هنگامی که به خشونت روی آورده شد توصیه می‌شود با پلیس تماس گرفته شود. در این شرابط، افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند، به ویژه از نوع روان‌پریشانه‌اش، ممکن است به اجبار تحت درمان قرار داده شوند.
حسادت ممکن است بیش از یک هیجان طبیعی باشد
از آنجا که حسادت معمولاً به عنوان یک هیجان انسانی متداول در نظر گرفته می‌شود، مردم غالباً باور ندارند که حسادت، در شکل حادش، یک نوع اختلال ذهنی است. تفاوت‌گذاری بین حسادت طبیعی و غیرطبیعی گاهی اوقات دشوار است امّا به عنوان یک قاعده کلّی، حسادت طبیعی می‌تواند باعث حفظ رابطه با دیگران گردد در حالی که حسادت غیرطبیعی مخرّب است و غالباً به خشونت می‌انجامد.
حسادت غیرطبیعی شایع است و قابل درمان می‌باشد امّا غالباً افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند از دریافت کمک خودداری می‌کنند. در این موارد ممکن است آن‌ها را به اجبار تحت درمان قرار داد.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
“What is Morbid Jealousy?”, Martine Daniel, Jan 7, 2010.

http://psychology.suite101.com/articles.cfm
*
مدیریت هیجانات در زندگی روزمره

*
سواد هیجانی برای دنیای آرام‌تر
 
 
 
 
 
وقتی روان، جسم را بیمار می‌کند

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم
آشنایی با بیماری های جسمی بدون علت بدنی یکی از اختلالات شایع روانی، اختلالات جسمی غیرقابل توجیه از نظر پزشکی است که  الگو و قالب مشخصی ندارند. اگر می‌خواهید با برخی از این اختلالات آشنا شوید با ما همراه شوید. ویژگی‌های بعضی از اختلالات روانی شامل علایم و نشانه‌های بیماری جسمی است، اما به ‌طور کامل، بیماری جسمی را نیز توجیه نمی‌کند.علایم و نشانه‌های مربوط به اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی یا شبه‌جسمی، ممکن است در مرحله بحرانی زندگی آغاز شود و با رفع استرس یا آموزش سازگاری به فرد مبتلا، برطرف شوند. علایم و نشانه‌ها شبیه حالت‌های طبیعی همراه با استرس و آشفتگی روانی است، اما در اختلال شبه‌جسمی علایم و نشانه‌ها شدیدتر هستند و طی یک دوره ی مداوم ادامه دارند.  انواع اختلالاتی که از نظر پزشکی علایم و نشانه‌های غیرقابل توجیه دارند عبارت‌اند از: اختلال جسمی‌سازی، اختلال درد، اختلال تبدیلی و خودبیمارانگاری.اختلال جسمی‌سازی (Somatization Disorder)تبدیل شدن تجارب روانی به علایم جسمانی، اختلال جسمی‌سازی است. چنین افرادی برای چند سال متوالی، دچار بیماری‌های جسمانی هستند، ولی وقتی که پزشک آنها را مورد معاینه قرار دهد، علت بدنی واضحی پیدا نمی‌کند. برخی نشانه‌ها و علایم اختلال جسمی‌سازی شامل کمردرد، سردرد، درد مفصل و درد قفسه‌سینه است. همچنین برخی مشکلات گوارشی از قبیل التهاب معده، تهوع، استفراغ و اسهال نیز از دیگر علایم این اختلال به شمار می‌رود. این علایم به‌ طور معمول در نوجوانی شروع می‌شود و بیشتر بین خانم‌ها رایج است.اختلال درد ( Pain Disorder)اختلال درد شامل تجربه درد به مدت طولانی‌ است و هیچ دلیل جسمی، علت درد را آشکار نمی‌کند. این اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس جسمی داشته باشد. اختلال درد به ‌طور معمول بین 30 تا 50 سالگی شروع و به ‌طور ناگهانی ظاهر می‌شود و پس از چند هفته یا چند ماه درد آن بدتر می‌شود. تداوم این اختلال در خانم‌ها دو برابر آقایان است.افراد دچار این اختلال ممکن است کارشان را رها کنند. از یک پزشک به پزشک دیگر می‌روند و از روش‌های زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده می‌کنند. این اختلال می‌تواند به استرس منجر شود.اختلال تبدیلی (Conversion Disorder)علایم و نشانه‌های این اختلال، حسی و حرکتی است. نشانه‌های حسی شامل از دست دادن حس درد یا لامسه، دوبینی، کوری و کری است. علایم و نشانه‌های حرکتی شامل: ضعیف شدن تعادل و هماهنگ‌سازی، فلج شدن، مشکل در بلع یا تولید صداست. برخی افراد حتی به حملات قلبی، صرع یا تشنج نیز دچار می‌شوند. نتایج آزمایش‌های عصبی و دیگر آزمایش‌ها، هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نمی‌دهند، ولی عوامل روان‌شناسی از قبیل استرس، عامل به وجود آورنده یا تشدید کننده ی علایم و نشانه‌های مربوط به این اختلال می باشد و به طور معمول در نوجوانی و ابتدای جوانی ظاهر می‌شوند.خود بیمارانگاری (Hypochondriasis)خودبیمارانگاری یک نوع دل‌نگرانی، همراه با ترس از بیماری است. یعنی شما باور می‌کنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش یک بیمار جسمی را بازی می‌کنید، حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال بدنی، یک ترس بدون ‌دلیل از بیماری ادامه دارد. تغییر در میزان ضربان قلب شما ایجاد می‌شود. افزایش تعریق و درد معده، به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری است. فکر و ذهن شما، نگران ارگان‌های بدن شماست. به عنوان مثال نگرانی از اینکه شما بیماری قلبی دارید. اغلب اشخاص خودبیمارانگار، توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و از تلاش‌های پزشک برای سلامت خود قدردانی نمی‌کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که در اختلالی موسوم به اختلال تصنعی (مونچ‌هاوزن Munchausen ) شخص علایم یک بیماری جسمی را شبیه‌سازی می‌کند و یا آسیبی به خود می‌زند تا به این ترتیب توجه دیگران را به خود و بیماری اش جلب کند.درمانپزشک معاینه ای کامل انجام می‌دهد و دلیل جسمی بیماری‌ شما را تا حد امکان مورد تحقیق قرار می‌دهد. وقتی که برای بیماری‌ شما دلیلی یافت نشود، بیماری روانی از جمله اضطراب و افسردگی به عنوان علت مطرح می‌شوند. به طور معمول درمان، روی روش زندگی شما متمرکز می‌شود به طوری که شما بیش از حد تصنعی و محدود نباشید. این درمان شامل روان‌درمانی و تا حد امکان تجویز داروی ضدافسردگی است. داروی ضدافسردگی ممکن است برای شخص افسرده به همراه خود اختلال شبه‌جسمی هم داشته باشد که برای وی مفید است. این دارو همچنین درد را کنترل می‌کند و خواب را بهبود می‌بخشد.دکتر مجید سلطانی
نمونه شرح حال بیمار روانپزشکی | فرار بیمار روانپزشکی | راههای پیشگیری از فرار بیمار روانپزشکی از بخش | نمونه شرح حال روانپزشکی | نمونه ی شدح حال روانپزشکی | نمونه شرح حال های روانپزشکی | نمونه ی شدح حال روانپزشکی | نمونه شرح حال روانپزشکی | نمونه شرح حال روانپزشکی | نمونه شرح درمان روانپزشکی |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله