درمان افسردگی


داروهای ضدافسردگی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
1- خلاصه

داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که برای
درمان افسردگی حاد و
برخی شرایط دیگر (مثل اختلال
شخصیت و اختلال اضطراب)
مورد استفاده قرار می‌گیرند. تأثیر این
داروها از طریق افزایش سطح سروتونین،
نوراپینفرین و دوپامین در مغز صورت
می‌گیرد. این داروها معمولاً به شکل قرص
هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند
بار در روز است.

داروهای ضدافسردگی در رده‌های مختلفی
قرار دارند. این رده‌ها عبارتند از
مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز
  (MAOIها)، داروهای ضدافسردگی سه
حلقه‌ای (TCAها) و سایر مهارکننده‌های جذب
مجدّد سروتونین- نوراپینفرین (SNRIها) و
مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین
(SSRIها). تمام داروهای
ضدافسردگی تقریباً اثر مشابهی بر روی
افسردگی دارند، هر چند بیماران
مختلف ممکن است به یک دارو، واکنش بهتری
نسبت به داروی دیگر نشان دهند.

معمولاً دو تا سه هفته طول می‌کشد تا
تأثیر داروهای ضدافسردگی آشکار گردد.
درابتدا، فقط ممکن است اثرات
جانبی آن‌ها (مثل تهوّع، خواب
آلودگی، افزایش وزن) بروز کند. امّا در
اغلب موارد، این اثرات جانبی، که از
دارویی به داروی دیگر متفاوت است، ظرف یک
یا دو هفته بهبود می‌یابد یا به طور کلّی
مرتفع می‌شود. داروهای جدید ضدافسردگی،
اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای
قدیمی‌تر دارند.

هنگامی که مصرف داروهای ضدافسردگی به
طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است باعث
عوارض ترک مصرف نظیر تهوّع،
سردرد و سرگیجه شود.

به طور کلّی توصیه می‌شود که بیماران به
هنگام مصرف داروهای ضدافسردگی از مصرف
الکل خودداری کنند. مصرف تعدادی
از داروهای دیگر نیز ممکن است با داروهای
ضدافسردگی تداخل داشته باشد. از این رو،
بیماران باید پیش از شروع مصرف هر داروی
ضدافسردگی جدیدی، پزشک خود را از تمام
داروهایی که مصرف می‌کنند آگاه سازند.

بی‌خطر بودن مصرف داروهای ضدافسردگی در
دوران بارداری هنوز به طور کامل شناخته
نشده است. پاروکستین که از
SSRI
هاست احتمالاً با نقص‌های هنگام تولّد
ارتباط دارد. خانم‌هایی که داروهای
ضدافسردگی مصرف می‌کنند و پرستار و یا
باردار هستند و یا می‌خواهند باردار شوند
باید با پزشک متخصص زنان و زایمان مشورت
کنند.

فلوکستین که از SSRI
هاست، تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش
برای کودکان به تأئید رسیده است. با وجود
این، مراقبت نزدیک از هر کودکی که داروی
ضدافسردگی مصرف می‌کند، به خاطر افزایش
بالقوه  خطر بروز فکر خودکشی
به شدّت توصیه می‌شود. داروهای ضدافسردگی
معمولاً در بیماران مسن‌تر نیز همانند
بیماران جوان‌تر تأثیر می‌گذارد.
2- درباره
 داروهای ضدافسردگی

داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که
برای درمان افسردگی حاد
و برخی اختلالات دیگر (مثل
اختلالات شخصیت و اختلال
اضطراب) مورد استفاده قرار
می‌گیرند. این داروها در صورتی که مطابق
دستور پزشک مصرف شوند، اعتیادآور نیستند.
داروهای ضدافسردگی معمولاً به شکل قرص
هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند
بار در روز است.

اعصاب توسط ناقل‌های عصبی
بین یکدیگر پیام رد و بدل می‌کنند. برای
هر پیام، تعداد زیادی ناقل عصبی آزاد
می‌شود. بسیاری از ناقل‌های عصبی به
«گیرنده‌ها» بر روی سایر اعصاب می‌چسبند.
این گیرنده‌ها پیام‌ها را می‌خوانند. برخی
از ناقل‌های عصبی نیز بدون آن که به
گیرنده‌ها چسبیده شوند و خوانده شوند 
به سلول‌های عصبی باز گردانده می‌شوند.
این فرایند که به آن «جذب مجدد» گفته
می‌شود به اعصاب اجازه می‌دهد تا به جای
آن که به تولید مداوم ناقل‌های عصبی بیشتر
بپردازند، از همان ناقل‌ها دوباره استفاده
کنند.

تأثیر داروهای ضدافسردگی از طریق افزایش
سطح ناقل‌های عصبی سروتونین،
نوراپینفرین و دوپامین
(که جمعاً به ‌آن‌ها مونوآمین گفته
می‌شود) در سیناپس‌های (فواصل بین عصب‌ها)
مغز است. مونوآمین‌ها در افکار، هیجانات،
حافظه و تنظیم برخی کارکردهای بدن دخالت
دارند. هنگامی که سطح این مواد شیمیایی
خیلی پائین باشد، فرد دچار افسردگی
می‌شود.

سطح مونوآمین‌ها از طریق مسدود کردن
گیرنده‌هایی که پیام‌ها را می‌خوانند
(مسدود کننده‌های گیرنده) و یا جلوگیری از
جذب مجدّد مواد شیمیایی (مهارکننده‌های
جذب مجدّد) قابل افزایش است. هنگامی که
گیرنده‌ها مسدود شوند و یا از جذب مجدّد
جلوگیری شود، مونوآمین‌ها در مغز افزایش
می‌یابند.

تأثیر داروهای ضدافسردگی بر روی مواد
شیمیایی مغز ممکن است آنی نباشد. آغاز
واکنش بیمار به دارو درمانی ممکن است چند
هفته به طول بیانجامد. در ابتدا، فقط
اثرات جانبی (مثل تهوّع،
بیخوابی، خشک شدن زبان، خستگی) ممکن است
پدیدار گردند. در اغلب موارد، اثرات جانبی
پس از یک یا دو هفته بهبود می‌یابند یا به
طور کلّی مرتفع می‌شوند. داروهای جدید
ضدافسردگی دارای اثرات جانبی کمتری نسبت
به داروهای قدیمی‌تر هستند.

بیمار باید حداقل به مدّت شش ماه به
مصرف داروهای ضدافسردگی بپردازد.این زمان
به دارو درمانی مجال تأثیر می‌دهد و خطر
بازگشت بیماری را کاهش می‌دهد. مصرف
داروهای ضدافسردگی، بسته به شرایط درمان،
ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها ادامه یابد.

داروهای ضدافسردگی باید دقیقاً همان
گونه که تجویز شده‌اند مصرف شوند تا تأثیر
مطلوب را داشته باشند. حذف یک نوبت مصرف
می‌تواند باعث جلوگیری از عملکرد مناسب
دارو گردد. همچنین قطع مصرف داروهای
ضدافسردگی حتماً باید با مشورت پزشک صورت
گیرد. بسیاری از مردم، به هنگام مواجه شدن
اولیه با اثرات جانبی و عدم دستیابی به
تأثیرات مثبت فوری، مصرف داروهای
ضدافسردگی را قطع می‌کنند و به آن‌ها زمان
لازم برای اثربخشی را نمی‌دهند. هنگامی که
مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی
قطع گردد، ممکن است عوارض ترک مصرف دارو
(مثل تهوّع، سردرد، سرگیجه) بروز کند. از
این عوارض معمولاً می‌توان با متوقف کردن
تدریجی مصرف دارو جلوگیری کرد.

بیماران باید آگاهی داشته باشند که پزشک
ممکن است برای حصول بهترین نتیجه با
کمترین اثرات جانبی، به تغییر و تنظیم
مقدار مصرف دارو بپردازد. به علاوه، اداره
 دارو و غذا (FDA)
در آمریکا اعلام نموده است که داروهای
ضدافسردگی ممکن است باعث افزایش خطر بروز
افکار خودکشی در برخی بیماران گردد و بدین
جهت، تمام کسانی که از طریق مصرف این
داروها تحت درمان قرار دارند باید از
نزدیک برای تغییرات غیرعادی رفتاری مورد
مراقبت قرار گیرند.
3-
انواع و تفاوت‌های داروهای ضدافسردگی

با وجودی که تمام داروهای ضدافسردگی
تقریباً به یک اندازه موثرند امّا انواع و
اقسام آن‌ها به بازار عرضه می‌شود. به طور
کلّی، داروهای ضدافسردگی بر حسب این که بر
کدامیک از ناقل‌های عصبی و چگونه اثر
می‌گذارند، به رده‌های مختلفی تقسیم
می‌گردند.

مهار کننده‌های مونوآمین
اکسیداز (MAOIها)
نخستین داروهای ضدافسردگی بودند که ساخته
شدند. اثر بخشی آن‌ها از طریق مسدود کردن
آنزیم‌های مونوآمین اکسیداز (مواد شیمیایی
که ناقل‌های عصبی را می‌شکنند)
است. در حال حاضر، MAOIها
به ندرت تجویز می‌شوند زیرا از یک سو مصرف
آن‌ها به همراه برخی غذاها می‌تواند باعث
مشکلات جدّی سلامتی گردد و از سوی دیگر،
اثرات جانبی داروهای جدید ضدافسردگی به
مراتب کمتر است. با وجود این،
MAOIها برای برخی اختلالات خاص، به
ویژه هنگامی که سایر داروهای ضدافسردگی
کارایی نداشته باشند، بسیار موثر هستند.

MAOIها شامل
ایزوکربوکسازید (با نام تجاری مارپلان)،
فنلزین (با نام تجاری ناردیل) و ترانیل
سیپرومین (با نام تجاری پارنات) می‌باشند.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای
(TCAها)
برای سال‌های متمادی تنها جایگزین موجود
برای MAOIها
بودند. TCAها از
جذب مجدّد ناقل‌های عصبی نوراپینفرین،
سروتونین و با درجه  کمتری، دوپامین در
مغز جلوگیری می‌کنند. پزشکان معمولاً
TCAها را کمتر به عنوان نخستین
دارو برای درمان تجویز می‌کنند زیرا
داروهای جدیدتر ضدافسردگی اثرات جانبی
کمتری دارند.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای شامل
آمیتریپتیلین (با نام تجاری الاویل و
اِندپ)، آموکساپین (با نام تجاری آسندین)،
دزیپرامین (با نام تجاری نورپرامین)،
دوکسپین (با نام‌های تجاری سینکوان و
آداپین)، ایمیپرامین (با نام تجاری
توفرانیل)، نورتریپتیلین (با نام‌های
تجاری‌ آونتیل و پاملور)، پروتریپتیلین
(با نام تجاری ویواستیل) و تریمیپرامین
(با نام تجاری سورمونتیل) می‌باشند.

علاوه بر این‌ها، داروی کلومیپرامین (با
نام تجاری آنافرانیل) نیز به صورت غیررسمی
تجویز می‌شود. بدین معنی که به منظوری غیر
از منظور اصلی تجویز می‌شود زیرا هنوز
تأئید اداره  دارو و غذا (FDA)
را به دست نیاورده است.

مهار کننده‌های جذب مجدّد سروتونین (SSRIها)
داروهای ضدافسردگی جدیدتری هستند که از
MAOI
ها و TCAها، اثرات
جانبی کمتری دارند. اثر بخشی آن‌ها از
طریق مسدود کردن جذب مجدّد سروتونین بدون
تأثیر گذاشتن بر سطح نوراپینفرین یا
دوپامین است.

SSRIها شامل
سیتالوپرام (با نام تجاری سلکسا)،
اسیتالوپرام (با نام تجاری لکساپرو)،
فلوکستین (با نام‌های تجاری پروزاک و
سارافم)، پاروکستین (با نام تجاری پاکسیل)
و سرترالین (با نام تجاری زولافت)
می‌باشند. در برخی موارد، فلووکسامین
(لوواکس) نیز ممکن است به صورت غیررسمی
تجویز شود.

مهارکننده‌های جذب مجدّد نوراپینفرین و
دوپامین (NDRIها)
از طریق مسدود کردن جذب مجدّد دوپامین و
نوراپینفرین، بدون تأثیرگذاری بر سطح
سروتونین، اثر می‌کنند. این کار باعث
اجتناب از بسیاری از تأثیرات جانبی مرتبط
با سروتونین (مثل تأثیرات جانبی جنسی)
می‌گردد. تنها NDRI
موجود در آمریکا بوپروپیون (با نام تجاری
ولبوترین) است.

مهارکننده‌های جدب مجدّد سروتونین و
نوراپینفرین (SNRIها)،
جذب مجدّد سروتونین و نوراپینفرین را بدون
اثرگذاری بر سطح دوپامین، مسدود می‌کنند.
این داروهای ضدافسردگی شامل دولوکستین (با
نام تجاری سیمبالتا) و ونلافاکسین (با نام
تجاری افکسور) می‌باشند.
TCAها نیز در اصل جزء
SNRI
ها هستند.

تعدیل کننده‌های نوراپینفرین- سروتونین،
برخی گیرنده‌های خاص را که سروتونین و
نوراپینفرین دریافت می‌کنند، مسدود
می‌نمایند. تنها دارویی از این دسته که در
آمریکا عرضه می‌شود میرتازاپین (رمرون)
است.

برخی داروهای ضدافسردگی هم جذب مجدّد و
هم گیرنده‌های سروتونین را مسدود می‌کنند.
این تعدیل کننده‌های سروتونین شامل
نفازودون (سِرزون) و ترازودون (دسیرل)
می‌باشند.

داروهای جدیدتر ضدافسردگی نیز در
آزمایشگاه‌های مختلف در دست ساخت است.
4-
بیماری‌هایی که با داروهای ضدافسردگی
درمان می‌شوند

تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً اثر
مشابهی بر روی افسردگی
دارند، هر چند بیماران مختلف ممکن است به
یک دارو، واکنش بهتری نسبت به داروی دیگر
نشان دهند. انتخاب این که از کدام داروی
ضدافسردگی استفاده شود به عوامل چندی
بستگی دارد که از آن جمله می‌توان به
نشانه‌های بیمار، اثرات جانبی
یک داروی خاص و اختلالات دیگری که بیمار
ممکن است داشته باشد، اشاره کرد.

داروهای ضدافسردگی ممکن است برای درمان
عوارض مربوط به افسردگی، همراه با داروهای
دیگر تجویز گردند. برای مثال، افسردگی اگر
همراه با نشانه‌های روان‌پریشی (مثل
توهم و هذیان)
باشد، معمولاً از طریق تجویز داروهای
ضدافسردگی همراه با داروهای
ضدجنون درمان می‌شود.

داروهای ضدافسردگی علاوه بر درمان
افسردگی، کاربردهای درمانی بالقوه  دیگری
نیز دارند. برخی از آن‌ها مورد تأئید
اداره  دارو و غذا (FDA)
قرار گرفته و برخی دیگر به صورت غیررسمی
تجویز می‌گردند. یعنی با وجودی که به طور
مشخص برای درمان یک وضعیت خاص مورد تأئید
قرار نگرفته‌اند امّا اثربخشی آن‌ها در
سطح وسیعی مورد پذیرش قرار گرفته و تجویز
می‌گردند.

اختلالات دیگری که ممکن است با داروهای
ضدافسردگی درمان گردند عبارتند از:
افسرده‌خویی. شکل
مزمن از افسردگی. معمولاً
SSRI
ها برای درمان آن تجویز می‌گردند.
اختلال
دوقطبی. نوعی اختلال
خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای متناوب
شیدایی (مانیا) و افسردگی است.
داروهای ضدافسردگی ممکن است بعد یا
همزمان با داروهای تثبیت کننده  خلق و
خو، مورد استفاده قرار گیرند.
اختلال
عاطفی فصلی. نوعی
اختلال خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای
تکرار شونده  افسردگی در خلال برخی
فصل‌های خاص سال، به ویژه اواخر پائیز
و زمستان است. بوپروپیون (با نام
تجاری ولبوترین) اخیراً مجوز اداره
 دارو و غذای آمریکا را برای مصرف در
مورد این اختلال به دست آورده است.
این دارو جزء NDRI
هاست.
اختلال
اضطراب. انواع
گوناگونی از اختلالات اضطراب شامل
اختلال وسواس (OCD)،
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)،
اختلال اضطراب تعمیم یافته (GAD)
و اختلال هراس، با
داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند. این
اختلالات معمولاً با داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای (‌TCAها)
و SSRI
ها درمان می‌شوند.
پراشتهایی
روانی. نوعی اختلال
تغذیه که مشخصه‌اش مصرف دوره‌ای،
کنترل نشده و سریع مقادیر زیاد غذا در
مدتی کوتاه و به دنبال آن احساس گناه،
افسردگی یا بیزاری از خود و روی آوردن
به روش‌های غیرمعمول برای تخلیه (مثل
استفاده از مسهل یا ایجاد استفراغ)
است. این اختلال با
TCAها،
SSRIها و
MAOIها درمان
می‌گردد.
اختلال نقص
توجه/ بیش‌فعالی (ADHD). از
بوپروپیون که جزء ‌NDRI
هاست ممکن است برای درمان
ADHD استفاده شود.
اوتیسم.
این اختلال رشد که مشخصه‌اش تمایل به
مجذوب خود بودن و وجود مشکلات در
ارتباطات و رفتار است، به وسیله
SSRI
ها درمان می‌گردد.
اختلال
مرزی شخصیت. این
اختلال شخصیت که مشخصه‌اش
رفتار تکانشی (رفتار ناگهانی
و برنامه‌ریزی نشده) و فرایندهای
ناسالم فکری است توسط
SSRI
ها درمان می‌شود.
بی‌اختیاری
ادرار. معمولاً
TCA
ها برای درمان این مورد تجویز
می‌گردند.
اختلالات
درد مزمن. بسیاری از
اختلالات دردهای مزمن (مثل درد عصبی و
سردردهای میگرنی) با    TCAها و
SNRI
ها درمان می‌شوند.
علاوه بر موارد فوق،
بوپروپیون به بیمارانی که در تلاش برای
ترک سیگار هستند نیز داده می‌شود.
5- نکات مورد
توجه در ارتباط با داروهای ضدافسردگی

تمام داروهای ضدافسردگی ممکن است خطر
تشنّج را در برخی از بیماران از
جمله آن‌هایی که صرع دارند، افزایش دهند.
SSRI
ها و SNRI
های غیرسه حلقه‌ای معمولاً برای بیمارانی
که دارای سابقه  تشنّج هستند مناسب‌ترند.

بیمارانی که دارای مشکل پروستات (مثلاً
بزرگ شدن پروستات)، انواع خاصی از گلوکوم
(یک نوع بیماری چشمی که به آن «آب سبز» هم
گفته می‌شود) یا مشکلات قلبی باشند
معمولاً مورد تجویز داروهای ضدافسردگی سه
حلقه‌ای (TCAها)
قرار نمی‌گیرند. معمولاً از بیمارانی که
مشکل قلبی یا سن بالاتر از 40 سال داشته
باشند، قبل از تجویز TCAها
نوار قلب گرفته می‌شود.

مصرف بوپروپیون که جزء
NDRI
هاست برای بیمارانی که دارای سابقه  ضربه
مغزی، غدّه در سلسله اعصاب مرکزی یا
اختلال تغذیه‌ای فعال باشند توصیه
نمی‌شود. بوپروپیون حتی در بیمارانی که
چنین سابقه‌هایی نداشته باشند نیز
می‌تواند باعث تشنّج گردد.

MAOIها معمولاً
برای بیمارانی که دارای فشار خون بالا و
نارسائی احتقانی قلب هستند تجویز
نمی‌گردند. همچنین تعدیل کننده‌های
سروتونین معمولاً برای کسانی که بیماری
قلبی دارند توصیه نمی‌شود.
6- اثرات
جانبی احتمالی داروهای ضدافسردگی

داروهای ضدافسردگی جدیدتر معمولاً
مطمئن‌ترند و توسط بیماران بهتر تحمل
می‌شوند. اغلب اثرات جانبی این داروها
موقتی و بسته به مقدار مصرف است. بدین
معنی که با کاهش مقدار مصرف، بهتر و با
افزایش آن، بدتر می‌شوند.

اداره  دارو و غذای آمریکا (FDA)
هشدار داده است که داروهای ضدافسردگی
می‌توانند خطر خودکشی را در برخی افراد
خاص افزایش دهند. دلیل این اثر جانبی به
درستی شناخته شده نیست. امّا شاید دلیل آن
این باشد که داروهای ضدافسردگی غالباً پیش
از آن که اثرات جانبی افسردگی مثل غمگینی
یا اضطراب را تخفیف
دهند، اثرات جانبی فیزیکی (جسمی) افسردگی
مثل خستگی را بهبود می‌بخشند. در برخی
موارد، این به افرادی که سابقه  اقدام به
خودکشی داشته‌اند، انرژی دوباره‌ای برای
انجام عمل خود می‌دهد. به این جهت، این
نکته حائز اهمیت است که افرادی که داروهای
ضدافسردگی مصرف می‌کنند باید برای
رفتارهای غیرمعمول، مورد مراقبت قرار
داشته باشند.

اثرات جانبی غالباً در خلال مراحل اولیه
 درمان با داروهای ضدافسردگی روی می‌دهد.
پزشک معمولاً توصیه‌های لازم را برای
چگونگی مدیریت آن‌ها به بیمار می‌کند. این
اثرات جانبی عبارتند از:
تهوّع. اگر دارو
همراه با غذا مصرف شود کاهش می‌یابد.
افزایش وزن. خوردن غذاهای سالم و
ورزش کردن می‌تواند این اثر جانبی را
کاهش دهد. این اثر جانبی بیشتر با
مصرف TCAها روی می‌دهد.
خستگی. مصرف دارو
قبل از خواب می‌تواند این اثر جانبی
را کاهش دهد.
بیخوابی. مصرف دارو
در صبح‌ها می‌تواند به تخفیف این اثر
جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر
با مصرف SSRIها
روی می‌دهد.
خشکی دهان. جرعه
جرعه آب خوردن، یخ مکیدن و آدامس
جویدن می‌تواند به تخفیف این اثر
جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر
با مصرف TCAها
روی می‌دهد.
یبوست. خوردن مواد
فیبردار به کاهش این اثر جانبی کمک
می‌کند. این اثر جانبی بیشتر با مصرف
TCAها روی می‌دهد.
سرگیجه. مصرف دارو
قبل از خواب می‌تواند به کاهش این اثر
جانبی کمک کند.
بیقراری. ورزش کردن
می‌تواند به کاهش این اثر جانبی که
بیشتر با مصرف
SSRIها روی می‌دهد، کمک
می‌کند.
اختلال جنسی. شامل
کاهش میل جنسی و مشکل در رسیدن به اوج
لذت در فعالیت جنسی (ارگاسم) است. این
اثر جانبی به احتمال زیاد به هنگام
مصرف SSRIها
روی می‌دهد. تغییر داروی ضدافسردگی به
دارویی که به اختلال جنسی ارتباطی
نداشته باشد، مثل بوپروپیون، نفازودون
یا میرتازاپین، و یا
SNRIها می‌تواند به کاهش این
اثر جانبی کمک کند.
چنانچه مصرف داروهای
ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، بیمار
ممکن است با عوارض ترک مصرف روبرو شود.
این عوارض معمولاً با خارج شدن دارو از
سیستم بدن بیمار یا پس از آن که بدن بیمار
فرصت کافی برای تنظیم خود با تغییر دارو
را به دست آورد، از میان می‌رود. عوارض
ترک مصرف، تقریباً همان اثرات جانبی دارو
درمانی به علاوه  سردرد، تحریک‌پذیری،
اسهال و احساس سوزش است.

عارضه  سروتونین، هر چند بسیار نادر
است، امّا یک خطر جدّی در هر نوع دارو
درمانی که باعث افزایش سطح سروتونین
می‌شود است و باید هر چه سریع‌تر تشخیص
داده شود. این عارضه غالباً بر اثر تأثیر
متقابل دارویی (مثلاً مصرف همزمان
MAOIها یا TCAها
و SSRIها) روی
می‌دهد. این وضعیت ممکن است نهایتاً به از
بین رفتن عضلات و از کار افتادگی کبد
بیانجامد. نشانه‌های اولیه شامل گیجی و
سرخ شدن صورت است.

بوپروپیون که جزء NDRI
هاست، کمترین اثر جانبی در زمینه  امور
جنسی را دارد و معمولاً باعث افزایش وزن
نیز نمی‌شود. این دارو در موارد نادر،
ممکن است باعث دلشوره یا بیقراری
حرکتی (ناتوانی برای آرام نشستن)
شود. اثرات جانبی متداول بوپروپیون شامل
ورم روده و عرق کردن زیاد است.

SNRIها در موارد نادری ممکن است باعث افزایش فشار خون،
افزایش ضربان قلب و گیجی شوند.

نفازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است
می‌تواند باعث گیجی یا تغییر دید (مثل
تاری) گردد. نفازودون نباید برای بیمارانی
که مشکل کبدی دارند تجویز شود. اداره
 دارو و غذا (FDA)
در سال 2002 هشداری در مورد خطر از
کارافتادگی کبد در بیمارانی که با
نفازودون مداوا می‌شوند صادر کرد.

ترازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است
نیز می‌تواند باعث خواب‌آلودگی شدید شود و
هر چند از طرف FDA
برای درمان بیخوابی مورد تأئید قرار
نگرفته است امّا مقدار کمی از آن همراه با
دیگر داروهای ضدافسردگی بدین منظور تجویز
می‌گردد. سایر اثرات جانبی ترازودون شامل
سرگیجه، منگی، خشکی دهان و تاری دید است.
این دارو همچنین می‌تواند باعث وخیم‌تر
شدن مشکلات قلبی گردد. به علاوه، ترازودون
تنها داروی ضدافسردگی است که می‌تواند
باعث نعوظ دائم و دردناک در مردان گردد.
نعوظ دائم ناشی از مصرف ترازودون ممکن است
به خودی خود مرتفع نگردد و به عمل جراحی
نیاز داشته باشد.
7- داروهای
ضدافسردگی و تداخل دارویی

معمولاً مصرف الکل در زمانی که هر نوع
داروی ضدافسردگی در حال استفاده باشد
توصیه نمی‌گردد. داروهایی که بر کبد تأثیر
می‌گذارند ممکن است باعث افزایش سطح اغلب
داروهای ضدافسردگی در سیستم بدن گردند و
این امر به نوبه  خود، اثرات خطرناکی نظیر
مصرف بیش از حدّ دارو به همراه داشته
باشد. این امر خصوصاً در مورد داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها)
صادق است.

سایمتیدین (با نام تجاری تاگامت) که
برای درمان سوزش سردل و ترش‌کردگی مصرف
می‌شود می‌تواند اثربخشی بسیاری از
داروهای ضدافسردگی مثل دسیپرامین،
دوکسپین، ایمیپرامین، پاروکستین و
سرترالین را افزایش دهد.

از سوی دیگر، کشیدن سیگار می‌تواند باعث
کاهش اثربخشی برخی TCAها
گردد. بعضی از TCAها
ممکن است حساسیت پوست به نور خورشید را
افزایش دهند. به طور کلّی توصیه می‌شود که
بیمارانی که از این دارو استفاده می‌کنند،
هنگام خروج از خانه، لباس‌هایی بپوشند که
مانع تابش مستقیم نور خورشید به بدنشان
شود. برخی داروها، مثل بعضی آنتی‌اسیدهای
خاص، ممکن است اثر بخشی بعضی از
SSRIها را کاهش دهند.

MAOI
ها می‌توانند تداخل خطرناکی با سایر
داروها داشته باشند و بدین خاطر به هنگام
مصرف آن‌ها باید محدودیت‌هایی بر روی رژیم
غذایی و مصرف سایر داروها اعمال گردد.
8-
عوارض مصرف بیش از اندازه  داروهای
ضدافسردگی

داروهای جدیدتر ضدافسردگی عموماً در
صورت مصرف بیش از اندازه، خطرات کمتری از
داروهای قدیمی‌تر دارند. بسیاری از این
داروهای جدید باعث اثرات جانبی ناخوشایندی
می‌گردند امّا معمولاً در صورت مصرف بیش
از اندازه  تجویز شده از سوی پزشک، مهلک
نیستند. در اغلب موارد، عوارض مصرف بیش از
اندازه، مشابه اثرات جانبی دارو، امّا
شدیدتر است.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها)
در صورت مصرف بیش از اندازه، می‌توانند
بسیار خطرناک باشند و احتمالاً باعث مرگ
بیمار شوند. در صورت بروز هر یک از عوارض
مصرف بیش از اندازه  دارو باید فوراً به
پزشک یا مرکز درمانی مراجعه کرد. عوارض
مصرف بیش از اندازه  داروهای ضدافسردگی
عبارتند از:
تپش سریع قلب
تشنج
خشکی مخاط
پوست خشک و داغ
باز شدن مردمک چشم
بیقراری
توهم
فشار خون بالا
تپش نامنظم قلب
(آریتمی)
عوارض مصرف بیش از اندازه
 بوپروپیون که جزء NDRI
هاست عبارتند از:
تشنج
توهم
از دست دادن تمرکز
تپش سریع قلب
مصرف بیش از اندازه
 ونلافاکسین که جزء SNRI
هاست ممکن است باعث عارضه‌ای نشود. امّا
اگر عارضه‌ای داشته باشد به شکل خواب
آلودگی، افزایش ضربان قلب، حافظه  ضعیف و
لرزه  اندام‌ها (خفیف‌تر از تشنج) ظاهر
می‌گردد. عوارض مصرف بیش از اندازه
 نفازودون که یک تعدیل کننده  سروتونین
است شامل فشار خون پائین و خواب آلودگی
مفرط می‌باشد.
9-
نکاتی در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در
دوران بارداری

مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
بارداری و دوران شیردهی مادر باید تحت نظر
پزشک و با احتیاط ویژه صورت گیرد. اغلب
داروهای ضدافسردگی ظاهراً ارتباطی با
افزایش خطر نقص‌های هنگام تولد یا سقط
جنین ندارند. امّا ذکر این نکته حائز
اهمیت است که پاروکستین که جزء
SSRI
هاست احتمال بیشتری دارد که با نقص‌های
هنگام تولد ارتباط داشته باشد و برخی
داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است با کاهش
وزن نوزاد بی‌ارتباط نباشند.

مصرف اغلب داروهای ضدافسردگی ظاهراً در
دوران شیردهی بلامانع است. با وجودی که
مقداری از مواد دارویی از طریق شیر مادر
دفع می‌شود امّا ظاهراً آسیبی به کودک
نمی‌رساند. شایان ذکر است که مزایا و
خطرات احتمالی داروهای ضدافسردگی باید
برای هر بیمار به طور جداگانه ارزیابی
می‌گردد. MAOI
ها و داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای
احتمالاً خطرات بیشتری از
SSRIها به همراه دارند. هر خانمی
که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند و پرستار
یا باردار است و یا برای باردار شدن
برنامه‌ریزی کرده است باید با پزشک متخصص
زنان و زایمان در این مورد مشورت کند.
10- نکاتی در
مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
کودکی

فلوکستین که جزء SSRI
هاست تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش
برای کودکان بلا مانع تشخیص داده شده است،
هر چند سایر SSRI
ها (و فقط SSRI
ها) نیز ممکن است برای کودکان تجویز
گردند. با وجود این، چون اداره  دارو و
غذا اعلام کرده است که مصرف داروهای
ضدافسردگی، ممکن است خطر بروز افکار مربوط
به خودکشی را افزایش دهد، مراقبت نزدیک از
هر کودکی که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند
به شدّت توصیه می‌شود.
11- نکاتی در
مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
بزرگسالی

اثر بخشی داروهای ضدافسردگی در
بزرگسالان مشابه جوانان است. هر چند
بیماران مسن‌تر ممکن است نسبت به اثرات
جانبی دارو حساستر باشند و بدین خاطر
معمولاً بهتراست با اندازه  مصرف کمتری
شروع به خوردن دارو کنند. اثر بخشی
داروهای ضدافسردگی دراین بیماران ممکن است
به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای به خاطر اثرات
جانبی‌شان برای بیماران مسن تجویز
نمی‌گردند.
12- سوالاتی برای پرسیدن از پزشک در مورد
داروهای ضدافسردگی

بیماران در صورتی که پرسش‌های خود را از
قبل آماده کنند می‌توانند بحث معنی‌دارتری
با پزشک خود در مورد وضعیت بیماریشان
داشته باشند.سوالات زیر در همین رابطه
تهیه شده است:
1- آیا مصرف داروهای
ضدافسردگی برای وضعیت من مناسب است؟

2- داروهای
ضدافسردگی دقیقاً چقدر وضعیت مرا
بهبود خواهند بخشید؟

3- آیا مطمئنید که من
به داروهای ضدافسردگی نیاز دارم؟

4- کدام داروی
ضدافسردگی برای من مناسب است؟

5- اگر مصرف داروی
ضدافسردگی اثربخش نبود، چه باید کرد؟

6- از کی باید منتظر
بروز علائم بهبودی باشم؟

7- کدام اثرات جانبی
را باید فوراً به شما اطلاع دهم؟

8- اگر اثرات جانبی
دارو ازحدّ تحمل من فراتر بود، باید
چه کنم؟

9- اگر تصادفاً یک
نوبت مصرف دارو را فراموش کنم چه
اتفاقی می‌افتد؟

10- اگر در
دوره‌ای که داروی ضدافسردگی مصرف
می‌کنم، باردار شوم چه اتفاقی
می‌افتد؟
منبع
"Antidepressants",
http://emotional.health.ivillage.com
*
مطالب بخش افسردگی سایت

*
علائم هشدار دهنده  افسردگی

*
شاید افسردگی نباشد

*
مبانی پزشکی استرس، افسردگی، 
اضطراب، بی‌خوابی و اعتیاد

*
افسرده‌خویی

*
اختلال دوقطبی نوع یک
 
 
 
 
 
افسردگی و محیط کار نوشته دکتر آلن شوارتز (14 مارچ 2006)

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
وقتی که نمی‌دانید چکار کنید، چکار باید بکنید!؟

عدّه زیادی از مردم از حرفه و شغل خود ناراضی هستند. دلایل این نارضایتی بسیار است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- خستگی به دلیل تکراری بودن کار

2- دستمزد پائین و فشار کار زیاد

3- سالهای زیاد در یک شغل ماندن و از دست‌دادن انگیزه

4- نبودن امکان ترقی شغلی

5- انجام کاری در حدّ پایین تر از مهارت و تخصص فرد

6- انجام کاری در حدّ بالاتر از مهارت و تخصص فرد

7- کار کردن در محیطی که به نیازها و پیشنهادهای کارمندان پاسخگو نیست.

8- شأن پائین اجتماعی برای آن شغل
این‌ها نمونه‌هایی از عواملی هستند که باعث نارضایتی از شغل می‌شوند.
علیرغم این واقعیت که بسیاری از مردم از انتخاب شغلشان ناراضی هستند، ولی بدون هیچ‌گونه تغییری بر سر آن کار می‌مانند. برخی از آنان، دیدگاه بدبینانه‌ای نسبت به زندگی دارند و در نتیجه تصوّر می‌کنند که نباید منتظر هیچ چیز بهتری در زندگیشان باشند. برخی دیگر، فقط به دنبال امنیت شغلی هستند و نارضایتی خود از شرایط کاریشان را نادیده می‌گیرند. این‌ها افرادی هستند که کارآئیشان سال به سال کاهش پیدا می‌کند. عکس‌العمل آن‌ها به نارضایتی شغلیشان، روزشماری برای تعطیلی، مرخصی و بالاخره بازنشستگی است. البته این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از مردم صرفنظر از میزان نارضایتی‌شان از شغلی که دارند به ماندن بر سر آن کار برای تامین مایحتاج خود و خانواده شان نیاز دارند. امّا به نظر می‌رسد بسیاری از مردم نسبت به این که حق انتخاب‌های دیگری هم دارند و می‌توانند مسیر شغلی خود را تغییر دهند آگاهی ندارند. بنابراین با باور این که چاره دیگری ندارند به کارشان ادامه می‌دهند و هرگز متوجه نمی‌شوند که می‌توانستند زندگی بهتری داشته باشند.
نوع دیگری از شاغلین هم هستند که از کارشان ناراضیند و تغییر شغل را هم امکان پذیر می‌دانند امّا نمی‌دانند اگر کار فعلیشان را از دست بدهند، برای تأمین مخارج زندگی چکار باید بکنند. در واقع، این‌ها کسانی هستند که نمی‌دانند می‌خواهند چکار بکنند. اگر از آن‌ها پرسیده شود که در دوران کودکیشان چه آرزو و رویایی داشتند، پاسخ می‌دهند که هیچ. اگر از آن‌ها پرسیده شود که کار فعلیشان را چگونه انتخاب کردند نحوه پیدا کردن کار را توضیح خواهند داد. به عبارت دیگر، روشن می‌سازند که هیچ انگیزه خاصی برای انتخاب کاری که اکنون انجام می‌دهند وجود نداشته است و شاید «حقوق» تنها انگیزه بوده است. برای این افراد، و بسیاری دیگر، زمانی در گذشته وجود داشته است که وضعیت اقتصادی به گونه دیگری بود و وقتی یک شغل می‌گرفتند تقریباً این تضمین وجود داشت که تا آخر عمر می‌توانند روی آن حساب کنند. امّا امروزه وضعیت اقتصادی به گونه دیگر است و شرایط بین‌المللی از جمله کمبود منابع انرژی، رقابت سایر کشورها، استفاده از نیروی کار ارزان قیمت از خارج و ... عمیقاً شرایط اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده است و دیگر تضمینی برای حفظ شغل افراد وجود ندارد. در نتیجه، افرادی که بدون بینش و جاه‌طلبی خاصی به سراغ کاری می‌روند در تطبیق خود با شرایط جدید اقتصادی دچار بحران می‌شوند. در این هنگام است که فرد دچار حالت سردرگمی می‌شود و نمی‌داند که چکار باید بکند. بسیاری از افراد در چنین مواقعی به روان‌درمانی روی می آورند. امَا چون این تصوَر غلط را دارند که روان‌درمانی برای آن‌ها کار پیدا خواهد کرد، از این کار خود سرخورده و افسرده می‌شوند. در واقع، تنها چیزی که این گونه افراد می‌دانند این است که از شغلشان ناراضی هستند ولی هیچ تلاشی برای یافتن کار بهتر نمی‌کنند زیرا نمی دانند که واقعاً چه می‌خواهند.
چگونه این اتفاق می‌افتد؟

این اتفاق در نتیجه احساس افسردگی در مورد از دست دادن شغل روی می‌دهد. بحث‌های جلسات روان‌درمانی معمولاً مشخص می‌سازد که گرایش‌های اولیاء آن‌ها نسبت به کار نیز کاملاً منفی بوده است. به عبارت دیگر، پدر یا مادر آن‌ها نیز از کارشان نفرت داشته اند و این نارضایتی خود را هنگامی که از سرکار به خانه برمی‌گشتند ابراز می‌کرده‌اند و این امر بر روی فرزندان آن‌ها تاثیر گذاشته است.
در بعضی موارد، پدر و مادرها در نقش بازی کردن‌ها و رویاهای فرزندان خود دخالت می‌کنند و مخوصا ً اگر خودشان با کاری که فرزندشان در آرزوی آن است مخالف باشند، او را از بازی کردن در آن نقش باز می‌دارند. بدیهی است که این گونه دخالت اولیا در خیال‌پردازی‌های فرزندانشان مانع رشد نوآوری، خلاقیت و تصور در ذهن آن‌ها می‌گردد. کودکانی که این گونه تجربیات را داشته‌اند و بدون امکان تصوّر خود در نقش دکتر، پرستار، مأمور پلیس، آتش نشان و ... هر حرفه دیگری رشد یافته‌اند، در بزرگی از کارشان لذت نمی‌برند و احساس رضایت‌مندی نمی‌کنند.
من از بسیاری از بیماران خود شنیده‌ام که گفته‌اند دوستان و همکلاسیهایشان خیلی از آنها در زندگی جلوتر رفته‌اند و موقعیت بهتری کسب کرده‌اند. گله آن‌ها صرفاً این نبوده است که دوستانشان درآمد بیشتری دارند بلکه می‌گویند آن‌ها از کارشان با خوشحالی و رضایت‌مندی یاد می‌کنند. به عبارت دیگر، دوستانشان احساس تعهدی بیشتر از پول در آوردن نسبت به کارشان دارند.
راه حل چیست؟

این سوال سختی است امّا یکی از پیشنهادهای من به بیمارانی که دچار بحران هویت درباره اهداف کاری‌شان شده‌اند این است که از آن‌ها می‌خواهم بدون در نظر گرفتن دغدغه‌های واقعی بگویند چه نوع کاری را دوست دارند که انجام دهند. منظورم از دغدغه‌های واقعی چیزهایی از این قبیل است:
ملاحظات درآمدی
آموزش‌های حرفه‌ای بیشتر
نحوه پرداخت هزینه‌های آموزش
تأمین مخارج زندگی با درآمد آن کار
سطح بالا یا پائین بودن آن نوع کار
حرف‌ها و افکار دیگران درباره انتخاب آن کار
این‌ها بعضی از جنبه‌هایی هستند که بسیاری از مردم هنگامی که درباره شغلی فکر می‌کنند، در نظر می‌گیرند. یکی از مهمترین نکته‌های منفی در مورد این نوع سوالات این است که فرد را از تخیل و تصوّر خود در یکی از این شغل‌ها باز می‌دارد. واقعیت این است که انسان‌ها می‌توانند هر چیز را برای خود به وجود آورند به شرطی که به خودشان اجازه دهند که درباره آن‌ها به رویاپردازی و تخیل بپردازند.
یک نمونه

سالها پیش، وقتی که در بخش روان‌پزشکی بیمارستانی کار می‌کردم، با یک روان‌پزشک مسن آشنا شدم که همیشه پرانرژی و با نشاط به نظر می‌رسید و از بقیه افراد در آن بخش سرحالتر بود. حتی از همکاران جوانی که پرستار، منشی، نظافت‌چی، و ... بودند. یک روز در فرصتی که در ناهارخوری بیمارستان پیش آمد از او پرسیدم این همه انرژی را از کجا آورده‌اید و آیا هیچ به فکر بازنشستگی هستید؟ البته این سوال من عجیب نبود زیرا او در آن موقع 75 ساله بود.
پاسخ او برای من کاملاً غافلگیر کننده بود. او گفت که به تازگی دوره رزیدنتی را تمام کرده و این نخستین کار رسمی او در حرفه روان‌پزشکی است و بنابراین فکر کردن درباره بازنشستگی موضوعیتی ندارد. پرسیدم چگونه چنین چیزی ممکن است؟ گفت در دوران شصت سالگی، او و همسرش توافق کرده‌اند که او باید به دنبال آروزی تمام عمرش که دکتر شدن بوده برود. تمام دانشکده‌های پزشکی در آمریکا او را به خاطر سن بالا نپذیرفته بودند و او به ناچار به دانشکده‌ای در جزائر کارائیب رفته و دوره پزشکی را در آنجا به پایان رسانده است. سپس به آمریکا بازگشته و در امتحان دوره تخصصی روان پزشکی شرکت کرده و پس از موفقیت در آن، در یک دانشکده پزشکی در آمریکا پذیرفته شده و دوره تخصصی را طی کرده است. سپس چون اغلب بیمارستان‌ها از استخدام چنین فرد سالخورده‌ای سرباز می‌زده‌اند، آنقدر دنبال کار گشته تا سرانجام این موقعیت کاری را در این بیمارستان به دست آورده است.
این داستان الهام‌بخش، داستانی واقعی است و نشانگر این است که هیچگاه برای دستیابی به رویاهایی که داشته‌اید دیر نیست، صرفنظر از تمام موانع و مشکلاتی که بر سرراه باشد.
پیامی که می‌خواهم به شما برسانم این است: به خودتان اجازه خیال‌پردازی و رویاپردازی دهید و به دیگران اجازه ندهید که شما را مأیوس کنند، صرفنظر از تمام موانعی که بر سر راه تحقق اهدافتان وجود داشته باشد. شاید چیزی باشد که نتوانید آن را اکنون انجام دهید امّا برای آینده، همیشه امیدواری وجود دارد، به شرطی که رویاهایتان را حفظ کنید و به حرف منفی‌بافان گوش ندهید.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع

www.mentalhelp.net
 
 
 
 
 
چند پرسش و پاسخ در مورد افسردگی و اعتیاد

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پرسش: آیا افسردگی می‌تواند باعث اعتیاد گردد؟
پاسخ: برای فهمیدن این که فردی دچار افسردگی است یا نه، باید آن فرد توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک تحت بررسی قرار گیرد. آن‌ها پس از تشخیص ممکن است روش درمان خاصی مانند دارو درمانی یا ترکیبی از دارو درمانی و روان‌درمانی را تجویز کنند. افسردگی دارای نشانه‌های زیر، در طول یک مدّت طولانی است:
بی‌علاقگی به انجام کار و لذت نبردن از فعالیت‌های مختلف.
افزایش یا کاهش زیاد وزن.
حالت غم و اندوه در بخش اعظم شبانه‌روز.
کم‌خوابی یا پرخوابی.
کندی در حرکات.
خستگی و کمبود انرژی.
مشکل در تمرکز و تصمیم‌گیری.
فکر کردن به خودکشی یا مرگ.
این علائم نمی‌توانند صرفاً ریشه در مصرف الکل یا دارو (اعم از آرامبخش، مسکن و مواد مخدّر) داشته باشند. امّا می‌توانند باعث شوند که فرد برای بهتر کردن حال خود به الکل یا دارو روی بیاورد و در نتیجه، زمینه‌ساز اعتیاد گردند. اگر این اتفاق روی دهد، اعتیاد خود مشکل دیگری می‌شود. فردی که درگیر این شرایط است باید پرسش‌های زیر را از خود بکند:
آیا علّت مشروب‌خواری، سیگارکشی، قمار یا استفاده از داروها برای کاهش عوارض فوق و این که حالم بهتر شود است؟
آیا پیش از آن که مشروب‌خواری، سیگارکشی، قمار یا مصرف دارو را شروع کنم از هیچیک از نشانه‌ها و عوارض فوق رنج می‌بردم؟
آیا با این کارها واقعاً حالم بهتر می‌شود؟
کمک گرفتن از متخصص برای حل این مشکل اهمیت دارد.






پرسش: تعریف اعتیاد چیست؟
پاسخ: هنگامی که فرد به مثلاً الکل، قمار، سیگار یا مواد مخدّر معتاد باشد، از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی دارد و در صورت مصرف نکردن یا انجام ندادن آن دچار عوارض ترک دارو و یا مقاومت می‌شود. مقاومت بدین معنی که باید در طول زمان، مقدار بیشتری مصرف کند تا به اثر مطلوب دست یابد.
عوارض ترک دارو، واکنش‌های جسمی ناخوشایندی هستند که به هنگام قطع یا کاهش مصرف بروز می‌کنند. این نشانه‌ها از تهوع، دردهای عضلانی و تب گرفته تا مشکل در تمرکز، بی‌خوابی، اضطراب و خواب‌های بد متغیر است. امّا کسانی که عوارض ترک دارو یا مقاومت ندارند نیز می‌توانند هنوز وابستگی داشته باشند. آن‌ها به طور مکرّر و بدون موفقیت سعی می‌کنند مصرف مواد را کاهش داده یا کنترل کنند و یا این که بیشتر و طولانی‌تر از آنچه می‌خواستند مصرف می‌کنند. تهیه مواد، مصرف آن و برطرف شدن اثرات مصرف آن معمولاً زمان زیادی می‌گیرد. بنابراین، این گونه افراد از فعالیت‌های مهمی چون کار، تحصیل یا ارتباطات اجتماعی باز می‌مانند. یکی از خصوصیات وابستگی این است که فرد نتواند مصرف مواد را کنترل یا متوقف کند. در این افراد همواره نوعی فشار و یک نیاز غیرقابل مقاومت برای مصرف مواد وجود دارد.
برای این که بتوانیم تشخیص دهیم فردی معتاد است، باید شرایطی که از سوی سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) تعریف شده در او وجود داشته باشد. این شرایط عبارتند از:
مقاومت (نیاز بیشتر برای اثربخشی).
وابستگی روانی (تمایل، از خیلی کم تا خیلی زیاد).
نشانه‌های ترک دارو (واکنش‌های جسمی و فیزیکی پس از قطع مصرف).
مصرف مواد یا انجام رفتاری خاص برای کاهش نشانه‌های ترک دارو.
تلاش ناموفق برای کنترل مصرف یا رفتار.
صرف زمان زیاد برای مصرف یا انجام یک رفتار یا برای بازگشت به حال عادی.
تأثیرات زیانبار بر اثر مصرف، بر روی خود فرد معتاد یا افرادی که پیرامونش قرار دارند (مشکلات در محیط کار یا مدرسه، بحث و جدل با مردم، بیماری، زمان کمتری اختصاص دادن به کارهای مورد علاقه).
مصرف بیشتر یا طولانی‌تر از میزان در نظر گرفته شده.
ادامه مصرف حتی در صورت آگاهی از زیانبار بودن آن.
حتی وجود چند تا از شرایط فوق در یک فرد برای وابسته دانستن او کافیست.






پرسش: چه موقع و تحت چه شرایطی اعتیاد بروز می‌کند؟
پاسخ: اعتیاد مثل شکستگی استخوان یا یک ویروس نیست که علّت مشخص و تصویر بالینی داشته باشد. این درست نیست که وجود نوعی از شخصیت یا شرایط خاص به اعتیاد فرد می‌انجامد. آنچه درست است این است که خطر ابتلاء به اعتیاد تحت برخی شرایط خاص شخصی و اجتماعی بیشتر است. این شرایط در زیر شرح داده شده‌اند:
اجتماعی: زمینه خانوادگی، همکلاسی‌ها و دوستان همگی بر فرد و رفتارش تأثیر می‌گذارند. هنگامی که گروهی که به آن تعلّق دارید، مصرف مواد خاصی را «عادی» تلّقی کنند، احتمال مصرف توسط شما نیز بیشتر می‌شود.
روانی: تعیین این که آیا برخی ویژگی‌های شخصیتی خاص به اعتیاد می‌انجامد یا نه، هنوز امکان‌پذیر نیست امّا آنچه مشخص شده این است که معتادان غالباً از ضعف ساختار و شفافیت در تعلیم و تربیت رنج می‌برند. عوامل دیگر عبارتند از کمبود امنیت، عشق و توجه. همچنین توجه بیش از حد از سوی پدر و مادر و یا ساختارهای خشک آموزشی و تحصیلی نیز می‌توانند نقش داشته باشند. خانواده‌ای که در آن‌ها پدر یا مادر به مصرف بیش از حدّ الکل بپردازد، زمینه‌ساز اعتیاد فرزندان است. همچنین آسیب‌‌های دوران جوانی (رویدادهای سخت و شدید) مانند سوء استفاده جنسی و یا ضرب و شتم جسمی می‌تواند نقش داشته باشد.






پرسش: داروهای اعتیاد آور کدامند؟
پاسخ: داروها از موادی تشکیل شده‌اند که بر حالت ذهن تأثیر می‌گذارند و علت استفاده از آن‌ها نیز همین است. مردمی که از آن‌ها استفاده می‌کنند می‌خواهند تأثیرات داروها را تجربه کنند. برخی داروها، مثل داروهایی که برای بیماری صرع تجویز می‌شوند، بر حالت‌های ذهنی تأثیر می‌گذارند امّا بدان دلیل نیست که مورد استفاده قرار می‌گیرند. ریتالین/کنسرتا دارویی است که می‌تواند برای ADHD (اختلال نقص توجه/بیش فعالی) مورد استفاده واقع شود امّا اکنون به عنوان یک داروی نشاط‌آور نیز مصرف می‌گردد. هنگامی که صحبت از داروهای اعتیادآور می‌شود منظور این دسته از داروها هستند.
داروهای نشاط‌آور که باعث سرخوشی در فرد مصرف کننده می‌گردند را می‌توان به چند طریق گروه‌بندی کرد، مثلاً مجاز و غیرمجاز. الکل و توتون در اغلب کشورها مجاز هستند در حالی که حشیش، ماری‌جوانا، کوکائین، اسپید، XTC و هروئین در اغلب کشورها غیرمجاز می‌باشند.
نوع دیگری از گروه‌بندی این گونه داروها که متداولتر است با توجه به تأثیر آن‌ها بر هشیاری انسان صورت می‌گیرد. در این نحوه تقسیم‌بندی، داروها به سه دسته تقسیم می‌شوند: داروهای آرامبخش، داروهای انرژی‌زا و محرک و بالاخره داروهایی که ادراک انسان را تغییر می‌دهند (یعنی شما چیزها را به شکل‌ متفاوتی از آن‌گونه که واقعاً هستند می‌بینید یا می‌شنوید). اغلب داروها در این گروه‌بندی قرار می‌گیرند ولی انواع خاصی از داروها هم هستند که به سختی در این قالب جای می‌گیرند.
داروهای آرامبخش و مسکّن عبارتند از: الکل، مواد افیونی و آرامبخش مثل بنزودیازپام و قرص‌های خواب‌آور، مرفین و هروئین. حشیش نیز معمولاً به خاطر اثر آرامبخشش در این دسته قرار می‌گیرد. داروهای انرژی‌زا و محرّک عبارتند از: کافئین، نیکوتین، XTC ، کوکائین، اسپید و آمفتامین.
داروهای تغییر دهنده ادراک عبارتند از: LSD و در مقدار مصرف زیاد، حشیش و ماری‌جوانا.
همان‌گونه که گفته شد برخی داروها به سختی در این تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند. مثلاً حشیش معمولاً به خاطر اثر آرامبخشش مصرف می‌شود امّا می‌تواند ادراک فرد را نیز تغییر دهد. XTC نیز چند اثر مختلف دارد. یا روهیپنول هم می‌تواند اثر آرامبخش داشته باشد و هم اثر تحریک‌کنندگی. داروهای آرامبخش نیز گاهی به عنوان داروهای نشاط‌آور مصرف می‌گردند.
پرسش: چرا معتادان به دیگران چیزی در مورد اعتیادشان نمی‌گویند؟ چرا آن را انکار و از دیگران مخفی می‌کنند؟ اگر از پذیرش اعتیاد خود می‌ترسید چکار باید بکنید؟
پاسخ: اقرار به داشتن اعتیاد نزد دیگران دشوار است زیرا نمی‌دانیم واکنش آن‌ها چه خواهد بود. بنابراین معمولاً ترجیح می‌دهیم ساکت بمانیم. علّت آن که اغلب معتادان، اعتیادشان را مخفی نگاه می‌دارند این است که نمی‌خواهند دیگران درباره آن‌ها تفکر منفی داشته باشند. همه می‌خواهند به عنوان یک آدم خوب در نظر گرفته شوند، مورد تحسین و تعریف قرار گیرند و هیچکس نمی‌خواهد درباره‌اش قضاوت منفی صورت گیرد. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا اگر دیگران را از اعیتاد خود آگاه کنیم، واقعاً همه آ ن‌ها درباره ما منفی فکر خواهند کرد؟ پاسخ این سوال منفی است. بعضی‌ها به ما علاقه‌مندند و می‌خواهند کمک کنند. برخی دیگر از این که محرمشان دانسته‌ایم احساس غرور خواهند کرد. و بالاخره، پزشکان هم حتماً می‌توانند ما را کمک کنند. اگر با همه این‌ها هنوز این کار برایتان سخت است می‌توانید به شماره تلفن‌های خاصی که برای کمک به معتادان در نظر گرفته شده تلفن کنید و مشکلتان را به راحتی با آن‌ها در میان بگذارید. مشاوره تلفنی با یک روان‌شناس نیز راه ساده دیگری است که بدون محظورات ناشی از شناسایی شدن به شما امکان می‌دهد از راهنمائی‌های یک متخصص استفاده کنید.
پرسش: آیا داروهای غیر اعتیادآور هم وجود دارند؟
پاسخ: احتمال کمی وجود دارد که داروی نشاط‌آور و سرخوش کننده‌ای وجود داشته باشد که برای هیچکس اعتیادآور نباشد. داروهای آرامبخش، شادی‌آور و انرژی‌زا مردم را به مصرف کردنشان تشویق می‌کنند. به ویژه افرادی که نمی‌توانند آرامش یا شادی را به اراده خود به دست آورند همواره نیاز به این مواد را حس می‌کنند و به راحتی به سوء مصرف این‌گونه داروها می‌پردازند.
داروهای نشاط‌آور از لحاظ اعتیاد، تفاوت‌های عمده‌ای با یکدیگر دارند. تمام داروهای نشاط‌آور می‌توانند برای شما از نظر ذهنی وابستگی به وجود آورند، امّا برخی از آن‌ها حتی می‌توانند شما را از نظر جسمی و فیزیکی نیز وابسته سازند. فردی که به دلیل برخی مشکلات در زندگیش نمی‌تواند شاد باشد و به مصرف یکی از انواع داروهای نشاط‌آور روی می‌آورد، ممکن است این شادی مصنوعی را به دست آورد ولی آن مشکلات همچنان حل نشده در زندگیش باقی خواهند ماند. و در نتیجه، جلوی رشد شخصی‌اش گرفته می‌شود. به این دلیل است که بسیاری از مردم هر روز حشیش می‌کشند. آن‌ها در واقع می‌خواهند از دست مشکلاتشان فرار کنند. بعضی از داروهای نشاط‌آور، خیلی اعتیادآور نیستند امّا آسیب‌های جسمی به بار می‌آورند: مثلاً تعداد معتادان به XTC زیاد نیست امّا پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مصرف آن می‌تواند به عصب‌های خاصی آسیب رساند. اگر به توتون نگاه کنیم، احتمال اعتیاد و آسیب‌های جسمی بسیار زیاد است ولی احتمال شکست و ناکامی اجتماعی به آن زیادی نیست.
بنابراین، داروهای غیراعتیادآور باید شرایط متعددی داشته باشند: نباید رشد شخصی شما را مختل کنند یا بر آن اثر بگذارند، نباید اعتیادآور باشند، نباید آسیب‌های جسمی به بار آورند و نباید باعث شکست اجتماعی گردند.




پرسش: نشانه‌های الکلی بودن و سوء مصرف دارو چیست؟ از کجا می‌توان فهمید که یک نفر چه دارویی مصرف می‌کند؟
پاسخ: در زیر به برخی ویژگی‌های استفاده از داروهای نشاط‌آور اشاره خواهیم کرد امّا ابتدا اجازه دهید چند مطلب را برایتان توضیح دهیم.
برای کشف این که آیا کسی از دارو استفاده می‌کند یا نه بهتر است با او به گفتگو برخیزید تا آن که پنهانی او را زیر نظر بگیرید. قبل از شروع گفتگو، دانستن این نکته اهمیت دارد که چرا فرد می‌خواهد مصرف دارو را پنهان کند. غالباً علتش ترس از برخی واکنش‌های خاص است. بنابراین چنانچه لحن صحبت شما سرزنش آمیز نباشد و بر عکس از خود علاقه‌مندی نشان دهید و در مورد وضعیت پیش آمده به طور باز و راحت صحبت کنید، آن فرد به احتمال زیاد علاقه‌مند به گفتگو با شما خواهد بود. نکته دیگر این که خوب است بدانید پس از آن که موضوع مصرف دارو را به میان کشیدید چه باید بکنید. بسیاری از مردم تنها می‌خواهند از کار دیگران سر در بیاورند و پس از آن کار دیگری انجام نمی‌دهند. خوب است در گفتگوهای بعدی، مصرف و سوء مصرف داروها یا دلایل مصرف دارو و جایگزین‌های احتمالی را موضوع بحث قرار دهید.
مشکلی که در نشانه‌های زیر وجود دارد این است که ممکن است آن‌ها مربوط به یک چیز کاملاً متفاوت باشند. چنانچه توجه بیش از حدّی به برخی نشانه‌ها به خرج دهید، ممکن است مثلاً غم عشق را با مصرف دارو و اعتیاد اشتباه بگیرید.
مشخصه عمومی مصرف دارو، تغییر حالت است: یک دقیقه یک نفر ممکن است خیلی سرحال باشد و دقیقه بعد خیلی افسرده، یا یک دقیقه حضور ذهن داشته باشد و دقیقه بعد کاملاً حواس‌پرت. مصرف مداوم، زندگی فرد را بیشتر و بیشتر بر روی داروها متمرکز می‌سازد. مصرف هر مادّه، خصوصیات خاص خود را دارد:
الکل: نفس آدم بوی الکل می‌دهد،باز شدن مردمک چشم، خوش و سرحال، پر سروصدا، جسارت بیشتر، خجالت کمتر.
حشیش: چشمان قرمز، باز شدن مردمک چشم، سرخوشی، خواب‌آلودگی، کندی و رخوت، بی توجه به چیزی که هم اکنون گفته شد، خنده زیاد، پراشتهایی، سنگین شدن بازوها و پاها.
XTC : باز شدن مردمک چشم، سرخوشی، پرانرژی و پرحرف، روز بعد: خسته و کوفته، بی‌حال و احساس تهی بودن.
آمفتامین‌ها: باز شدن مردمک چشم، پرانرژی، پرحرف، رنگ پریده و بی‌قرار. روز بعد: خسته و کوفته، عصبانی، بی‌حال و احساس تهی بودن.
کوکائین: باز شدن مردمک چشم (نه همیشه)، زود به زود دستشویی رفتن، سرخوش و شاد، پرانرژی، پرحرف، رنگ پریده، بی‌احتیاط و بی‌پروا، عصبانی، پرحرارت، روز بعد: بی‌حال، خسته و کوفته، احساس تهی‌بودن.
LSD : باز شدن مردمک چشم، ایده‌های عجیب و غریب، توهّم.
هروئین: باریک شدن مردمک چشم، پلک‌های تقریباً بسته، نگاه مات و بهت‌زده، منفعل، ساکت، کند نفس کشیدن.
قمار: کلّ تمرکز بر روی بازی، تصوّر پولدار شدن سریع، قرض کردن پول، بدخوابی، تنها بازی کردن با خود، تمرکز کم.


پرسش: آیا مصرف داروهای نشاط‌آور یا مخدّر می‌تواند به مشکلات قلبی یا حمله قلبی منجر شود؟
پاسخ: از میان این داروها، اسپید و کوکائین مخصوصاً می‌توانند به هنگام مصرف باعث درد و تیرکشیدن در اطراف قلب شوند. این درد به دلیل تنگی عروق اطراف قلب که وظیفه اکسیژن رسانی به قلب را دارند پدید می‌آید. کمبود اکسیژن در قلب می‌تواند باعث دردهایی از نوع تیرکشیدن شود. وقتی اثر دارو برطرف گردد، عروق دوباره باز می‌شوند (غالباً پس از چند ساعت) و درد برطرف می‌شود.
چیزهای دیگری نیز می‌توانند باعث درد قفسه سینه شوند، مثلاً حمله ناشی از اضطراب شدید که شایع‌ترین علّت درد قفسه سینه در جوانان است، خصوصاً آن‌هایی که کوکائین یا اسپید مصرف می‌کنند و حتی پس از آن که مصرف آن را قطع کرده باشند. نشانه‌های حمله ناشی از اضطراب شدید عبارتند از تنفس عمیق و سریع، تپش قلب (ضربان سریع یا نامنظم)، سوزش در انگشتان و اطراف دهان، درد قفسه سینه و ترس از مرگ.
درد ناشی از اضطراب و وحشت، هر چند خیلی شدید است امّا پس از برطرف شدن ترس، آن هم از بین می‌رود. دلیل شناخته شده دیگری که برای درد قفسه سینه وجود دارد، تنگی همیشگی عروق اطراف قلب است، امّا این در افراد مسن‌تر بیشتر شایع است و مربوط به عادت‌های بد مانند مصرف غذاهای چرب، کشیدن سیگار و غیره است. این عادت‌های بد، در بلند مدّت باعث تصلّب شرایین می‌گردند.
گاهی اوقات مصرف اسپید و کوکائین برای همیشه به عروق اطراف قلب آسیب می‌رساند، هر چند این مورد بسیار نادر است. XTC نیز می‌تواند باعث مشکلات قلبی گردد.
 
 
 
 
داروی ضد سردرد ضد میگرن ضد افسردگی | اوتیسم افسردگی میگرن | داروی ضد خستگی سردرد وافسردگی | تحقیق در مورد میگرن | تعریف عملیاتی میگرن | قرص بدون عارضه میگرن | تحقیق در مورد میگرن | مقاله به زبان انگلیسی درباره ی میگرن | سردرد علت افسردگی | درمان سردرد و افسردگی |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله