درمان افسردگی


آیا مصرف ویتامین به درمان افسردگی کمک می‌کند؟

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پاسخ این سوال این است: «احتمال دارد.»
کمبود بعضی از ویتامین‌ها و مواد معدنی در بدن انسان می‌تواند باعث نشانه‌های افسردگی در فرد شود. بنابراین چنانچه افسردگی به این علت باشد، خوردن مکمل‌های غذایی حتماً به شخص کمک می‌کند و بر عکس، اگر افسردگی شخص دلایل دیگری داشته باشد، خوردن ویتامین‌ها و مکمل‌های غذایی کمکی نخواهد کرد. البته مطمئناً به امتحانش می‌ارزد و خوب است که شخص قبل از مصرف داروهای ضدافسردگی، ابتدا برای مدتی از مکمل‌های غذایی به مقدار کافی استفاده کند.
در زیر با برخی از ویتامین‌ها و ارتباط آنها با افسردگی آشنا می‌شویم.
ویتامین ب- کمپلکس
ویتامین‌های ب-کمپلکس برای سلامت هیجانی و ذهنی، نقش اساسی دارند. این ویتامین‌ها در بدن ما ذخیره نمی‌شوند. بنابراین باید روزانه در رژیم غذایی ما گنجانده شوند. ویتامین‌های ب توسط الکل، شکر، نیکوتین و کافئین از بین می‌رود. در نتیجه، تعجبی ندارد که بسیاری از مردم دچار کمبود این نوع ویتامین هستند.
یافته‌های جدید درباره ارتباط ویتامین‌های ب- کمپلکس و افسردگی به قرار زیر است:
•  ویتامین ب-1 (تیامین): مغز انسان از این ویتامین برای کمک به تبدیل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده می‌کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژی می‌ماند.
این امر می‌تواند به خستگی، افسردگی، تندخوئی، زودرنجی، اضطراب و حتی فکر خودکشی بیانجامد. کمبود ویتامین ب-1، همچنین می‌تواند باعث مشکلات حافظه، کم‌اشتهایی، بیخوابی و اختلالات گوارشی گردد. مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده، مثل شکر، نیاز ویتامین ب-1 بدن را تامین می‌کند.
•  ویتامین ب-3 (نیاسین): سرانجام کشف شد که بیماری پلاگر ( pellagra ) که روان‌پریشی و زوال عقل از جمله نشانه‌های آن است، به دلیل کمبود نیاسین بروز می‌کند. هم اکنون بسیاری از محصولات غذایی حاوی نیاسین هستند و بیماری پلاگر تقریباً ریشه کن شده است. کمبود ویتامین ب-3 می‌تواند باعث بیقراری، اضطراب و نیز کند ذهنی و کم تحرکی گردد.
•  ویتامین ب-5 (اسیدپانتوتنیک): نشانه‌های کمبود این ویتامین عبارتند از خستگی، اضطراب مزمن وافسردگی. ویتامین ب-5 برای ایجاد هورمونها و استفاده از اسیدهای آمینه و استیل کولین ( acetylcholine ) شیمیایی مغز که به کمک هم از انواع خاصی از افسردگی جلوگیری می‌کنند مورد نیاز است.
•  ویتامین ب-6 (پیریدوکسین): این ویتامین به پردازش اسیدهای آمینه که عناصر سازنده تمام پروتئین‌ها و برخی از هورمونها هستند، کمک می‌کند. این ویتامین همچنین در تولید سروتونین، ملاتونین و دوپامین مورد نیاز است. کمبود ویتامین ب-6 که البته بسیار نادر است، باعث آسیب رساندن به سیستم ایمنی بدن، ضایعات پوستی و آشفتگی ذهنی می‌گردد. کمبود این ویتامین گاهی در افراد الکلی، بیمارانی که دارای نارسائی کبدی هستند، و خانمهایی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می کنند، بروز می‌کند. بسیاری از متخصصان تغذیه عقیده دارند که اغلب رژیم‌های غذایی، به مقدار بهینه و کافی این ویتامین را تامین نمی‌کنند.
•  ویتامین ب-12: به دلیل اهمیت ویتامین ب-12 در تشکیل گلبولهای قرمز خون، کمبود آن به مشکلاتی در اکسیژن رسانی که به کم‌خونی خطرناک موسوم است، منجر می‌شود. این اختلال می‌تواند باعث تغییر حالت مداوم، پارانویا (بدگمانی)، تحریک‌پذیری، گیجی، زوال عقل، توهّم زدگی یا شیدایی و سرانجام به دنبال آن کم اشتهایی، سرگیجه، ضعف، نفس تنگی، تپش قلب، اسهال و احساس سوزش در اندامهای انتهایی مثل دست و پا گردد. کمبود این ویتامین پس از یک دوره طولانی پیش می‌آید زیرا در کبد انسان برای سه تا پنج سال ذخیره وجود دارد. هنگامی که کمبود ویتامین ب-12 در فردی بروز می‌کند، معمولاً به خاطر کمبود آنزیمی است که باعث جذب آن در روده می‌شود. به دلیل آن که با بالارفتن سن از مقدار این آنزیم کاسته می‌شود، افرد مسن بیشتر در معرض کمبود ویتامین ب-12 هستند.
•  اسیدفولیک: این ویتامین ب برای ترکیب DNA مورد نیاز است. رژیم غذایی نامناسب و عوامل دیگری مانند بیماری، الکلیسم و نیز مصرف داروهای مختلفی چون آسپرین، قرص‌های ضدبارداری، باربیتورات‌ها و داروهای ضد تشنج، در کمبود اسیدفولیک دخالت دارند. مصرف این ویتامین مخصوصاً به خانم‌های باردار توصیه می‌گردد.
  ویتامین ث
کمبود ویتامین ث مستقیماً باعث افسردگی می‌گردد که باید با استفاده از مکملهای غذایی به برطرف کردن آن پرداخت. استفاده از مکملهای غذایی خصوصاً پس از اعمال جراحی و بیماری‌های التهابی اهمیت دارد. اضطراب، بارداری و شیردهی نیز نیاز بدن به ویتامین ث را افزایش می‌دهند. لازم به تذکر است که مصرف آسپرین، تتراسیکلین و قرص‌های ضدبارداری، ذخیره بدن را به انتها می‌رساند.

مواد معدنی
کمبود برخی از مواد معدنی نیز می‌تواند باعث افسردگی گردد.
•  منیزیم: کمبود منیزیم باعث بروز نشانه‌های افسردگی و همچنین گیجی، بیقراری، اضطراب، توهّم و انواع مشکلات جسمی می‌گردد. اغلب رژیم‌های غذایی شامل منیزیم به مقدار کافی نیستند و استرس نیز به شدّت، مقدار منیزیم موجود بدن را کاهش می‌دهد.
•  کلسیم: کمبود کلسیم بر روی سیستم مرکزی اعصاب تاثیر می‌گذارد. سطح پائین کلسیم باعث ناآرامی، دلهره، تندخوئی، زودرنجی و بی‌حسّی می‌شود.
•  روی: کمبود روی در بدن به بی‌احساسی، بی‌اشتهایی، سستی و خواب آلودگی منجر می‌شود. با پائین آمدن سطح روی در بدن، ممکن است میزان مس بدن به سطح سمّی افزایش یابد و باعث پارانویا (بدگمانی) و ترس و وحشت گردد.
•  آهن: افسردگی غالباً نشانه‌ای از کمبود آهن مزمن است. از دیگر نشانه‌های کمبود آهن می‌توان به ضعف عمومی، سستی و بی‌حالی، خستگی، کم‌اشتهایی و سردرد اشاره کرد.
•  منگنز: این فلز برای استفاده مناسب از ویتامین‌های ب-کمپلکس و ویتامین ث مورد نیاز است. منگنز همچنین در تشکیل اسیدهای آمینه نقش دارد و به همین دلیل، کمبود آن می‌تواند به کاهش سطح ناقل‌های عصبی و در نتیجه افسردگی منجر شود. این فلز به تثبیت قندخون و جلوگیری از تغییر حالت‌های مداوم نیز کمک می‌کند.
•  پتاسیم: کمبود پتاسیم معمولاً به افسردگی، گریانی، ضعف و خستگی منجر می‌شود.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
* “ Can Vitamins Help Depression? ” , Nancy Schimelpfening,
http://depression.about.com/cs/diet/a/vitamin.htm
 
 
 
 
 
 
آیا مصرف ویتامین به درمان افسردگی کمک می‌کند؟

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پاسخ این سوال این است: «احتمال دارد.»
کمبود بعضی از ویتامین‌ها و مواد معدنی در بدن انسان می‌تواند باعث نشانه‌های افسردگی در فرد شود. بنابراین چنانچه افسردگی به این علت باشد، خوردن مکمل‌های غذایی حتماً به شخص کمک می‌کند و بر عکس، اگر افسردگی شخص دلایل دیگری داشته باشد، خوردن ویتامین‌ها و مکمل‌های غذایی کمکی نخواهد کرد. البته مطمئناً به امتحانش می‌ارزد و خوب است که شخص قبل از مصرف داروهای ضدافسردگی، ابتدا برای مدتی از مکمل‌های غذایی به مقدار کافی استفاده کند.
در زیر با برخی از ویتامین‌ها و ارتباط آنها با افسردگی آشنا می‌شویم.
ویتامین ب- کمپلکس
ویتامین‌های ب-کمپلکس برای سلامت هیجانی و ذهنی، نقش اساسی دارند. این ویتامین‌ها در بدن ما ذخیره نمی‌شوند. بنابراین باید روزانه در رژیم غذایی ما گنجانده شوند. ویتامین‌های ب توسط الکل، شکر، نیکوتین و کافئین از بین می‌رود. در نتیجه، تعجبی ندارد که بسیاری از مردم دچار کمبود این نوع ویتامین هستند.
یافته‌های جدید درباره ارتباط ویتامین‌های ب- کمپلکس و افسردگی به قرار زیر است:
•  ویتامین ب-1 (تیامین): مغز انسان از این ویتامین برای کمک به تبدیل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده می‌کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژی می‌ماند.
این امر می‌تواند به خستگی، افسردگی، تندخوئی، زودرنجی، اضطراب و حتی فکر خودکشی بیانجامد. کمبود ویتامین ب-1، همچنین می‌تواند باعث مشکلات حافظه، کم‌اشتهایی، بیخوابی و اختلالات گوارشی گردد. مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده، مثل شکر، نیاز ویتامین ب-1 بدن را تامین می‌کند.
•  ویتامین ب-3 (نیاسین): سرانجام کشف شد که بیماری پلاگر ( pellagra ) که روان‌پریشی و زوال عقل از جمله نشانه‌های آن است، به دلیل کمبود نیاسین بروز می‌کند. هم اکنون بسیاری از محصولات غذایی حاوی نیاسین هستند و بیماری پلاگر تقریباً ریشه کن شده است. کمبود ویتامین ب-3 می‌تواند باعث بیقراری، اضطراب و نیز کند ذهنی و کم تحرکی گردد.
•  ویتامین ب-5 (اسیدپانتوتنیک): نشانه‌های کمبود این ویتامین عبارتند از خستگی، اضطراب مزمن وافسردگی. ویتامین ب-5 برای ایجاد هورمونها و استفاده از اسیدهای آمینه و استیل کولین ( acetylcholine ) شیمیایی مغز که به کمک هم از انواع خاصی از افسردگی جلوگیری می‌کنند مورد نیاز است.
•  ویتامین ب-6 (پیریدوکسین): این ویتامین به پردازش اسیدهای آمینه که عناصر سازنده تمام پروتئین‌ها و برخی از هورمونها هستند، کمک می‌کند. این ویتامین همچنین در تولید سروتونین، ملاتونین و دوپامین مورد نیاز است. کمبود ویتامین ب-6 که البته بسیار نادر است، باعث آسیب رساندن به سیستم ایمنی بدن، ضایعات پوستی و آشفتگی ذهنی می‌گردد. کمبود این ویتامین گاهی در افراد الکلی، بیمارانی که دارای نارسائی کبدی هستند، و خانمهایی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می کنند، بروز می‌کند. بسیاری از متخصصان تغذیه عقیده دارند که اغلب رژیم‌های غذایی، به مقدار بهینه و کافی این ویتامین را تامین نمی‌کنند.
•  ویتامین ب-12: به دلیل اهمیت ویتامین ب-12 در تشکیل گلبولهای قرمز خون، کمبود آن به مشکلاتی در اکسیژن رسانی که به کم‌خونی خطرناک موسوم است، منجر می‌شود. این اختلال می‌تواند باعث تغییر حالت مداوم، پارانویا (بدگمانی)، تحریک‌پذیری، گیجی، زوال عقل، توهّم زدگی یا شیدایی و سرانجام به دنبال آن کم اشتهایی، سرگیجه، ضعف، نفس تنگی، تپش قلب، اسهال و احساس سوزش در اندامهای انتهایی مثل دست و پا گردد. کمبود این ویتامین پس از یک دوره طولانی پیش می‌آید زیرا در کبد انسان برای سه تا پنج سال ذخیره وجود دارد. هنگامی که کمبود ویتامین ب-12 در فردی بروز می‌کند، معمولاً به خاطر کمبود آنزیمی است که باعث جذب آن در روده می‌شود. به دلیل آن که با بالارفتن سن از مقدار این آنزیم کاسته می‌شود، افرد مسن بیشتر در معرض کمبود ویتامین ب-12 هستند.
•  اسیدفولیک: این ویتامین ب برای ترکیب DNA مورد نیاز است. رژیم غذایی نامناسب و عوامل دیگری مانند بیماری، الکلیسم و نیز مصرف داروهای مختلفی چون آسپرین، قرص‌های ضدبارداری، باربیتورات‌ها و داروهای ضد تشنج، در کمبود اسیدفولیک دخالت دارند. مصرف این ویتامین مخصوصاً به خانم‌های باردار توصیه می‌گردد.
  ویتامین ث
کمبود ویتامین ث مستقیماً باعث افسردگی می‌گردد که باید با استفاده از مکملهای غذایی به برطرف کردن آن پرداخت. استفاده از مکملهای غذایی خصوصاً پس از اعمال جراحی و بیماری‌های التهابی اهمیت دارد. اضطراب، بارداری و شیردهی نیز نیاز بدن به ویتامین ث را افزایش می‌دهند. لازم به تذکر است که مصرف آسپرین، تتراسیکلین و قرص‌های ضدبارداری، ذخیره بدن را به انتها می‌رساند.

مواد معدنی
کمبود برخی از مواد معدنی نیز می‌تواند باعث افسردگی گردد.
•  منیزیم: کمبود منیزیم باعث بروز نشانه‌های افسردگی و همچنین گیجی، بیقراری، اضطراب، توهّم و انواع مشکلات جسمی می‌گردد. اغلب رژیم‌های غذایی شامل منیزیم به مقدار کافی نیستند و استرس نیز به شدّت، مقدار منیزیم موجود بدن را کاهش می‌دهد.
•  کلسیم: کمبود کلسیم بر روی سیستم مرکزی اعصاب تاثیر می‌گذارد. سطح پائین کلسیم باعث ناآرامی، دلهره، تندخوئی، زودرنجی و بی‌حسّی می‌شود.
•  روی: کمبود روی در بدن به بی‌احساسی، بی‌اشتهایی، سستی و خواب آلودگی منجر می‌شود. با پائین آمدن سطح روی در بدن، ممکن است میزان مس بدن به سطح سمّی افزایش یابد و باعث پارانویا (بدگمانی) و ترس و وحشت گردد.
•  آهن: افسردگی غالباً نشانه‌ای از کمبود آهن مزمن است. از دیگر نشانه‌های کمبود آهن می‌توان به ضعف عمومی، سستی و بی‌حالی، خستگی، کم‌اشتهایی و سردرد اشاره کرد.
•  منگنز: این فلز برای استفاده مناسب از ویتامین‌های ب-کمپلکس و ویتامین ث مورد نیاز است. منگنز همچنین در تشکیل اسیدهای آمینه نقش دارد و به همین دلیل، کمبود آن می‌تواند به کاهش سطح ناقل‌های عصبی و در نتیجه افسردگی منجر شود. این فلز به تثبیت قندخون و جلوگیری از تغییر حالت‌های مداوم نیز کمک می‌کند.
•  پتاسیم: کمبود پتاسیم معمولاً به افسردگی، گریانی، ضعف و خستگی منجر می‌شود.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
* “ Can Vitamins Help Depression? ” , Nancy Schimelpfening,
http://depression.about.com/cs/diet/a/vitamin.htm  
 
 
 
 
 
پدران هم به افسردگی بعد از زایمان دچار می‌شوند

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

در حالی که افسردگی برخی از مادران پس از زایمان مدت‌هاست که از نظر پزشکی مطرح است مطالعات جدید نشان می‌دهد برخی از مردان تازه پدر شده‌ نیز دچار افسردگی می‌شوند
پژوهشی جدیدی نشان می‌دهد مردها هم به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند.
برخی عوامل مانند شوک شدن ناشی از تغییر اساسی در زندگی، محرومیت از خواب و فشار مالی که معمولا با آمدن کودک جدید همراه است می‌تواند در پدران نیز مانند مادران افسردگی ایجاد کند.
با وجودی که افسردگی پس از زایمان در زنان امر شناخته‌شده‌ای است برخی مطالعات درسال‌های اخیر نشان داده‌اند که پدران نیز ممکن است پس از تولد فرزندشان افسرده‌شوند.
در یک مطالعه تحلیلی جدید جیمز پالسون در دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیای شرقی در آمریکا 43 پژوهشی که پیشتر درباره تجارب 28 هزار پدر تازه بچه‌دارشده در فاصله سال‌های 1980 تا 2009 صورت گرفته‌بود را بررسی کرد.
یافته‌ها نشان می‌دهد حدود 10 درصد مردانی که همسران آن‌ها به تازگی زایمان کرده‌بودند در دوره زمانی سه ماه پیش از تولد کودک تا یک سالگی او دچار افسردگی شده‌اند.
میزان افسردگی در این دسته از مردان دو برابر افسردگی در مردان به طورکلی‌ و تقریبا مشابه میزان ابتلای زنان به افسردگی پس از زایمان می‌باشد.
تحلیل مطالعات گذشته که در شماره جدید «مجله انجمن پزشکی آمریکا» منتشر شده‌‌است نشان‌می‌دهد خطرناک‌ترین زمان افسردگی پدران به هنگام سه تا شش ماهگی عمر کودک‌شان است.
گریگوری سیمون، روان‌پزشک در انستیتوی بهداشت گروهی در سیاتل آمریکا، در گفت‌وگو با رادیوی ملی آمریکا، ان.پی.آر، با حمایت از نتایج این مطالعه گفت: این یافته‌ها احتمالا برای مردان و بسیاری از کارشناسان بهداشتی شگفت‌آور است.
او و جیمز پالسون با اشاره به این‌که نظریه مربوط به ارتباط افسردگی پس از زایمان زنان و تغییرات هورمونی هنوز قطعی نیست این امید را مطرح کردند که مطالعه تحلیلی جدید بتواند انگیزه‌ بررسی دقیق‌تری درباره  این افسردگی برای به محققان باشد.
پالسون عدم توجه پدران و کارشناسان پزشکی به افسردگی پس از بچه‌دارشدن مردان را عمدتا مربوط به این می‌داند که آن‌ها افسردگی پس از زایمان را ناشی از تغییرات هورمونی می‌دانند و بنابراین وجود چنین حالتی را در پدران غیرممکن تلقی می‌کنند.
مردها فکر می‌کنند نباید افسرده ‌شوند یا نباید آن را ابراز کنند
دکتر ویل کورتینی، روان‌شناس و روان‌درمانگر در برکلی کالیفرنیا، که به کمک مردان افسرده شتافته و سایتی به نام «پدرغمگین» بنا نهاده از «افسانه فرهنگی عدم افسرده‌شدن مردان» سخن می‌گوید و آن را «خطرناک» می‌خواند.
او می‌گوید: این افسانه باعث شده که مردها فکر کنند نباید افسرده شوند یا حداقل نباید آن را ابراز کنند. بنابراین آن‌ها احتمالا بیشتر از زنان افسردگی خود را پنهان می‌کنند یا کمتر راجع به آن حرف می‌زنند.
جوئل شوارتزبرگ، یکی از تولیدکنندگان شبکه پی.بی.اس آمریکا مرد 41 ساله‌ای که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی شد به ان.پی.آر از درهم‌شکستن خود در آن زمان سخن گفت و نشانه‌های افسردگی خود را غمگینی، احساس طردشدگی، برانگیختگی و اشتهای زیاد توصیف کرد که باعث اضافه وزن 10 پوندی او شده‌بود.
او پس از خارج شدن از بحران اگرچه به پایان زندگی زناشوییش انجامید اما درباره تجربه فردی خود در مجله نیوزویک مطلبی نوشت و امیدوار بود که به سایر پدران بگوید آن‌ها تنها نیستند.
عوامل افسردگی پس از بچه‌دارشدن
پالسون نویسنده مطالعه حاضر یکی از عوامل مهم افسردگی پس از بچه‌دارشدن را تغییر موقعیت از زندگی انفرادی به سوی پدر یا مادرشدن می‌‌داند. که ‌«شوک واقعی» است و هر دوی والدین سعی می‌کنند با این تغییر بزرگ در زندگی کنار بیایند.
نکته دیگر فشار مالی همراه با این تغییر است که پالسون اوج‌گیری افسردگی پدران را در سه ماهگی کودکان عمدتا ناشی از بازگشت هر دوی والدین به کار می‌داند.
مسئله دیگر اختلال خواب و محرومیت از آن است که معمولا با پدرومادرشدن همراه است. گریگوری سیمون، روان‌پزشک، در این باره می‌گوید: اختلال خواب و محرومیت از خواب عامل خطر افسردگی محسوب می‌شود و محرومیت از خواب در والدین جدید امری کاملا متداول است.
پالسون ضمن هشدار درباره نشانه‌های افسردگی در پدران از شواهد فزاینده‌ای سخن می‌گوید که نشان می‌دهند افسردگی پدران روی کودک اثرات منفی دارد و خطر بروز مشکلات هیجانی و رفتاری آن‌ها را افزایش می‌دهد.
کمک به پدران جدید
شیوه‌های مختلف درمانی برای پدرانی که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی می‌شوند توصیه شده‌است مانند گفت‌وگو درمانی، مشاوره گروهی و درمان دارویی.
حتی بحث باز و صمیمانه در داخل خانواده می‌تواند در این زمینه بسیار مفید باشد.
گریگوری سیمون معتقد است مطالعه جدید به افزایش آگاهی گروه‌های مختلف مردم درباره این موضوع کمک می‌کند. از یک طرف آگاهی مادران جدید مهم است که بدانند همسران آن‌ها نیز ممکن است دچار افسردگی شوند. آگاهی پدران جدید نیز اهمیت دارد که بدانند ممکن است به افسردگی دچار شوند و باید در جست‌وجوی کمک برآیند سرانجام آگاهی کارشناسان بهداشتی و پزشکی ضروری است که با درک بیشتر موضوع بتوانند به‌موقع نشانه‌ها را تشخیص دهند و به بیمار کمک کنند.

مقاله راجب به راهای اعتماد بنفس در کودکان | راهای افزایش اعتماد بنفس | راهای افزایش اعتماد بنفس | راهای افزایش اعتماد بنفس | اعتماد بنفس در کودکان | کمبود اعتماد بنفس در کودکان | درمان دارویی اعتماد بنفس کودکان | خطرهای کمبود اعتماد بنفس در کودکان | مقاله انگلیسی اعتماد بنفس | متن كوتاه اعتماد بنفس |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله