درمان افسردگی


داروهای ضدافسردگی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
1- خلاصه

داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که برای
درمان افسردگی حاد و
برخی شرایط دیگر (مثل اختلال
شخصیت و اختلال اضطراب)
مورد استفاده قرار می‌گیرند. تأثیر این
داروها از طریق افزایش سطح سروتونین،
نوراپینفرین و دوپامین در مغز صورت
می‌گیرد. این داروها معمولاً به شکل قرص
هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند
بار در روز است.

داروهای ضدافسردگی در رده‌های مختلفی
قرار دارند. این رده‌ها عبارتند از
مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز
  (MAOIها)، داروهای ضدافسردگی سه
حلقه‌ای (TCAها) و سایر مهارکننده‌های جذب
مجدّد سروتونین- نوراپینفرین (SNRIها) و
مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین
(SSRIها). تمام داروهای
ضدافسردگی تقریباً اثر مشابهی بر روی
افسردگی دارند، هر چند بیماران
مختلف ممکن است به یک دارو، واکنش بهتری
نسبت به داروی دیگر نشان دهند.

معمولاً دو تا سه هفته طول می‌کشد تا
تأثیر داروهای ضدافسردگی آشکار گردد.
درابتدا، فقط ممکن است اثرات
جانبی آن‌ها (مثل تهوّع، خواب
آلودگی، افزایش وزن) بروز کند. امّا در
اغلب موارد، این اثرات جانبی، که از
دارویی به داروی دیگر متفاوت است، ظرف یک
یا دو هفته بهبود می‌یابد یا به طور کلّی
مرتفع می‌شود. داروهای جدید ضدافسردگی،
اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای
قدیمی‌تر دارند.

هنگامی که مصرف داروهای ضدافسردگی به
طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است باعث
عوارض ترک مصرف نظیر تهوّع،
سردرد و سرگیجه شود.

به طور کلّی توصیه می‌شود که بیماران به
هنگام مصرف داروهای ضدافسردگی از مصرف
الکل خودداری کنند. مصرف تعدادی
از داروهای دیگر نیز ممکن است با داروهای
ضدافسردگی تداخل داشته باشد. از این رو،
بیماران باید پیش از شروع مصرف هر داروی
ضدافسردگی جدیدی، پزشک خود را از تمام
داروهایی که مصرف می‌کنند آگاه سازند.

بی‌خطر بودن مصرف داروهای ضدافسردگی در
دوران بارداری هنوز به طور کامل شناخته
نشده است. پاروکستین که از
SSRI
هاست احتمالاً با نقص‌های هنگام تولّد
ارتباط دارد. خانم‌هایی که داروهای
ضدافسردگی مصرف می‌کنند و پرستار و یا
باردار هستند و یا می‌خواهند باردار شوند
باید با پزشک متخصص زنان و زایمان مشورت
کنند.

فلوکستین که از SSRI
هاست، تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش
برای کودکان به تأئید رسیده است. با وجود
این، مراقبت نزدیک از هر کودکی که داروی
ضدافسردگی مصرف می‌کند، به خاطر افزایش
بالقوه  خطر بروز فکر خودکشی
به شدّت توصیه می‌شود. داروهای ضدافسردگی
معمولاً در بیماران مسن‌تر نیز همانند
بیماران جوان‌تر تأثیر می‌گذارد.
2- درباره
 داروهای ضدافسردگی

داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که
برای درمان افسردگی حاد
و برخی اختلالات دیگر (مثل
اختلالات شخصیت و اختلال
اضطراب) مورد استفاده قرار
می‌گیرند. این داروها در صورتی که مطابق
دستور پزشک مصرف شوند، اعتیادآور نیستند.
داروهای ضدافسردگی معمولاً به شکل قرص
هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند
بار در روز است.

اعصاب توسط ناقل‌های عصبی
بین یکدیگر پیام رد و بدل می‌کنند. برای
هر پیام، تعداد زیادی ناقل عصبی آزاد
می‌شود. بسیاری از ناقل‌های عصبی به
«گیرنده‌ها» بر روی سایر اعصاب می‌چسبند.
این گیرنده‌ها پیام‌ها را می‌خوانند. برخی
از ناقل‌های عصبی نیز بدون آن که به
گیرنده‌ها چسبیده شوند و خوانده شوند 
به سلول‌های عصبی باز گردانده می‌شوند.
این فرایند که به آن «جذب مجدد» گفته
می‌شود به اعصاب اجازه می‌دهد تا به جای
آن که به تولید مداوم ناقل‌های عصبی بیشتر
بپردازند، از همان ناقل‌ها دوباره استفاده
کنند.

تأثیر داروهای ضدافسردگی از طریق افزایش
سطح ناقل‌های عصبی سروتونین،
نوراپینفرین و دوپامین
(که جمعاً به ‌آن‌ها مونوآمین گفته
می‌شود) در سیناپس‌های (فواصل بین عصب‌ها)
مغز است. مونوآمین‌ها در افکار، هیجانات،
حافظه و تنظیم برخی کارکردهای بدن دخالت
دارند. هنگامی که سطح این مواد شیمیایی
خیلی پائین باشد، فرد دچار افسردگی
می‌شود.

سطح مونوآمین‌ها از طریق مسدود کردن
گیرنده‌هایی که پیام‌ها را می‌خوانند
(مسدود کننده‌های گیرنده) و یا جلوگیری از
جذب مجدّد مواد شیمیایی (مهارکننده‌های
جذب مجدّد) قابل افزایش است. هنگامی که
گیرنده‌ها مسدود شوند و یا از جذب مجدّد
جلوگیری شود، مونوآمین‌ها در مغز افزایش
می‌یابند.

تأثیر داروهای ضدافسردگی بر روی مواد
شیمیایی مغز ممکن است آنی نباشد. آغاز
واکنش بیمار به دارو درمانی ممکن است چند
هفته به طول بیانجامد. در ابتدا، فقط
اثرات جانبی (مثل تهوّع،
بیخوابی، خشک شدن زبان، خستگی) ممکن است
پدیدار گردند. در اغلب موارد، اثرات جانبی
پس از یک یا دو هفته بهبود می‌یابند یا به
طور کلّی مرتفع می‌شوند. داروهای جدید
ضدافسردگی دارای اثرات جانبی کمتری نسبت
به داروهای قدیمی‌تر هستند.

بیمار باید حداقل به مدّت شش ماه به
مصرف داروهای ضدافسردگی بپردازد.این زمان
به دارو درمانی مجال تأثیر می‌دهد و خطر
بازگشت بیماری را کاهش می‌دهد. مصرف
داروهای ضدافسردگی، بسته به شرایط درمان،
ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها ادامه یابد.

داروهای ضدافسردگی باید دقیقاً همان
گونه که تجویز شده‌اند مصرف شوند تا تأثیر
مطلوب را داشته باشند. حذف یک نوبت مصرف
می‌تواند باعث جلوگیری از عملکرد مناسب
دارو گردد. همچنین قطع مصرف داروهای
ضدافسردگی حتماً باید با مشورت پزشک صورت
گیرد. بسیاری از مردم، به هنگام مواجه شدن
اولیه با اثرات جانبی و عدم دستیابی به
تأثیرات مثبت فوری، مصرف داروهای
ضدافسردگی را قطع می‌کنند و به آن‌ها زمان
لازم برای اثربخشی را نمی‌دهند. هنگامی که
مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی
قطع گردد، ممکن است عوارض ترک مصرف دارو
(مثل تهوّع، سردرد، سرگیجه) بروز کند. از
این عوارض معمولاً می‌توان با متوقف کردن
تدریجی مصرف دارو جلوگیری کرد.

بیماران باید آگاهی داشته باشند که پزشک
ممکن است برای حصول بهترین نتیجه با
کمترین اثرات جانبی، به تغییر و تنظیم
مقدار مصرف دارو بپردازد. به علاوه، اداره
 دارو و غذا (FDA)
در آمریکا اعلام نموده است که داروهای
ضدافسردگی ممکن است باعث افزایش خطر بروز
افکار خودکشی در برخی بیماران گردد و بدین
جهت، تمام کسانی که از طریق مصرف این
داروها تحت درمان قرار دارند باید از
نزدیک برای تغییرات غیرعادی رفتاری مورد
مراقبت قرار گیرند.
3-
انواع و تفاوت‌های داروهای ضدافسردگی

با وجودی که تمام داروهای ضدافسردگی
تقریباً به یک اندازه موثرند امّا انواع و
اقسام آن‌ها به بازار عرضه می‌شود. به طور
کلّی، داروهای ضدافسردگی بر حسب این که بر
کدامیک از ناقل‌های عصبی و چگونه اثر
می‌گذارند، به رده‌های مختلفی تقسیم
می‌گردند.

مهار کننده‌های مونوآمین
اکسیداز (MAOIها)
نخستین داروهای ضدافسردگی بودند که ساخته
شدند. اثر بخشی آن‌ها از طریق مسدود کردن
آنزیم‌های مونوآمین اکسیداز (مواد شیمیایی
که ناقل‌های عصبی را می‌شکنند)
است. در حال حاضر، MAOIها
به ندرت تجویز می‌شوند زیرا از یک سو مصرف
آن‌ها به همراه برخی غذاها می‌تواند باعث
مشکلات جدّی سلامتی گردد و از سوی دیگر،
اثرات جانبی داروهای جدید ضدافسردگی به
مراتب کمتر است. با وجود این،
MAOIها برای برخی اختلالات خاص، به
ویژه هنگامی که سایر داروهای ضدافسردگی
کارایی نداشته باشند، بسیار موثر هستند.

MAOIها شامل
ایزوکربوکسازید (با نام تجاری مارپلان)،
فنلزین (با نام تجاری ناردیل) و ترانیل
سیپرومین (با نام تجاری پارنات) می‌باشند.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای
(TCAها)
برای سال‌های متمادی تنها جایگزین موجود
برای MAOIها
بودند. TCAها از
جذب مجدّد ناقل‌های عصبی نوراپینفرین،
سروتونین و با درجه  کمتری، دوپامین در
مغز جلوگیری می‌کنند. پزشکان معمولاً
TCAها را کمتر به عنوان نخستین
دارو برای درمان تجویز می‌کنند زیرا
داروهای جدیدتر ضدافسردگی اثرات جانبی
کمتری دارند.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای شامل
آمیتریپتیلین (با نام تجاری الاویل و
اِندپ)، آموکساپین (با نام تجاری آسندین)،
دزیپرامین (با نام تجاری نورپرامین)،
دوکسپین (با نام‌های تجاری سینکوان و
آداپین)، ایمیپرامین (با نام تجاری
توفرانیل)، نورتریپتیلین (با نام‌های
تجاری‌ آونتیل و پاملور)، پروتریپتیلین
(با نام تجاری ویواستیل) و تریمیپرامین
(با نام تجاری سورمونتیل) می‌باشند.

علاوه بر این‌ها، داروی کلومیپرامین (با
نام تجاری آنافرانیل) نیز به صورت غیررسمی
تجویز می‌شود. بدین معنی که به منظوری غیر
از منظور اصلی تجویز می‌شود زیرا هنوز
تأئید اداره  دارو و غذا (FDA)
را به دست نیاورده است.

مهار کننده‌های جذب مجدّد سروتونین (SSRIها)
داروهای ضدافسردگی جدیدتری هستند که از
MAOI
ها و TCAها، اثرات
جانبی کمتری دارند. اثر بخشی آن‌ها از
طریق مسدود کردن جذب مجدّد سروتونین بدون
تأثیر گذاشتن بر سطح نوراپینفرین یا
دوپامین است.

SSRIها شامل
سیتالوپرام (با نام تجاری سلکسا)،
اسیتالوپرام (با نام تجاری لکساپرو)،
فلوکستین (با نام‌های تجاری پروزاک و
سارافم)، پاروکستین (با نام تجاری پاکسیل)
و سرترالین (با نام تجاری زولافت)
می‌باشند. در برخی موارد، فلووکسامین
(لوواکس) نیز ممکن است به صورت غیررسمی
تجویز شود.

مهارکننده‌های جذب مجدّد نوراپینفرین و
دوپامین (NDRIها)
از طریق مسدود کردن جذب مجدّد دوپامین و
نوراپینفرین، بدون تأثیرگذاری بر سطح
سروتونین، اثر می‌کنند. این کار باعث
اجتناب از بسیاری از تأثیرات جانبی مرتبط
با سروتونین (مثل تأثیرات جانبی جنسی)
می‌گردد. تنها NDRI
موجود در آمریکا بوپروپیون (با نام تجاری
ولبوترین) است.

مهارکننده‌های جدب مجدّد سروتونین و
نوراپینفرین (SNRIها)،
جذب مجدّد سروتونین و نوراپینفرین را بدون
اثرگذاری بر سطح دوپامین، مسدود می‌کنند.
این داروهای ضدافسردگی شامل دولوکستین (با
نام تجاری سیمبالتا) و ونلافاکسین (با نام
تجاری افکسور) می‌باشند.
TCAها نیز در اصل جزء
SNRI
ها هستند.

تعدیل کننده‌های نوراپینفرین- سروتونین،
برخی گیرنده‌های خاص را که سروتونین و
نوراپینفرین دریافت می‌کنند، مسدود
می‌نمایند. تنها دارویی از این دسته که در
آمریکا عرضه می‌شود میرتازاپین (رمرون)
است.

برخی داروهای ضدافسردگی هم جذب مجدّد و
هم گیرنده‌های سروتونین را مسدود می‌کنند.
این تعدیل کننده‌های سروتونین شامل
نفازودون (سِرزون) و ترازودون (دسیرل)
می‌باشند.

داروهای جدیدتر ضدافسردگی نیز در
آزمایشگاه‌های مختلف در دست ساخت است.
4-
بیماری‌هایی که با داروهای ضدافسردگی
درمان می‌شوند

تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً اثر
مشابهی بر روی افسردگی
دارند، هر چند بیماران مختلف ممکن است به
یک دارو، واکنش بهتری نسبت به داروی دیگر
نشان دهند. انتخاب این که از کدام داروی
ضدافسردگی استفاده شود به عوامل چندی
بستگی دارد که از آن جمله می‌توان به
نشانه‌های بیمار، اثرات جانبی
یک داروی خاص و اختلالات دیگری که بیمار
ممکن است داشته باشد، اشاره کرد.

داروهای ضدافسردگی ممکن است برای درمان
عوارض مربوط به افسردگی، همراه با داروهای
دیگر تجویز گردند. برای مثال، افسردگی اگر
همراه با نشانه‌های روان‌پریشی (مثل
توهم و هذیان)
باشد، معمولاً از طریق تجویز داروهای
ضدافسردگی همراه با داروهای
ضدجنون درمان می‌شود.

داروهای ضدافسردگی علاوه بر درمان
افسردگی، کاربردهای درمانی بالقوه  دیگری
نیز دارند. برخی از آن‌ها مورد تأئید
اداره  دارو و غذا (FDA)
قرار گرفته و برخی دیگر به صورت غیررسمی
تجویز می‌گردند. یعنی با وجودی که به طور
مشخص برای درمان یک وضعیت خاص مورد تأئید
قرار نگرفته‌اند امّا اثربخشی آن‌ها در
سطح وسیعی مورد پذیرش قرار گرفته و تجویز
می‌گردند.

اختلالات دیگری که ممکن است با داروهای
ضدافسردگی درمان گردند عبارتند از:
افسرده‌خویی. شکل
مزمن از افسردگی. معمولاً
SSRI
ها برای درمان آن تجویز می‌گردند.
اختلال
دوقطبی. نوعی اختلال
خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای متناوب
شیدایی (مانیا) و افسردگی است.
داروهای ضدافسردگی ممکن است بعد یا
همزمان با داروهای تثبیت کننده  خلق و
خو، مورد استفاده قرار گیرند.
اختلال
عاطفی فصلی. نوعی
اختلال خلق و خو که مشخصه‌اش الگوهای
تکرار شونده  افسردگی در خلال برخی
فصل‌های خاص سال، به ویژه اواخر پائیز
و زمستان است. بوپروپیون (با نام
تجاری ولبوترین) اخیراً مجوز اداره
 دارو و غذای آمریکا را برای مصرف در
مورد این اختلال به دست آورده است.
این دارو جزء NDRI
هاست.
اختلال
اضطراب. انواع
گوناگونی از اختلالات اضطراب شامل
اختلال وسواس (OCD)،
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)،
اختلال اضطراب تعمیم یافته (GAD)
و اختلال هراس، با
داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند. این
اختلالات معمولاً با داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای (‌TCAها)
و SSRI
ها درمان می‌شوند.
پراشتهایی
روانی. نوعی اختلال
تغذیه که مشخصه‌اش مصرف دوره‌ای،
کنترل نشده و سریع مقادیر زیاد غذا در
مدتی کوتاه و به دنبال آن احساس گناه،
افسردگی یا بیزاری از خود و روی آوردن
به روش‌های غیرمعمول برای تخلیه (مثل
استفاده از مسهل یا ایجاد استفراغ)
است. این اختلال با
TCAها،
SSRIها و
MAOIها درمان
می‌گردد.
اختلال نقص
توجه/ بیش‌فعالی (ADHD). از
بوپروپیون که جزء ‌NDRI
هاست ممکن است برای درمان
ADHD استفاده شود.
اوتیسم.
این اختلال رشد که مشخصه‌اش تمایل به
مجذوب خود بودن و وجود مشکلات در
ارتباطات و رفتار است، به وسیله
SSRI
ها درمان می‌گردد.
اختلال
مرزی شخصیت. این
اختلال شخصیت که مشخصه‌اش
رفتار تکانشی (رفتار ناگهانی
و برنامه‌ریزی نشده) و فرایندهای
ناسالم فکری است توسط
SSRI
ها درمان می‌شود.
بی‌اختیاری
ادرار. معمولاً
TCA
ها برای درمان این مورد تجویز
می‌گردند.
اختلالات
درد مزمن. بسیاری از
اختلالات دردهای مزمن (مثل درد عصبی و
سردردهای میگرنی) با    TCAها و
SNRI
ها درمان می‌شوند.
علاوه بر موارد فوق،
بوپروپیون به بیمارانی که در تلاش برای
ترک سیگار هستند نیز داده می‌شود.
5- نکات مورد
توجه در ارتباط با داروهای ضدافسردگی

تمام داروهای ضدافسردگی ممکن است خطر
تشنّج را در برخی از بیماران از
جمله آن‌هایی که صرع دارند، افزایش دهند.
SSRI
ها و SNRI
های غیرسه حلقه‌ای معمولاً برای بیمارانی
که دارای سابقه  تشنّج هستند مناسب‌ترند.

بیمارانی که دارای مشکل پروستات (مثلاً
بزرگ شدن پروستات)، انواع خاصی از گلوکوم
(یک نوع بیماری چشمی که به آن «آب سبز» هم
گفته می‌شود) یا مشکلات قلبی باشند
معمولاً مورد تجویز داروهای ضدافسردگی سه
حلقه‌ای (TCAها)
قرار نمی‌گیرند. معمولاً از بیمارانی که
مشکل قلبی یا سن بالاتر از 40 سال داشته
باشند، قبل از تجویز TCAها
نوار قلب گرفته می‌شود.

مصرف بوپروپیون که جزء
NDRI
هاست برای بیمارانی که دارای سابقه  ضربه
مغزی، غدّه در سلسله اعصاب مرکزی یا
اختلال تغذیه‌ای فعال باشند توصیه
نمی‌شود. بوپروپیون حتی در بیمارانی که
چنین سابقه‌هایی نداشته باشند نیز
می‌تواند باعث تشنّج گردد.

MAOIها معمولاً
برای بیمارانی که دارای فشار خون بالا و
نارسائی احتقانی قلب هستند تجویز
نمی‌گردند. همچنین تعدیل کننده‌های
سروتونین معمولاً برای کسانی که بیماری
قلبی دارند توصیه نمی‌شود.
6- اثرات
جانبی احتمالی داروهای ضدافسردگی

داروهای ضدافسردگی جدیدتر معمولاً
مطمئن‌ترند و توسط بیماران بهتر تحمل
می‌شوند. اغلب اثرات جانبی این داروها
موقتی و بسته به مقدار مصرف است. بدین
معنی که با کاهش مقدار مصرف، بهتر و با
افزایش آن، بدتر می‌شوند.

اداره  دارو و غذای آمریکا (FDA)
هشدار داده است که داروهای ضدافسردگی
می‌توانند خطر خودکشی را در برخی افراد
خاص افزایش دهند. دلیل این اثر جانبی به
درستی شناخته شده نیست. امّا شاید دلیل آن
این باشد که داروهای ضدافسردگی غالباً پیش
از آن که اثرات جانبی افسردگی مثل غمگینی
یا اضطراب را تخفیف
دهند، اثرات جانبی فیزیکی (جسمی) افسردگی
مثل خستگی را بهبود می‌بخشند. در برخی
موارد، این به افرادی که سابقه  اقدام به
خودکشی داشته‌اند، انرژی دوباره‌ای برای
انجام عمل خود می‌دهد. به این جهت، این
نکته حائز اهمیت است که افرادی که داروهای
ضدافسردگی مصرف می‌کنند باید برای
رفتارهای غیرمعمول، مورد مراقبت قرار
داشته باشند.

اثرات جانبی غالباً در خلال مراحل اولیه
 درمان با داروهای ضدافسردگی روی می‌دهد.
پزشک معمولاً توصیه‌های لازم را برای
چگونگی مدیریت آن‌ها به بیمار می‌کند. این
اثرات جانبی عبارتند از:
تهوّع. اگر دارو
همراه با غذا مصرف شود کاهش می‌یابد.
افزایش وزن. خوردن غذاهای سالم و
ورزش کردن می‌تواند این اثر جانبی را
کاهش دهد. این اثر جانبی بیشتر با
مصرف TCAها روی می‌دهد.
خستگی. مصرف دارو
قبل از خواب می‌تواند این اثر جانبی
را کاهش دهد.
بیخوابی. مصرف دارو
در صبح‌ها می‌تواند به تخفیف این اثر
جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر
با مصرف SSRIها
روی می‌دهد.
خشکی دهان. جرعه
جرعه آب خوردن، یخ مکیدن و آدامس
جویدن می‌تواند به تخفیف این اثر
جانبی کمک کند. این اثر جانبی بیشتر
با مصرف TCAها
روی می‌دهد.
یبوست. خوردن مواد
فیبردار به کاهش این اثر جانبی کمک
می‌کند. این اثر جانبی بیشتر با مصرف
TCAها روی می‌دهد.
سرگیجه. مصرف دارو
قبل از خواب می‌تواند به کاهش این اثر
جانبی کمک کند.
بیقراری. ورزش کردن
می‌تواند به کاهش این اثر جانبی که
بیشتر با مصرف
SSRIها روی می‌دهد، کمک
می‌کند.
اختلال جنسی. شامل
کاهش میل جنسی و مشکل در رسیدن به اوج
لذت در فعالیت جنسی (ارگاسم) است. این
اثر جانبی به احتمال زیاد به هنگام
مصرف SSRIها
روی می‌دهد. تغییر داروی ضدافسردگی به
دارویی که به اختلال جنسی ارتباطی
نداشته باشد، مثل بوپروپیون، نفازودون
یا میرتازاپین، و یا
SNRIها می‌تواند به کاهش این
اثر جانبی کمک کند.
چنانچه مصرف داروهای
ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، بیمار
ممکن است با عوارض ترک مصرف روبرو شود.
این عوارض معمولاً با خارج شدن دارو از
سیستم بدن بیمار یا پس از آن که بدن بیمار
فرصت کافی برای تنظیم خود با تغییر دارو
را به دست آورد، از میان می‌رود. عوارض
ترک مصرف، تقریباً همان اثرات جانبی دارو
درمانی به علاوه  سردرد، تحریک‌پذیری،
اسهال و احساس سوزش است.

عارضه  سروتونین، هر چند بسیار نادر
است، امّا یک خطر جدّی در هر نوع دارو
درمانی که باعث افزایش سطح سروتونین
می‌شود است و باید هر چه سریع‌تر تشخیص
داده شود. این عارضه غالباً بر اثر تأثیر
متقابل دارویی (مثلاً مصرف همزمان
MAOIها یا TCAها
و SSRIها) روی
می‌دهد. این وضعیت ممکن است نهایتاً به از
بین رفتن عضلات و از کار افتادگی کبد
بیانجامد. نشانه‌های اولیه شامل گیجی و
سرخ شدن صورت است.

بوپروپیون که جزء NDRI
هاست، کمترین اثر جانبی در زمینه  امور
جنسی را دارد و معمولاً باعث افزایش وزن
نیز نمی‌شود. این دارو در موارد نادر،
ممکن است باعث دلشوره یا بیقراری
حرکتی (ناتوانی برای آرام نشستن)
شود. اثرات جانبی متداول بوپروپیون شامل
ورم روده و عرق کردن زیاد است.

SNRIها در موارد نادری ممکن است باعث افزایش فشار خون،
افزایش ضربان قلب و گیجی شوند.

نفازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است
می‌تواند باعث گیجی یا تغییر دید (مثل
تاری) گردد. نفازودون نباید برای بیمارانی
که مشکل کبدی دارند تجویز شود. اداره
 دارو و غذا (FDA)
در سال 2002 هشداری در مورد خطر از
کارافتادگی کبد در بیمارانی که با
نفازودون مداوا می‌شوند صادر کرد.

ترازودون که تعدیل‌کننده  سروتونین است
نیز می‌تواند باعث خواب‌آلودگی شدید شود و
هر چند از طرف FDA
برای درمان بیخوابی مورد تأئید قرار
نگرفته است امّا مقدار کمی از آن همراه با
دیگر داروهای ضدافسردگی بدین منظور تجویز
می‌گردد. سایر اثرات جانبی ترازودون شامل
سرگیجه، منگی، خشکی دهان و تاری دید است.
این دارو همچنین می‌تواند باعث وخیم‌تر
شدن مشکلات قلبی گردد. به علاوه، ترازودون
تنها داروی ضدافسردگی است که می‌تواند
باعث نعوظ دائم و دردناک در مردان گردد.
نعوظ دائم ناشی از مصرف ترازودون ممکن است
به خودی خود مرتفع نگردد و به عمل جراحی
نیاز داشته باشد.
7- داروهای
ضدافسردگی و تداخل دارویی

معمولاً مصرف الکل در زمانی که هر نوع
داروی ضدافسردگی در حال استفاده باشد
توصیه نمی‌گردد. داروهایی که بر کبد تأثیر
می‌گذارند ممکن است باعث افزایش سطح اغلب
داروهای ضدافسردگی در سیستم بدن گردند و
این امر به نوبه  خود، اثرات خطرناکی نظیر
مصرف بیش از حدّ دارو به همراه داشته
باشد. این امر خصوصاً در مورد داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها)
صادق است.

سایمتیدین (با نام تجاری تاگامت) که
برای درمان سوزش سردل و ترش‌کردگی مصرف
می‌شود می‌تواند اثربخشی بسیاری از
داروهای ضدافسردگی مثل دسیپرامین،
دوکسپین، ایمیپرامین، پاروکستین و
سرترالین را افزایش دهد.

از سوی دیگر، کشیدن سیگار می‌تواند باعث
کاهش اثربخشی برخی TCAها
گردد. بعضی از TCAها
ممکن است حساسیت پوست به نور خورشید را
افزایش دهند. به طور کلّی توصیه می‌شود که
بیمارانی که از این دارو استفاده می‌کنند،
هنگام خروج از خانه، لباس‌هایی بپوشند که
مانع تابش مستقیم نور خورشید به بدنشان
شود. برخی داروها، مثل بعضی آنتی‌اسیدهای
خاص، ممکن است اثر بخشی بعضی از
SSRIها را کاهش دهند.

MAOI
ها می‌توانند تداخل خطرناکی با سایر
داروها داشته باشند و بدین خاطر به هنگام
مصرف آن‌ها باید محدودیت‌هایی بر روی رژیم
غذایی و مصرف سایر داروها اعمال گردد.
8-
عوارض مصرف بیش از اندازه  داروهای
ضدافسردگی

داروهای جدیدتر ضدافسردگی عموماً در
صورت مصرف بیش از اندازه، خطرات کمتری از
داروهای قدیمی‌تر دارند. بسیاری از این
داروهای جدید باعث اثرات جانبی ناخوشایندی
می‌گردند امّا معمولاً در صورت مصرف بیش
از اندازه  تجویز شده از سوی پزشک، مهلک
نیستند. در اغلب موارد، عوارض مصرف بیش از
اندازه، مشابه اثرات جانبی دارو، امّا
شدیدتر است.

داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها)
در صورت مصرف بیش از اندازه، می‌توانند
بسیار خطرناک باشند و احتمالاً باعث مرگ
بیمار شوند. در صورت بروز هر یک از عوارض
مصرف بیش از اندازه  دارو باید فوراً به
پزشک یا مرکز درمانی مراجعه کرد. عوارض
مصرف بیش از اندازه  داروهای ضدافسردگی
عبارتند از:
تپش سریع قلب
تشنج
خشکی مخاط
پوست خشک و داغ
باز شدن مردمک چشم
بیقراری
توهم
فشار خون بالا
تپش نامنظم قلب
(آریتمی)
عوارض مصرف بیش از اندازه
 بوپروپیون که جزء NDRI
هاست عبارتند از:
تشنج
توهم
از دست دادن تمرکز
تپش سریع قلب
مصرف بیش از اندازه
 ونلافاکسین که جزء SNRI
هاست ممکن است باعث عارضه‌ای نشود. امّا
اگر عارضه‌ای داشته باشد به شکل خواب
آلودگی، افزایش ضربان قلب، حافظه  ضعیف و
لرزه  اندام‌ها (خفیف‌تر از تشنج) ظاهر
می‌گردد. عوارض مصرف بیش از اندازه
 نفازودون که یک تعدیل کننده  سروتونین
است شامل فشار خون پائین و خواب آلودگی
مفرط می‌باشد.
9-
نکاتی در مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در
دوران بارداری

مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
بارداری و دوران شیردهی مادر باید تحت نظر
پزشک و با احتیاط ویژه صورت گیرد. اغلب
داروهای ضدافسردگی ظاهراً ارتباطی با
افزایش خطر نقص‌های هنگام تولد یا سقط
جنین ندارند. امّا ذکر این نکته حائز
اهمیت است که پاروکستین که جزء
SSRI
هاست احتمال بیشتری دارد که با نقص‌های
هنگام تولد ارتباط داشته باشد و برخی
داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است با کاهش
وزن نوزاد بی‌ارتباط نباشند.

مصرف اغلب داروهای ضدافسردگی ظاهراً در
دوران شیردهی بلامانع است. با وجودی که
مقداری از مواد دارویی از طریق شیر مادر
دفع می‌شود امّا ظاهراً آسیبی به کودک
نمی‌رساند. شایان ذکر است که مزایا و
خطرات احتمالی داروهای ضدافسردگی باید
برای هر بیمار به طور جداگانه ارزیابی
می‌گردد. MAOI
ها و داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای
احتمالاً خطرات بیشتری از
SSRIها به همراه دارند. هر خانمی
که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند و پرستار
یا باردار است و یا برای باردار شدن
برنامه‌ریزی کرده است باید با پزشک متخصص
زنان و زایمان در این مورد مشورت کند.
10- نکاتی در
مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
کودکی

فلوکستین که جزء SSRI
هاست تنها داروی ضدافسردگی است که مصرفش
برای کودکان بلا مانع تشخیص داده شده است،
هر چند سایر SSRI
ها (و فقط SSRI
ها) نیز ممکن است برای کودکان تجویز
گردند. با وجود این، چون اداره  دارو و
غذا اعلام کرده است که مصرف داروهای
ضدافسردگی، ممکن است خطر بروز افکار مربوط
به خودکشی را افزایش دهد، مراقبت نزدیک از
هر کودکی که داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند
به شدّت توصیه می‌شود.
11- نکاتی در
مورد مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران
بزرگسالی

اثر بخشی داروهای ضدافسردگی در
بزرگسالان مشابه جوانان است. هر چند
بیماران مسن‌تر ممکن است نسبت به اثرات
جانبی دارو حساستر باشند و بدین خاطر
معمولاً بهتراست با اندازه  مصرف کمتری
شروع به خوردن دارو کنند. اثر بخشی
داروهای ضدافسردگی دراین بیماران ممکن است
به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. داروهای
ضدافسردگی سه حلقه‌ای به خاطر اثرات
جانبی‌شان برای بیماران مسن تجویز
نمی‌گردند.
12- سوالاتی برای پرسیدن از پزشک در مورد
داروهای ضدافسردگی

بیماران در صورتی که پرسش‌های خود را از
قبل آماده کنند می‌توانند بحث معنی‌دارتری
با پزشک خود در مورد وضعیت بیماریشان
داشته باشند.سوالات زیر در همین رابطه
تهیه شده است:
1- آیا مصرف داروهای
ضدافسردگی برای وضعیت من مناسب است؟

2- داروهای
ضدافسردگی دقیقاً چقدر وضعیت مرا
بهبود خواهند بخشید؟

3- آیا مطمئنید که من
به داروهای ضدافسردگی نیاز دارم؟

4- کدام داروی
ضدافسردگی برای من مناسب است؟

5- اگر مصرف داروی
ضدافسردگی اثربخش نبود، چه باید کرد؟

6- از کی باید منتظر
بروز علائم بهبودی باشم؟

7- کدام اثرات جانبی
را باید فوراً به شما اطلاع دهم؟

8- اگر اثرات جانبی
دارو ازحدّ تحمل من فراتر بود، باید
چه کنم؟

9- اگر تصادفاً یک
نوبت مصرف دارو را فراموش کنم چه
اتفاقی می‌افتد؟

10- اگر در
دوره‌ای که داروی ضدافسردگی مصرف
می‌کنم، باردار شوم چه اتفاقی
می‌افتد؟
منبع
"Antidepressants",
http://emotional.health.ivillage.com
*
مطالب بخش افسردگی سایت

*
علائم هشدار دهنده  افسردگی

*
شاید افسردگی نباشد

*
مبانی پزشکی استرس، افسردگی، 
اضطراب، بی‌خوابی و اعتیاد

*
افسرده‌خویی

*
اختلال دوقطبی نوع یک
 
 
 
 
 
تصویر استرس در مغز انسان

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
 
دانشمندان برای نخستین بار توانستند تأثیرات استرس‌های روانی روزمره را در مغز انسان به تصویر بکشند
پژوهشگران در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از (کارکردی MRI) fMRI  موفق شدند از فعالیت مغز افراد عکسبرداری کنند. پژوهشگران از افراد مورد آزمایش در خواست کردند که به سرعت فعالیت‌های چالش برانگیز ذهنی را انجام دهند و بدین ترتیب به آن‌ها استرس وارد کردند و در همین حال فعالیت مغزی آن‌ها را زیر نظر داشتند.
در خلال این آزمایش، واکنش‌های هیجانی افراد نظیر استرس، اضطراب و عصبانیت و نیز تغییرات در هورمون‌های استرس و ضربان قلب مورد ارزیابی قرار گرفت. بسیاری از افرادی که تحت این آزمایش قرار گرفتند اعلام کردند که در خلال آزمایش «دستپاچه، آشفته و ناراحت» شده‌اند.
در خلال «آزمایش استرس» نتایج نشان داد که جریان خون به قشر راست قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز، یعنی همان ناحیه‌ای که به اضطراب و افسردگی ارتباط دارد، افزایش یافت. این افزایش جریان خون، حتی پس از خاتمه آزمایش نیز ادامه داشت. این نتایج نشانگر ارتباط قوی بین استرس روانی و هیجان‌های منفی بود.
احتمال دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت این بود که چون قشر قسمت قدامی لوب‌های پیشانی مغز به توانایی انجام وظایف اجرایی مانند حافظه کاری و رفتارهای هدف‌گرا نیز مربوط است، این نتایج می تواند آن فعالیت‌ها را نیز برجسته سازد.
به گفته جیونگ وانگ، سرپرست این پروژه پژوهشی: «چگونگی واکنش مغز تحت استرس روانی برای متخصصان علم اعصاب هنوز موضوعی بکر است، امّا مطمئناً یک تکّه مهم از پازل درک تأثیرات استرس بر سلامت انسان است. یافته‌های تازه می‌تواند به پیشبرد درک ما از این فرایند، کمک شایانی نماید.»
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Psychological Stress in the Healthy Human Brain", Bjorn Carey, Proceedings of the National Academy of Science, Nov. 21, 2006 .

http://www.livescience.com
* طبیعت، پیامدها و مدیریت استرس

* روان‌شناسی استرس
 
 
 
 
 
روان‌شناسی استرس

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
به نظر مفهوم ساده‌ای است. این کلمه‌ای است که هر روز بارها و بارها به کار می‌بریم: استرس. امّا استرس واقعاً به چه معنی است؟ آیا همان انگیختگی روانی است؟ آیا همان «بارِ کاری» است؟ آیا با اضطراب یا خشم ناهشیار (ناخودآگاه) تفاوت دارد؟ آیا علّت آسیب‌های روانی است؟ آیا اصلاً وجود خارجی دارد؟ یا آن که «افسانه» است؟
تغییر

بگذارید با مفهوم «تغییر» آغاز کنیم، زیرا زندگی عبارت است از فرایند تغییر. هرچیزی که روال عادی زندگی ما را بر هم بزند و تغییر دهد باعث «ناراحتی» فکری می‌شود و ما باید خود را به ترتیبی با آن ناراحتی انطباق دهیم. بنابراین، فارغ‌التحصیل شدن از مدرسه می‌تواند همانقدر «ناراحتی» به وجود آورد که شروع مدرسه، و شروع یک کار جدید ممکن است همانقدر «ناراحت کننده» باشد که از دست دادن کار.  

چگونگی درک ما از تغییر، تعیین کننده چگونگی شیوه‌ای است که برای انطباق دادن خود با آن به کار می‌بریم.

اگر درک ما مثبت باشد، معمولاً تغییر را با آغوش باز می‌پذیریم و معمولاً داستان همین جا خاتمه می‌یابد. امّا اگر درک ما منفی باشد- یعنی اگر تغییر، تاب و توان ما را به چالش بکشد- بدن ما به طور خودکار- و شدید- با انواع واکنش‌های روانی نسبت به آن تهدید، واکنش نشان می‌دهد.
واکنش‌های روانی نسبت به تغییر

در اوایل قرن بیستم، پژوهش‌های والتر کانن در روان‌شناسی زیست شناختی (بیولوژیک)، او را به توصیف واکنش «مقابله یا گریز» سیستم عصبی سمپاتیک (SNS) نسبت به تهدیدها، رهنمون ساخت. کانن کشف کرد که انگیختگی SNS نسبت به یک تهدید شامل چند عنصر مختلف است که بدن ما را از نظر فیزیولوژیک آماده می‌سازد که یا در مقابل مهاجم بایستیم و مبارزه کنیم یا از خطر بگریزیم:
ضربان قلب و فشار خون افزایش می‌یابد
تعریق افزایش می‌یابد
شنوایی و دید دقیق‌تر می‌شود
دست‌ها و پاها سرد می‌شوند، زیرا خون به جای اندام‌های انتهایی به طرف عضلات بزرگ هدایت می‌شود تا برای مقابله یا گریز، آمادگی وجود داشته باشد.
هانس سلیه در دهه 1950،برای نخستین بار مفهوم «استرس» را متداول ساخت.سلیه معتقد بود که همه افراد به تمام انواع شرایط تهدیدکننده،به یک شکل واکنش نشان می‌دهند و او این را«نشانگان انطباق عمومی»(GAS)می‌نامید. او ادعا می‌کرد که علاوه بر انگیختگی سیستم عصبی سمپاتیک (SNS)، سایر سیستم‌های بدن نظیر قشر غدّه فوق کلیوی و غدّه هیپوفیز هم ممکن است در واکنش به تهدید دخیل باشند. برای نمونه، مواد شیمیایی مانند اپینفرین (آدرنالین) می‌توانند از طریق بازدارندگی فعالیت‌هایی چون گوارش، تولید مثل، ترمیم بافت‌ها، و واکنش‌های ایمنی، باعث تمرکز توجه بدن به حفظ فوری خود گردند. به گفته سلیه، نهایتاً پس از رفع شدن تهدید، فعالیت‌های بدن به حالت عادی برمی‌گردد و بدن دوباره بر روی بهبود یافتن و رشد تمرکز می‌کند. امّا چنانچه تهدید، طولانی و مزمن باشد، انگیختگی SNS هیچگاه «خاموش» نمی‌شود و سلامت شخصی به خطر می‌افتد. مثلاً در صورت سرکوب‌شدن مداوم سیستم ایمنی، شخصی بیشتر از معمول در برابر عفونت آسیب‌پذیر می‌گردد- و به این ترتیب می‌توان توضیح داد که چرا بعضی افراد زود به زود مریض می‌شوند.

صرفنظر از درست یا نادرست بودن نظریه سلیه، روان‌شناسی و نیز پزشکی و فرهنگ عامه، مفهوم «استرس» را به عنوان یک واقعیت ناخوشایند زندگی، پذیرفته‌اند.
کاهش انگیختگی فیزیولوژیک

انگیختگی فیزیولوژیک در شرایطی که احساس تهدید و نه تهدید واقعی وجود داشته باشد، می‌تواند ناراحت کننده و مزاحم باشد. خوشبختانه، این نوع انگیختگی را از طریق انجام برخی از روش‌های آرمش (relaxation) می‌توان کاهش داد. برای مثال، روش آرمش تدریجی عضلات (PMR) به آرمیدگی عضلات کمک می‌کند و از آنجا که تنش عضلانی یکی از عوامل انگیختگی است، فرایند PMR از طریق کاهش تنش عضلات، به بدن می‌گوید که خطر برطرف شده و سیستم‌ها می‌توانند به حالت طبیعی و عادی برگردند. اشکال پیشرفته‌تر آرمش، مانند دعا و خودزادی، از طریق تصویرسازی ذهنی باعث آرمیدگی عضلات می‌شوند.

در نتیجه، این شیوه‌های آرمش نه تنها به فرو نشاندن نشانگان فیزیولوژیک انگیختگی کمک می‌کنند، بلکه در تخیل فرد می‌توانند دیدگاه او را نسبت به تغییر عوض کنند به نحوی که تغییر از همان اوّل به عنوان تهدید در نظر گرفته نشود. به همین دلیل است که مزایای روش‌های پیشرفته آرمش، فراتر از صرفاً مزایای فیزیولوژیک است و می‌تواند به کارایی بیشتر، اعتماد به نفس افزون‌تر و آرامش ذهن منجر گردد.
استرس چیست؟

با در نظر گرفتن آنچه درباره فیزیولوژی انگیختگی بر اثر تهدیدهای دریافت شده و نیز آنچه در باره روش‌های آرمش برای فرونشاندن این انگیختگی می‌دانیم، درباره مفهوم «استرس» چه می‌توانیم بگوئیم؟

در واقع چیز زیادی نمی‌توانیم بگوئیم.

برای مثال، یک نفر ممکن است کارش را از دست بدهد و به این تهدید، نه به صورتی سالم (حل مسأله) بلکه با خشم واکنش نشان دهد. این خشم می‌تواند خودآگاه یا ناخودآگاه باشد، امّا تا وقتی وجود دارد، وضعیت انگیختگی فیزیولوژیک پابرجا خواهد ماند. به علاوه، این فرد ناکام ممکن است دچار افسردگی حاد یا اختلال اضطراب نیز بگردد.

به عبارت سنتی، می‌توان گفت که این شخص تحت استرس شدید قرار دارد. در واقع، به دلیل نفوذ نظریه سلیه، روان‌شناسی و پزشکی تمایل دارند که «استرس» را به عنوان «چیزی» که می‌تواند سلامتی و شادی ما را از بین ببرد، در نظر بگیرند.

امّا در مورد شخص فوق، این گونه نیز می‌توان گفت که او فقط در پذیرش تغییر به شیوه‌ای سالم و انطباق‌پذیر، ناکام مانده است.

بنابراین شاید «چیزی» به نام «استرس» اصلاً وجود نداشته باشد. و شاید این واژه، صرفاً عبارتی است که فرهنگ ما برای توصیف ترس از عشق، خشم ناخودآگاه، کمبود بخشش، چسبیدن به یک هویت واهی، و فقدان یک زندگی معنوی به کار می‌برد. شاید «استرس» صرفاً افسانه‌ای ساخته و پرداخته ذهن خود ماست و وسیله‌ای است که مسئولیت زندگی را از دوش خودمان برداریم و بر گردن روی یک چیز مبهم و خیالی بیاندازیم.
مدیتیشن با تمرکز حواس

منظور از تمرکز حواس این است که درخلال انجام یک کار، کاملاً آگاه باشید که چه کاری دارید انجام می‌دهید. مثلاً در خلال خوردن صبحانه، حواستان فقط بر روی غذاهایی که می‌خورید متمرکز باشد نه جلسه‌ای که قرار است در آن شرکت کنید.

تمرکز حواس می‌تواند آرامش بخش باشد زیرا اگر شما تنها بر روی یک چیز که در آن لحظه ذهن شما را اشغال کرده تمرکز کنید، دیگر نباید با اضطراب ملاحظات آینده دست و پنجه نرم کنید. مدیتیشن با تمرکز حواس از این خاصیت استفاده می‌کند و به شما اجازه می‌دهد تا با متمرکز شدن بر روی بدنتان (ضربان قلب، تنفس، صداهای محیطی و غیره)، آرامش بیابید. ایده اصلی، توجه به این چیزها بدون تفسیر یا قضاوت درباه آن‌هاست. افکار آنی، به‌عنوان چیزهای گذرا در نظر گرفته می‌شوند که می‌آیند و می‌روند. اگر شما بر روی آن‌ها تمرکز نکنید، به همان راحتی که آمده‌اند می‌روند و مزاحمتان نمی‌شوند و باعث انگیختگی SNS نمی‌گردند. بدین جهت، مدیتیشن با تمرکز حواس، فرایندی کاملاً انفعالی و کنش‌پذیر است.

مشکلی که با مدیتیشن با تمرکز حواس وجود دارد این است که چون فرایندی انفعالی است، شما نمی‌توانید آرامش یافته باقی بمانید مگر آن که هیچ کاری بجز مدیتیشن نکنید.

توضیحی که درباره این واقعیت عجیب می‌توان داد در منحنی رابطه کارایی و استرس نشان داده شده است:
در نقطه صفر، کارایی صفر است یعنی شما یا در حال خواب و یا در حال مدیتیشن هستید. درنقطه حداکثر انگیختگی (بیشترین استرس)، باز هم کارایی صفر است. اینجا نقطه‌ای است که سراسیمگی، انسان را مستأصل کرده و قدرت هر کاری را از او سلب می‌کند. بنابراین، تنها راهی که برای داشتن کارایی وجود دارد، داشتن «مقداری» انگیختگی است.

(این منحنی فقط درباره انگیختگی فیزیولوژیک است و بیانگر نکته علمی خاصی درباره این که «استرس» چیست یا چه چیزی نیست، نمی‌باشد.)

به عبارت دیگر، اگر در حال انجام فعالیتی با سطح متوسط یا بالاتر انگیختگی، مثل رانندگی، هستید تمرکز حواس به خودی خود باعث کاهش تحریک SNS نمی‌گردد. (به یاد داشته باشید که تمرکز حواس هنگامی که ساکت نشسته‌اید می‌تواند باعث آرامش گردد زیرا ساکت نشستن ذاتاً تهدیدآمیز نیست.) به این جهت، با وجودی که تمرکز حواس می‌تواند به افزایش کارایی کمک کند- زیرا باعث افزایش آگاهی می‌گردد- امّا برای به دست ‌آوردن بهترین میزان کارایی، باید از انواع فعالانه مدیتیشن مثل آرمش تدریجی عضلات برای جلوگیری از شدّت انگیختگی SNS استفاده کرد.
درسی از خلبانی

خلبانی که مسئول هدایت پرواز هواپیماست، «خلبان فرمانده» خوانده می‌شود. تمام آموزش‌های خلبانی شامل آشنایی و انطباق با شرایط اضطراری و از کار افتادن تجهیزات است. شرایط اضطراری، صرفنظر از این که خلبان چقدر آماده یا ماهر باشد، همیشه ممکن است پیش آید.

هنگامی که شرایط اضطراری پیش می‌آید، تغییرات بیولوژیک ناشی از تهدید زندگی، به پیدایش انرژی در عضلات بزرگ بدن کمک می‌کند و خون به اندام‌های انتهایی کمتر می‌رسد.

امّا در شرایط بحرانی، آنچه خلبان نیاز دارد، حرکت دقیق دست‌ها و پاهاست، نه قدرت فیزیکی. بنابراین، مهارت‌های «طبیعی» بقا که در شرایط اضطراری فعّال می‌شوند ممکن است در واقع به از دست دادن کنترل هواپیما توسط خلبان منجر شوند.

به این جهت، برای مدیریت انگیختگی SNS در شرایط اضطراری، خلبان یا هر کس دیگر به روش دیگری بجز «مقابله یا گریز» نیاز دارد: نه فرار از مشکل و نه جنگیدن با آن، بلکه مهار کنترل آن. در شرایط اضطراری، فرد باید «خلبان فرمانده» بدن خودش باشد و این گام اساسی برای فائق آمدن بر مشکل است.
کنترل تنفس
آگاهی از سرعت تنفس
نفس کشیدن آرام و عمیق
کنترل تنش عضلانی
آگاهی از عضلاتی که کشیده شده‌اند
رفع تنش عضلانی
کنترل فرایندهای شناختی
آگاهی از «گفتگوی درونی با خود»
درک صحیح و صادقانه شرایط
تغییر دادن تفکر منفی و افکار بازدارنده به تفکر مثبت و باز و خلاقیت ذهنی
تحت کنترل داشتن

ابتدا بیائید با درک تفاوت بین «تحت کنترل داشتن» و «آمادگی داشتن» شروع کنیم زیرا بسیاری از مردم این دو مفهوم را با هم قاطی می‌کنند. مثلاً اگر قرار باشد به مسافرتی طولانی در صحرا بروید، تهیه کردن و همراه بردن تجهیزات اولیه پزشکی و جعبه ابزار کامل، آمادگی خوبی است. امّا آمادگی داشتن ارتباطی با تحت کنترل داشتن ندارد زیرا هر مقدار آمادگی قبلی نمی‌تواند از خراب شدن ماشین شما جلوگیری کند. البته آمادگی داشتن برای خراب شدن احتمالی ماشین می‌تواند مشکلات برطرف کردن عیب را کاهش دهد و کلّ سفر را با آرامش بیشتری همراه سازد.

به طور مشابه، فکر کردن درباره تمام مخالفت‌ها و اعتراض‌های احتمالی به یک ارائه برنامه کاری، آمادگی خوبی است. غالباً مردم می‌گویند که چنین آدم آماده‌ای که از قبل فکرش را کرده است، می‌خواهد اوضاع را «تحت کنترل» داشته باشد. امّا لزوماً این چنین نیست.

در مورد ایده «کنترل»، باید هم جنبه‌های فیزیکی و هم جنبه‌های روانی آن را در نظر گرفت. در سطح فیزیکی، باید بدانید که چرخه انگیختگی- آرمش، چیزی نیست که بتوانید به صورت خودآگاه آن را کنترل کنید. همان گونه که پیش از این گفته شد، نشانگان فیزیولوژیک انگیختگی، از طریق سیستم عصبی سمپاتیک، فعال می‌گردد. اکنون باید اضافه کنم که این سیستم (SNS) تنها یکی از دو بخش سیستم عصبی خودکار است (خودکار یعنی خارج از کنترل ارادی و خودآگاه).

بخش دوم سیستم عصبی خودکار، سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PNS) است. PNS در اساس خلاف SNS عمل می‌کند: ضربان قلب را کاهش می‌دهد، گوارش را تسهیل می‌کند و غیره. در نتیجه، واکنش آرمش، انگیختگی SNS را از طریق فعال کردن PNS ، فرو می‌نشاند. بنابراین، در اصل، شما واقعاً واکنش آرمش را کنترل نمی‌کنید، بلکه شما کاری می‌کنید که نتیجه‌اش در دست گرفتن کنترل توسط PNS است.

در سطح روانی نیز باید به این نکته واقف شوید که به غیر از قهرمانانی که صرفاً ساخته و پرداخته فیلم‌های سینمایی هستند، هیچکس واقعاً زندگی خود را «تحت کنترل» ندارد. بخش اعظم فرایندهای فکری و خلاقیت ما در سطح ناخودآگاه ذهن صورت می‌گیرد. در واقع، هر کس که از روش‌های تصویرسازی مثل مدیتیشن برای آرمش استفاده می‌کند، کنترل را به چیزی بزرگ‌تر از خودآگاهی عقلانی می‌سپارد.

بدین جهت، وظیفه آموزش روش‌های آرمش، اطمینان بخشیدن به مردم در این باره است که «تحت کنترل داشتن» ارتباطی به آرمش ندارد. به عبارت دیگر، هر تلاشی برای «تحت کنترل داشتن» هر چیز، خود باعث «استرس» می‌شود.

در نتیجه، بهترین شیوه برای کنار آمدن با تغییرات این است که عادت کنیم آن‌ها را رها کنیم و «نادیده انگاریم.» انگیختگی‌ها و استرس‌ها را با اعتقاد به این که فرایندهای خلاقانه و شهودی، فراتر و بزرگتر از تفکر خودآگاهمان هستند، نادیده بگیریم. شبیه شخصیت لوک در «جنگ ستارگان» که کامپیوتر را خاموش کرد تا اجازه دهد یک چیز بزرگ‌تر و فراتر از منطق، راهنمائیش کند.

بنابراین، به یاد داشته باشید: شما باید همواره «خلبان فرمانده» باشید، حتی در صورتی که هیچ چیز را تحت کنترل نداشته باشید.
سعی در «تحت کنترل داشتن» امور، تصوّری خام است و به این معنی است که شما می‌توانید تشخیص دهید که چه اتفاقی بعداً در زندگی‌تان می‌افتد.
«تحت کنترل داشتن» را باید به این معنی در نظر گرفت که با وجودی که نمی‌توانید آنچه در آینده اتفاق می‌افتد را کنترل کنید، امّا می‌توانید درباره واکنشتان به هر آنچه اتفاق افتد، تصمیم‌گیری کنید.
چهار نکته

1- تهدید تغییر، به صورت انفرادی درک می‌شود.

یعنی هیچ چیز مطلقی در مورد انگیختگی SNS وجود ندارد. فعالیتی که برای یک نفر تهدیدآمیز تلقی می‌شود ممکن است برای فردی دیگر اصلاً‌ تهدید آمیز نباشد. برای مثال، یک خلبان ممکن است از پرواز با هواپیمای کوچک و انجام عملیات آکروباتیک با آن لذت ببرد، در حالی که در بسیاری از افراد حتی از فکر کردن درباره پرواز با هواپیما به شکل وارونه نیز وحشت می‌کنند.

همین «نسبی بودن» تهدید باعث شده است که خیلی‌ها «آزمون‌های استرس» را بیشتر مناسب تفریح و سرگرمی بدانند تا ارزیابی بالینی. در واقع، اگر نیاز به آزمون استرس دارید تا دریابید منابعتان چقدر بر اثر تغییرات در زندگی به چالش کشیده می‌شوند، بهتر است امتیازی که در آزمون می‌گیرید را فراموش کنید و به آن اهمیتی ندهید.  

2- برای هر فرد، برخی فعالیت‌ها از نظر روانی، برانگیزاننده‌تر از دیگر فعالیت‌ها هستند. بدین ترتیب، فعالیتی که کمتر تهدیدگر باشد می‌تواند بعد از یک فعالیت بسیار تهدیدگر، به طور نسبی حس آرامش در شما به وجود آورد.

یعنی فردی که شغل سخت و پرزحمتی مثل کنترل ترافیک هوایی یا فوریت‌های پزشکی دارد ممکن است فعالیت‌هایی نظیر نجاری برایش آرامش بخش باشد. درحالی که این کار هم سختی‌های ذاتی خاص خود را دارد. امّا برای کسی که تصمیم‌گیری‌هایش در کارهای روزانه درباره مرگ و زندگی افراد است چنین کاری آرامش بخش است.

3- برخی فعالیت‌ها برای فرونشانی و تسکین انگیختگی SNS موثرتر از بقیه هستند.

یعنی با وجودی که نجاری برای فردی که کار سخت و پرزحمتی دارد می‌تواند آرامش بخش باشد امّا فعالیت‌های دیگری نظیر مدیتیشن وجود دارد که می‌تواند آرامش بخش‌تر از نجاری باشد. بنابراین، شما باید سعی کنید که به دنبال بهترین و مستقیم‌ترین فعالیتی که به آرامش بیشتر شما می‌انجامد باشید.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از اشکال آرمش می‌تواند سخت‌تر از آنچه تصوّر می‌کنید باشد. مثلاً پروژه ساختن یک هواپیمای شخصی می‌تواند به صورت یک کابوس واقعی درآید. بنابراین، مواظب باشید که در دام آنچه که در ابتدا ایده خوبی به نظر می‌رسد نیافتید.  

4- مهم نیست چه روشی را برای آرمش خود انتخاب می‌کنید، سازوکار زیربنایی همه آن‌ها مشابه است.

یعنی مدیتیشن هم در اساس به همان شیوه نجّاری عمل می‌کند. فیزیولوژی پایه سیستم‌های عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک را به یاد بیاورید: روش‌های آرمش، PNS را برمی‌انگیزند تا انگیختگی SNS را فرو نشاند.

توجه داشته باشید که این نکته در مورد دارو درمانی نیز صادق است. با وجودی که داروهای مختلف از طریق فرایندهای فیزیولوژیک متفاوتی عمل می‌کنند، امّا همگی (چه داروهای نسخه‌ای مثل والیوم و چه الکل و مواد مخدّر) نهایتاً باعث فرونشاندن انگیختگی SNS می‌گردند.
* * *
با توجه به همه آنچه در این مقاله گفته شد، کارتان ساده است: مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید و با آرامش خود را با تغییرات زندگی وفق دهید. در این صورت، در همه کارهایی که می‌کنید، آرامش و لذت واقعی را خواهید یافت.
 
ترجمه :  کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
The Psychology of "Stress",

http://www.guidetopsychology.com
* طبیعت، پیامدها و مدیریت استرس

* مدیریت استرس (10 روش موثر برای فرونشاندن استرس)

* مبانی پزشکی استرس، افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی و اعتیاد

* تصویر استرس در مغز انسان
 
 
 
 
 
داروهای ضد اضطراب و استرس امتحان | داروهای ضد اضطراب و استرس امتحان | داروهای ضد استرس امتحان | داروهای ضد استرس امتحان | قرص ضد استرس و اضطراب برای امتحان | مقاله در مورد استرس و اضطراب امتحان | متن انگلیسی درباره امتحان و استرس امتحان و تقلب | داروهای ضد اضطراب و استرس ا | داروهای ضد اضطراب و استرس | داروهای ضد اضطراب و استرس |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله