درمان افسردگی


مهارت‌های فرزندپروری دکتر مصطفی نجفی فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.  
1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید

بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.

با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟
2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟
اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید

معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
با کودک‌تان صحبت کنید

در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید

فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.
3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد،  مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید

رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).

در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.

از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام  بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و  به وعده خود عمل کنید.

اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.
4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید

برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.
5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند

کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.

روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.
6) چگونگی  مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه

کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.

از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.

انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)

فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).
7) تسلط بیشتر بر اوضاع

والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.
8) دست‌یابی به روحیه بهتر

هنگامی که یک اتفاق ناگوار برای شما می‌افتد، افکار منفی از ذهن‌تان می‌گذرد. این افکار ممکن است در همان موقع باورکردنی باشند اما اگر بعداً راجع به آن فکر کنید به نظرتان غیرواقعی، مبالغه‌آمیز و حتی خنده‌دار بیابند. اما در همان زمان این افکار باعث ناراحتی و نگرانی بیشتر شما می‌شود و موجب می‌شود که شما تصمیمات درستی نگیرید و حتی مشکل‌تان بدتر شود. افکار منفی را شناسایی کنید (مثل من همیشه خراب می‌کنم). در گفتگو با خود عبارت مثبت در جهت سازگاری بیشتر استفاده کنید. (مثل می‌توانم این مشکل را حل کنم) و با افکار منفی مبازره کنید (گاهی خراب می‌کنم ولی بیشتر اوقات خوب عمل کرده‌ام) یاد بگیرید که چگونه خودتان را در شرایط سخت آرام نگه دارید. برای موقعیت‌هایی که احتمال دارد مشکلی پیش بیاید برنامه‌ریزی کنید و آماده باشید.
9) تقسیم  مسئولیت‌ها

پدر یا مادر بودن وظیفه دشواری است و اگر پدر یا مادر هر کدام بخواهند به تنهایی این مسئولیت را بپذیرند دچار خستگی و ناامیدی خواهند شد. یاد بگیرید از دیگران کمک بخواهید با همسرتان کارها را تقسیم کنید در مورد مشکلات پیش آمده حرف بزنید. اگر تا حالا چنین کاری نکرده‌اید ممکن است در ابتدا همسر و سایر اطرافیان به راحتی تقاضای شما را نپذیرند چون آنان عادت کرده‌اند که شما به تنهایی همه کارها را انجام دهید.
* کمک به کودکان در غلبه بر کمرویی

* چگونگی مقابله با استرس‌های فرزندپروری

* افسردگی و استرس فرزندپروری

* فرزند پروری و بهداشت روانی کودک
 
 
 
 
فرزندپروری دکتر فریبا عربگل فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
تصور عموم بر این است که فرزندپروری خصوصیتی است که پس از تولد به والدین اعطا می‌گردد در حالی که فرزندپروری مهارت و علمی است که نیاز به آموزش و فراگیری دارد و طبعاً والدینی که این مهارت را کسب نکرده باشند، توانایی اداره کردن رفتارهای نامناسب کودک خویش را ندارند و ممکن است با توسل به شیوه‌ای نادرست، موجب تشدید مشکلات رفتاری کودک گردند.

مشکلات رفتاری کودکان از تعامل بین سرشت یا مزاج و عوامل محیطی نشأت می‌گیرد. به طور مثال در یک خانواده ممکن است فرزندان از نظر سرشتی و صفات شخصیتی با یکدیگر متفاوت باشند، کودکی که راحت و آرام است به سادگی دستورات و قوانین خانواده را می‌پذیرد، ولی کودکان دشوار و سخت در مقابل قوانین وضع شده توسط والدین می‌ایستند و به راحتی دستورات آنها را نمی‌پذیرند. حال چنانچه والدین نتوانند مدیریت صحیحی روی رفتارهای این دسته از کودکان اعمال کنند، چرخه معیوبی ایجاد می‌شود که در نهایت منجر به تقویت رفتارهای نامناسب و منفی در کودک و شکل گیری احساس افسردگی و ناکامی در والدین می‌گردد.

گرچه روش ناصحیح انضباطی تنها عامل ایجاد کننده مشکلات رفتاری در کودک نیست ولی والدین می‌توانند نقش بسیار مهمی در تشدید یا حذف رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی، پرورش یا از بین بردن اعتماد به نفس کودک و رشد و ارتقاء سلامت روانی او ایفا نمایند.
نکات زیر می‌تواند والدین را در برقراری یک الگوی انضباطی صحیح تعدیل مشکلات رفتاری کودکان کمک کند.
1- ثبات

اکثر اوقات اگر ما نتیجه مثبتی از روش فرزندپروری خود نمی‌گیریم شاید به این دلیل است که ثبات و هماهنگی لازم را در روش‌های تربیتی خود اعمال نکرده ‌ ایم و کودک در زمان‌های مختلف، در مکان‌های مختلف و توسط اشخاص مختلف پاسخ‌های متفاوتی را نسبت به رفتار خویش دیده است.

لازم است این ثبات و هماهنگی را ما در زمان‌های مختلف اعمال کنیم: به طور مثال اگر کودک ما ناسزایی را آموخته و تکرار می‌کند امروز واکنش ما لبخند نباشد، فردا بی ‌ تفاوتی و یک روز دیگر عصبانیت و کتک زدن او. ثبات مکانی آن است که پاسخ شما نسبت به رفتار نامناسب کودک در منزل خودتان، منزل اقوام، اتوبوس و یا در حضور همسایگان یکی باشد . به طور مثال: اگر چناچه شما حملات قشقرق و گریه کودک خود را در منزل نادیده گرفته و به آن توجه نمی‌کنید تا کودک آرام شود، در اتوبوس نیز باید همین شیوه را دنبال کنید . همچنین بین پدر و مادر و کسانی که در تربیت کودک نقش دارند نیز باید هماهنگی لازم وجود داشته باشد و هر کدام ساز خویش را نزنند. یعنی چنانچه مادر، کودک را از انجام کاری باز می دارد پدر نیز باید مادر را تایید کند. بهتر است والدین اختلاف نظرهای خود را در مورد روش‌های تربیتی در حضور بچه حل نکنند.
2- تشویق رفتارهای مثبت

برای از بین بردن و کاستن هر نوع مشکل رفتارهای کودک نباید در ابتدا روی تنبیه متمرکز شد. بلکه باید در ابتدا از رفتارهای مثبت کودک شروع کرد و با تشویق او هم اعتماد به نفس کودک را بالا برده و هم پل ارتباطی مستحکم‌تری را بین خود و کودک ایجاد کنیم . این امر باعث می‌شود کودک بهتر و راحت تر قوانین و دستورات ما را بپذیرد. در تشویق رفتارهای خوب کودکان نکات زیر را در نظر بگیرید:
کودک باید بداند به خاطر چه رفتار خوبی تشویق می‌شود، در نتیجه به طور واضح و مشخص این موضوع را بیان کنید به طور مثال: آفرین به تو پسر گلم که اسباب بازی‌هایت را جمع کردی و داخل سبد گذاشتی، یا خیلی لذت می ‌ برم وقتی که می ‌ بینم لباسهایت را مرتب و منظم از جا رختی آویزان می کنی.
رفتار مورد نظر و تشویق آن را از قبل مشخص کنید. مثلاً: وقتی مشق‌هایت را تمام کردی بعد می ‌ توانی بروی حیاط و نیم ساعت دوچرخه‌سواری کنی. به جای گفتن این عبارت: اگر پسر خوبی باشی و مرا اذیت نکنی و به حرفهایم گوش دهی برایت یک جایزه می‌خرم.
پاداشی را برای کودک در نظر بگیرید که از عهده انجام آن برآیید و چناچه به هر دلیلی نمی ‌ توانید آن را انجام دهید قول آن را به کودک ندهید.
لزومی ندارد که حتما پاداش‌های بزرگ را در نظر بگیرید . متناسب با رفتار مثبتی که کودک انجام داده باید تشویق شود . مثلاً برای انجام به موقع تکالیف مدرسه ممکن است پاداش شما نیم ساعت بازی با کامپیوتر یا نیم ساعت دوچرخه‌سواری باشد نه اینکه قول خرید یک کامپیوتر را به او بدهید.
از آن چیزی که کودک شما را واقعا خوشحال می‌کند و برایش مهم است به عنوان پاداش و جایزه استفاده کنید . برای یک کودک ممکن است پول تشویق خوبی باشد، برای یک کودک خوراکی و برای کودک دیگر اجازه استفاده از دوچرخه، کامپیوتر و برای کودک شما ممکن است نیم ساعت بازی کردن با شما و داشتن یک فعالیت مشترک با شما بهترین و بزرگ ترین پاداش باشد.
3- تنبیه رفتارهای نامناسب کودک

گرچه استفاده از تنبیه، از روش‌های شایع والدین برای فرزندان است ولی باید به این نکته توجه نمود که همیشه تشویق مقدم بر تنبیه است و به ازای هر 3 یا 4 تشویق، کودک باید یک تنبیه دریافت کند. چنانچه زندگی کودک پر از تنبیه و سرزنش باشد دیگر کودک چیزی برای از دست دادن ندارد در نتیجه تلاشی برای از بین بردن رفتارهای نامناسب خود نخواهد کرد. در تنبیه کودک نکات زیر را در نظر بگیرید:
ممکن است شما حمله ‌ ای مستقیم و کوتاه را بیان کنید تا کودک عملش را فوراً قطع کند.
چناچه مورد اول موثر نبود شما می‌توانید تنبیه ملایمی را در نظر بگیرید و کودک را از چیزی که قبلاً مشخص کرده ‌ اید محروم کنید . به طور مثال ، اگر تکالیفش را تا ساعت خاصی تمام کرد می‌تواند سریال تلویزیون را نگاه کند، چنانچه تمام نشد نمی‌تواند سریال مورد علاقه اش را نگاه کند. پس در تنبیه ممکن است شما یکی از چیزهایی را که به عنوان تشویق به کودک داده اید پس بگیرید اما نه همه آنها را.
در تنبیه باید کودک را از چیزی محروم کنید که مورد علاقه و خواسته اوست نه چیزی که از دست دادنش برای کودک بی اهمیت است.
در تنبیه حق ندارید کودک را از حقوق طبیعی و اجتماعی خود محروم کنید مثل خوراک و پوشاک مناسب، مکان مناسب و احساس امنیت، کودک را نمی‌توانید در جای تاریک و ترسناک زندان کنید، نمی‌توانید او را از منزل بیرون کنید، نمی‌توانید او را در معرض سرما قرار دهید و ...
تنبیه فیزیکی نه تنها باعث بهبود مشکل رفتاری کودک شما نمی‌گردد بلکه وضعیت را بدتر کرده، ارتباط بین شما و کودک را به هم زده و در کودک ایجاد افسردگی، احساس ناکامی، اضطراب، خشم و عصبانیت و ... می‌کند. تنبیه فیزیکی ممکن است به طور موقتی و انتخابی (یعنی در یک زمان محدود و در حضور شخص تنبیه‌گر) موثر باشد ولی باعث از بین رفتن رفتارهای منفی کودک نمی‌گردد، بلکه آنها را تشدید کرده و مشکلاتی را اضافه خواهد کرد.
تنبیه فیزیکی فقط به کودک می گوید این کار را نکن ولی به او نمی گوید چه کاری را باید انجام دهد و عمل درست و مناسب چیست؟
4- فرصت هایی برای خود قایل شوید.

شما نیز به عنوان یک انسان حق دارید زمان‌هایی را برای خود بگذارید . چنانچه تمام وقت شما توسط فرزندان و همسرتان اشغال شود و شما فرصت پرداختن به خود را نداشته باشید پس از مدتی دچار احساس ناکامی و خستگی خواهید شد و طبعاً در این شرایط نمی‌توانید وظایف خود را به خوبی انجام دهید.
* فرزند پروری و بهداشت روانی کودک

* مهارت‌های فرزندپروری

* نظریه‌های رشد کودک

* نشانه‌های هشدار دهنده رفتاری در کودکان
 
 
 
 
فرزند‌پروری و بهداشت روانی کودک

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آن‌ها بستگی دارد. با وجودی که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، امّا ممکن است به شیوه صحیحی آن‌ها را در اختیار فرزندانشان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچه‌ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه‌ها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصوّر می‌کنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند.

روان‌شناسان خاطر نشان می‌کنند که سبک‌های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آن‌ها عقیده دارند که سبک‌های فرزندپروری را می‌توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد.
1- نوع A (کنترل زیاد، محبت کم)

برخی از والدین عقیده دارند که سخت‌گیری نسبت به فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آن‌ها در آینده است. در این راستا، برخی از والدین سخت‌گیری را از اندازه می‌گذرانند. آن‌ها فراموش می‌کنند که هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت‌گیری بیش از حدّ، روح آزادی را در کودک از بین می‌برد و این ایده غلط را در او به وجود می‌آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای پر رقابت امروز، کودک باید دارای اعتماد به نفس باشد. و این نیز تنها از طریق پشتیبانی والدین به دست می‌آید. در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت‌گیری و کنترل و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می‌دهند و در تصمیم‌گیری‌های مناسب در زندگیشان ناکام می‌مانند زیرا همیشه این پدر و مادر بوده‌اند که تصمیمات لازم را برای آن‌ها گرفته‌اند. روان‌شناسان به این پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می‌گویند. کودکانی که دارای والدین قدرت طلب باشند، استقلال لازم را به دست نمی‌آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم‌گیری باشند، دچار اضطراب می‌گردند. آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند که در تمام فعالیت‌ها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی‌توانند نقش رهبری را بر عهده بگیرند. همیشه این احتمال وجود دارد که آن‌ها در کلیه زمینه‌ها احساس زیردستی نسبت به دیگران داشته باشند. در واقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به اهداف مورد نظر خود در زندگی دست یابند.
2- نوع B (کنترل کم، محبت زیاد)

این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش از اندازه، بدون اعمال کنترل‌های لازم را ابراز می‌دارند. این گونه پدر و مادرها، تحت تأثیر این کج‌فهمی و سوء برداشت که «روان‌شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می‌کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمالشان، به تنبیه متناسب نیاز دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه‌ای است که باعث می‌شود کودک بین آنچه درست و آنچه نادرست است فرق قائل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزش‌های فرهنگی فرا گرفته می‌شوند. اگر شرایط ایجاد کند کودک به تنبیه نیاز دارد. اشتباه عمومی این است که از یک طرف، بسیاری از والدین در تنبیه کردن رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می‌دهند. کودکی در یک موقعیت برای کاری که کرده است توبیخ می‌شود و در موقعیت دیگر، انجام همان کار یا نادیده انگاشته می‌شود و یا حتی مورد تشویق قرار می‌گیرد. این کار، کودک را گیج می‌کند و مورد مخالفت روان‌شناسان قرار دارد. از طرف دیگر، برخی از والدین، حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه گردد، از این کار سرباز می‌زنند و یا با او مخالفت نمی‌کنند. روش صحیح و متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او، و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القاء می‌کند که والدین دوستش دارند امّا برخی رفتارها و اعمال او را تائید نمی‌کنند.
در شرایط نوع B ، کودک احتمالاً لوس بار می‌آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان می‌دهد.
3- نوع C (کنترل کم، محبت کم)

کودک نمی‌تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچگونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی‌ارزش و بی‌ثمر می‌شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی. رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می‌گیرد. هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می‌آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند را کنترل کنند، او درک می‌کند که کنترل کردن برای یک زندگی اجتماعی آرام، کاملاً ضرورت دارد.

به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که فرزند احساس خطر می‌کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می‌بخشد. تماس بدنی بین مادر و کودک، مطمئناً نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است. همچنان که کودک بزرگ‌تر می‌شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را می‌گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورت قطعی برای رشد سالم فرزند دارد و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و عاطفی باشند نمی‌توانند شریک خوبی در زندگی زناشوئی باشند زیرا پیوند موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می‌گردد. بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی تنظیم و کنترل گردند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می‌دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می‌گذارد. فرزندپروری بدون کنترل و محبت، مطلوب نیست. به این دلیل است که روان‌شناسان این نوع فرزندپروری را «غافل و بی‌مبالات» می‌نامند.
4- نوع D (کنترل زیاد، محبت زیاد)

از آنچه تا کنون گفته شد کاملاً روشن است که بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد. والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند. والدین نوع D این فرق را بین کودک و اعمالش قایل می‌شوند. آن‌ها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده‌اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می‌کنند. این والدین رفتار سازگار و همخوانی در ارتباط با فرزندانشان دارند. آن‌ها فرزندشان را با تنبیه به خاطر رفتاری در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی‌کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان‌تر از رفتارهای نامتعادل درک می‌کنند.

مهم‌ترین نکته در اینجا این است که هنگامی که کودک برای رفتارش تنبیه شد درک می‌کند که پدر و مادرش هنوز به او عنوان یک فرد عشق می‌ورزند. نقطه مقابل این، هنگامی است که والدین به طور کلّی فرزند را طرد کنند. هنگامی که فرزند حس کند که والدین او را به طور کامل از خود رانده‌اند، احساس تنهایی و درماندگی خواهد کرد. این امر می‌تواند باعث کاهش اعتماد به نفس کودک گردد و به افسردگی، پرخاشگری، قطع عضو و حتی خودکشی او بیانجامد. روان‌شناسان، فرزندپروری نوع D را «موثق» می‌نامند.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Parenting and Child Mental Health", Dr. Krishna Prasad Sreedhar,

http://www.psychology4all.com
* فرزندپروری

*
مهارت‌های فرزندپروری

*
نظریه‌های رشد کودک

* نشانه‌های هشدار دهنده رفتاری در کودکان

 
 
 
 
پرسشنامه شیوه فرزند پروری متعادل و شیوه فرزند سالاری | اهمیت شیوه های فرزند پروری در سلامت روان فرزند | شیوه های فرزند پروری pdf | شیوه های فرزند پروری با عزت نفس | شیوه های فرزند پروری ppt | شیوه های فرزند پروری pdf | شیوه های فرزند پروری | شیوه های فرزند پروری | شیوه های فرزند پروری و عزت نفس | شیوه های فرزند پروری pdf |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله