درمان افسردگی


سواد هیجانی برای دنیایی آرام‌تر

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
حملات تروریستی به برج‌های مرکز تجارت جهانی بیش از 6000 نفر را به کام مرگ کشاند و هزاران نفر دیگر را مجروح ساخت. قربانیان و مجروحان از ملیت‌های گوناگون بودند و هنوز بسیاری از نزدیکان و عزیزانشان داغدار باقی مانده‌اند. بسیاری نتوانستند عزیزانشان را پیدا کنند و تنها چاره‌ای که داشتند این بود که بپذیرند آن‌ها از بین رفته‌اند و جسدشان جایی در زیر تل خاک قرار دارد. این حملات باعث پیدایش هراس از بیگانگان و افراد غریبه (xenophobia) شد و در پی آن، بسیاری از افراد بیگناه مورد آزار کلامی و یا جسمی قرار گرفتند. نژادپرستی افزایش یافت و تعامل مسالمت‌آمیز بین افراد از نژادهای مختلف، دشوار شد.

اضطراب مرگ (هراس از مرگ خود یا دیگران) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در بین مردم در سراسر جهان افزایش یافته است. هماهنگی اجتماعی به شدّت آسیب‌دیده و منجر به نفرت و دشمنی در بین جوامع مختلف شده و اعتماد بین فردی نیز متزلزل گشته است.

رهبران جهان مرتباً درباره این اقدامات غیرانسانی صحبت می‌کنند امّا این سوال همچنان باقی است که آیا با واکنش نشان دادن به جای ریشه‌یابی، امیدی به موفقیت هست؟ من کاملاً شک دارم. البته این بدان معنی نیست که ما باید در مقابل این اقدامات ساکت بمانیم. همگان در انتظار راه حل هستند. امّا من معتقدم که آنچه بیشتر اهمیت دارد یک راه حل پایدار و ماندگار است. یک راه حل کوتاه مدت و میانبر می‌تواند غلبه بر طرف دیگر با استفاده ازتمام سلاح‌های شیطانی که به عنوان حفظ صلح تولید شده‌اند باشد. بسیاری از رهبران جهان بر تولید سلاح‌های جنگی تحت عنوان «امنیت ملّی» افزوده‌اند. در بسیاری از جوامع، بخش کوچکی از مردم، قوانین مقررات سختگیرانه‌ای را به نام «ایجاد جامعه بهتر» به بخش ضعیف‌تر جامعه دیکته می‌کنند و آن‌ها باید به خاطر خطراتی که زندگی‌شان را تهدید می‌کند از آن قوانین تبعیت کنند. در این میان، احساسات بخش بزرگتر جامعه اصلاً در نظر گرفته نمی‌شود. من نگران این هستم که این رفتارها ما را دوباره به عصر حجر بازگرداند!

من به عنوان یک روان‌شناس، ساکت ماندن در این شرایط را صلاح نمی‌دانم. به همین دلیل است که تصمیم گرفتم قلم بردارم و احساسات قلبی خود را بر روی کاغذ آورم. ارائه راه حل برای مشکل تروریسم جهانی بسیار پیچیده است و بهتر است آن را به رهبران قدرتمند جهان واگذاریم. در واقع، تغییر ذهنیت و شخصیت فردی که خودش تمایلی به این کار ندارد فوق‌العاده دشوار است. روان درمانگران و مشاوران نیز تنها هنگامی که خود بیمار خواهان تغییر باشد، وراد عمل می‌شوند. با شناختی که من از رهبران کنونی جهان دارم ترجیح می‌دهم تصمیم‌گیری در این مورد را به خبرگان سیاست واگذار کنم.

امّا کاری که خودمان می‌توانیم بکنیم حفاظت از کودکانمان در مقابل تهدیدهای خطرناک زندگی فرد است.افراد متمدن باید دست به دست هم داده و سواد هیجانی عمومی را در سطح مدارس ارتقاء بخشند. ما می‌توانیم به کودکانمان اهمیت احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی (قابلیت ذهنی، ظاهر، الگوهای شخصیتی، نژاد، مذهب، جنسیت و ...) را بیاموزیم. بسیاری از روان‌شناسان اجتماعی گزارش کرده‌اند که بسیاری از کودکان سفیدپوست که حتی در عمرشان یک فرد سیاهپوست را از نزدیک ندیده‌اند اظهار داشته‌اند که سیاهان از نظر هوشی در مراتب پائین‌تری قرار دارند. این بدان خاطر است که اولیاء سفیدپوست‌شان چنین چرندیاتی را جلوی آن‌ها بر زبان رانده و در نتیجه آن‌ها چنین احساس برتری را به دست آورده‌اند. هنگامی که چنین طرز تفکر و نگرشی از دوران کودکی در یک فرد شکل بگیرد تغییر دادن آن در بزرگسالی بسیار دشوار است. مسئولیت اخلاقی بزرگترها نسبت به جامعه، حفاظت از کودکان‌شان در مقابل این گونه تعصبات و پیشداوری‌هاست.

به علاوه، ما می‌توانیم اهمیت عوامل زیر را نیز به کودکانمان بیاموزیم. نخست، شناسایی هیجانات در دیگران و در خودمان بر حسب هیجانات مثبت مانند عشق و شادی و هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب، افسردگی، نفرت و حسادت. علت این هیجانات و این که چرا ما از یک حالت هیجانی به حالت دیگر تغییر می‌کنیم باید درک شود. دوم، مدیریت هیجانات بر حسب پرورش هیجانات مثبت و کاهش هیجانات منفی تا پائین‌ترین سطح ممکن، بیائید کودکانمان را تشویق کنیم که اهمیت استفاده کمتر از فشار، نیرو، خشونت، سرزنش و برتری‌جویی و استفاده بیشتر از درک، پذیرش و همکاری را فرا بگیرند.

بیائید تشویق‌شان کنیم که پیش از تصمیم‌گیری برای تنبیه به درک و ریشه‌یابی علّت‌ها بپردازند. تنبیه و مجازات هرگز نمی‌تواند به تنهایی به عنوان یک راه حل بلند مدّت در نظر گرفته شود. من امیدوارم این مقاله همگان را به فکر ارتقاء سواد هیجانی در خانه، مدرسه و محل کار وادارد و در جامعه فردای ما آزادی کامل تعامل با یکدیگر و احترام به یکدیگر بدون در نظر گرفتن طبقات اجتماعی، مذهب و جنسیت برقرار گردد. بدین منظور پیشنهاد می‌کنم که مقامات مسئول آموزش و پرورش در کشورها، گام‌های فوری برای قرار دادن درس سواد هیجانی در دوره‌های مختلف تحصیلی بردارند.



ترجمه:  کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Emotional Literacy for a Peaceful World", Nutankumar S. Thingujam,

http://www.psychology4all.com
*
هوش هیجانی 

* مدیریت هیجانات در زندگی روزانه




 
 
روان‌شناسی جذابیت چهره‌های سرشناس

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پس از در گذشت چند هنرمند سرشناس که به تازگی اتفاق افتاد، روان‌شناسی پشت این شیفتگی عمومی نسبت به آنان مورد توجه قرار گرفته است. چرا درگذشت یک چهره مشهور، چنین حزن و اندوهی در کسانی که هرگز او را نمی‌شناختند به وجود می‌آورد؟ با نگاه کردن به جمعیت انبوهی که در مراسم سوگواری مایکل جکسون شرکت کرده بودند ممکن است فکر کنید که این پدیده جدیدی است که عمدتاً به خاطر نفوذ رسانه‌های جمعی شکل می‌گیرد. امّا در واقع، این غم و اندوه عمومی، پدیده تازه‌ای نیست و مردم از زمان‌های خیلی دور مجذوب زندگی، عشق‌ها و تراژدی‌های افراد مشهور و سرشناس بوده‌اند.
به تازگی نتایج برخی پژوهش‌هایی که درباره جذابیت افراد سرشناس صورت گرفته منتشر شده است. این پدیده افراد بسیار زیادی را دربرمی‌گیرد، بسیار بیشتر از آنچه حدس می‌زنید. در واقع نه تنها آن‌هایی که خوانندگان مجلات مبتذل هنری و شایعات مندرج در آن هستند و از تمام جزئیات زندگی چهره‌های سرشناس هنری آگاهی دارند، بلکه اکثر قریب به اتفاق مردم به طول فعَال یا غیرفعّال، در شایعه پراکنی مشارکت دارند.

تاکنون پژوهش‌های متعددی درباره این که چه کسانی مجذوب چهره‌های سرشناس می‌شوند و انگیزه آن‌ها چیست صورت گرفته است. این شیفتگی اگر صرفاً با هدف سرگرمی باشد، به احتمال زیاد نشانگر شخصیت برون‌گرای فرد است و برای اغلب افراد روش سالمی برای گذراندن وقت می‌باشد. این نوع شیفتگی متضمن رفتارهای بی‌خطر مانند خواندن و صحبت کردن درباره یک چهره سرشناس است. امّا گرایش شدید به یک چهره سرشناس ممکن است نشانگر ردپای روان‌رنجوری و شیفتگی بسیار شدید نسبت به یک چهره سرشناس می‌تواند نشانگر رفتار آسیب‌شناختی مرزی و ردپای روان‌پریشی در فرد باشد. این نوع از شیفتگی نسبت به یک چهره سرشناس که تا مرز پرستش هم می‌تواند پیش رود، می‌تواند شامل رفتارهایی چون همدلی و احساس یگانگی در موفقیت‌ها و شکست‌های چهره سرشناس، دلمشغولی و وسواس فکری با جزئیات زندگی چهره سرشناس، و همذات پنداری خود با چهره سرشناس باشد.
این نوع شیفتگی نسبت به یک چهره سرشناس چه اثراتی بر سلامت ذهنی دارد؟ مطالعاتی که توسط گروهول و نورث (2007) صورت گرفته نشان می‌دهد که شیفتگی بسیار شدید نسبت به یک چهره سرشناس با موارد زیر مرتبط است:
افسردگی
اضطراب بدکاری اجتماعی
استرس
رضایت اندک از زندگی
البته باید خاطر نشان ساخت که هر نوع شیفتگی نسبت به افراد سرشناس بد نیست. اگر کسی را به خاطر دستاوردهایش بستائیم و سعی کنیم با الگوسازی از او خودمان نیز تلاشمان را مضاعف کنیم، این چیز مثبتی است. امّا اکثر ما شیفته افراد سرشناس هستیم فقط به خاطر شهرت آن‌ها، نه تلاش‌ها و دستاوردهایشان. نکته مهم این است که باید قهرمان‌ها را از چهره‌های سرشناس تفکیک کنیم. وگرنه خود را از مدل‌ها و الگوهای واقعی محروم خواهیم ساخت.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
“The Psychology Behind Celebrity Worship”, Kendra Van Wagner,

http://psychology.about.com
 
 
 
 
 
 
تصویر استرس در مغز انسان

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
 
دانشمندان برای نخستین بار توانستند تأثیرات استرس‌های روانی روزمره را در مغز انسان به تصویر بکشند
پژوهشگران در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از (کارکردی MRI) fMRI  موفق شدند از فعالیت مغز افراد عکسبرداری کنند. پژوهشگران از افراد مورد آزمایش در خواست کردند که به سرعت فعالیت‌های چالش برانگیز ذهنی را انجام دهند و بدین ترتیب به آن‌ها استرس وارد کردند و در همین حال فعالیت مغزی آن‌ها را زیر نظر داشتند.
در خلال این آزمایش، واکنش‌های هیجانی افراد نظیر استرس، اضطراب و عصبانیت و نیز تغییرات در هورمون‌های استرس و ضربان قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. بسیاری از افرادی که تحت این آزمایش قرار گرفتند اعلام کردند که در خلال آزمایش «دستپاچه، آشفته و ناراحت» شده‌اند.
در خلال «آزمایش استرس» نتایج نشان داد که جریان خون به قشر راست قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز، یعنی همان ناحیه‌ای که به اضطراب و افسردگی ارتباط دارد، افزایش یافت. این افزایش جریان خون، حتی پس از خاتمه آزمایش نیز ادامه داشت. این نتایج نشانگر ارتباط قوی بین استرس روانی و هیجان‌های منفی بود.
احتمال دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت این بود که چون قشر قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز به توانایی انجام وظایف اجرایی مانند حافظه کاری و رفتارهای هدف‌گرا نیز مربوط است، این نتایج می تواند آن فعالیت‌ها را نیز برجسته سازد.
به گفته جیونگ وانگ، سرپرست این پروژه پژوهشی: «چگونگی واکنش مغز تحت استرس روانی برای متخصصان علم اعصاب هنوز موضوعی بکر است، امّا مطمئناً یک تکّه مهم از پازل درک تأثیرات استرس بر سلامت انسان است. یافته‌های تازه می‌تواند به پیشبرد درک ما از این فرایند، کمک شایانی نماید.»
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Psychological Stress in the Healthy Human Brain", Bjorn Carey, Proceedings of the National Academy of Science, Nov. 21, 2006 .

http://www.livescience.com
* طبیعت، پیامدها و مدیریت استرس

* روان‌شناسی استرس
 
 
 
 
 
قرص سیتالوپرام برای چه بیماری است | قرص سیتالوپرام برا چه بیماری استفاده میشود؟ | آیا قرص سیتالوپرام در درمان بیماری گوارشی مفید است | آیا قرص سیتالوپرام در درمان بیماری گوارشی مفید است | عوارض قطع داروی سیتالوپرام برای کسانی که برای افسردگی استفاده میکنند | قرص سیتالوپرام برای چیست | سیتالوپرام برای اضطراب خوب است/ | قرص سیتالوپرام برای چیست | قرص سیتالوپرام برای چیست | قرص سیتالوپرام برای چیست |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله