درمان افسردگی


انواع روان درمانی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 


مفهوم متداول روان درمانی، همان گفتار درمانی سنتی است. بیمار،‌ کاناپه و یک روان‌شناس با مداد و دفترچه یادداشت در دست. با وجودی که هنوز هم از این شیوه کم و بیش استفاده می‌شود امّا انواع روش‌های درمانی دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند برای کمک به بیمار جهت غلبه بر مشکلاتش به کار گرفته شوند. در همه روش‌ها، هدف از روان درمانی فراهم ساختن محیطی غیرانتقادی است که به بیمار و درمانگر اجازه دهد تا به سوی مجموعه‌ای از هدف‌های توافق شده، با یکدیگر همکاری کنند.
1- درمان روانکاوانه
درمان روانکاوانه چیست؟

این نوع درمان یکی از معروف‌ترین شکل‌های درمان است امّا معمولاً درک نادرستی از آن در بین مردم وجود دارد.
این روش توسط زیگموند فروید بنیان نهاده شده است. روانکاوان معمولاً به صحبت‌های بیماران درباره زندگی‌شان گوش می‌سپارند. به همین دلیل است که گاهی به این روش «گفتار درمانی» هم گفته می‌شود. روانکاو در صحبت‌های بیمار به دنبال کشف الگوها یا رویدادهای مهمی که ممکن است در مشکلات فعلی بیمار نقش داشته باشند می‌گردد. روانکاوان اعتقاد دارند که رویدادهای کودکی و احساسات، افکار و انگیزه‌های ناخودآگاه در بیماری ذهنی و رفتارهای ناسازگارانه، نقش دارند.
مزایای درمان روانکاوانه

با وجودی که انتقادات زیادی از این روش درمان به عمل آمده و بسیاری آن را پرهزینه، زمانبر و معمولاً ناکارآمد می‌دانند امّا این روش دارای مزایایی نیز هست. درمانگر محیط غیرانتقادی، راحت و همدلانه‌ای را فراهم می‌سازد که شخص مراجعه‌کننده، خود را برای نشان دادن و آشکار ساختن احساسات یا اعمالی که به استرس یا تنش در زندگیش انجامیده، راحت حس می‌کند. در بیشتر مواقع، همین در میان گذاشتن این عوامل فشار روحی با یکنفر دیگر، خود می‌تواند اثر مثبتی داشته باشد.
2- درمان شناختی- رفتاری
درمان شناختی- رفتاری چیست؟

درمانگرِ شناختی، بر روی مسائل خاصی تمرکز می‌کند. این درمانگران معتقدند که تفکّر نامعقول یا درک خطا باعث بدکاری می‌شود. بنابراین، درمانگرِ شناختی بر روی تغییر الگوهای تفکّر بیمار خود کار می‌کند. این نوع درمان غالباً برای افرادی که از افسردگی یا اضطراب رنج می‌برند موثر است.
درمانگرِ شناختی، بر روی تغییر رفتارهای مشکل‌سازی که طی سال‌ها فرا گرفته شده و جا افتاده کار می‌کند. مثال خوبی از رفتار درمانی، کاری است که درمانگر با مراجعه کننده خود برای غلبه او بر ترس از ارتفاع می‌کند. درمانگر ممکن است فرد را تشویق کند که از طریق آزمایش و تجربه، به تدریج با ترس خود از ارتفاع مواجه گردد. فرد ممکن است ابتدا خود را ایستاده بر بام یک ساختمان بلند و یا سوار بر یک آسانسور تصوّر کند. سپس، فرد خود را به آرامی در معرض سطوح بالاتر و بالاتری از ترس خود قرار می‌دهد تا آن که سرانجام هراس او به طور کامل از بین برود.
مزایای درمان شناختی- رفتاری

رویکردهای شناختی-رفتاری برای درمان مسائل خاص می‌توانند بسیار اثربخش باشند. در بیشتر مواقع، روش‌های شناختی و رفتاری برای درمان یک اختلال با یکدیگر ترکیب می‌شوند. مثلاً درمانگری که به درمان مراجعه کننده‌ای مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌پردازد، هم به او در شکل دادن الگوهای فکری دقیق‌تر کمک می‌کند و هم بر روی رفتارهای خاصی، نظیر کناره‌گیری اجتماعی، تمرکز می‌نماید.
3- گروه درمانی
گروه درمانی چیست؟

گروه درمانی شکلی از روان درمانی است که در آن، دو یا بیشتر بیمار با یک یا بیشتر درمانگر یا مشاور کار می‌کنند. این روش، روش متداول و جا افتاده‌ای است که در آن، اعضای گروه می‌توانند از تجربیات دیگران آگاه شده و از آن‌ها درس بگیرند. این روش نسبت به روان درمانی فردی، هم از نظر هزینه‌ای با صرفه‌تر است و هم در بیشتر موارد اثربخش‌تر.
مزایای گروه درمانی

معمولاً کسانی که از بیماری ذهنی یا مشکل رفتاری رنج می‌برند، دارای احساس تنهایی، انزوا و متفاوت بودن هستند. گروه درمانی، فضایی را برای گردآمدن افرادی که در حال حاضر درگیر مشکل مشابهی هستند و یا در گذشته به مشکل مشابهی گرفتار بوده و اکنون نجات یافته‌اند، فراهم می‌سازد. اعضای گروه می‌توانند با پشتیبانی عاطفی همدیگر، رفتارهای تازه‌ای را تجربه کنند.
 
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
  منبع
Types of Therapy, Kendra Van Wagner, Dec. 2006.

http:// psychology.about.com
* روان‌شناسی و رشته‌های آن


*
پالایش ذهن

* عوامل پزشکی موثر بر روان‌شناسی
 
 
 
 
 
رنگ درمانی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
با وجودی که افراد مختلف به دلیل ترجیحات شخصی و تجربیات متفاوت ممکن است واکنش‌های متفاوتی به رنگ‌ها نشان دهند امّا مطالعات نشان داده‌اند که رنگ‌ها برای اکثریت افراد معانی خاصی را تداعی می‌کنند.
سیاه- قوی، قدرتمند، مقتدر، مسلَط، تهدیدآمیز، شوم، افسردگی ‌آور
آبی- آرامش‌بخش، ملایم
خاکستری- ضعیف، افسردگی‌آور، ملال‌آور
سبز- نیروبخش، شادی‌آور، خوشایند، آرام، طبیعی، آرامش‌بخش
نارنجی- نگران‌کننده، برانگیزنده، هیجان‌آور
قرمز- برانگیزنده، هیجان‌آور، پرخاشگر، مسلََط، پویا، شهوانی، خطرناک
سفید- ضعیف، منفعل، خالص
زرد- شادی‌آفرین، برانگیزنده
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که موقعیت‌ها و واکنش‌های روان‌شناسی زیر از رنگ‌ها تاثیر می‌پذیرند.
استرس و تحریک‌پذیری

رنگ‌های آبی، سبز و آبی متمایل به سبز می‌تواند باعث کاهش استرس و تحریک‌پذیری شود زیرا رنگ‌های ملایم باعث آرمش (ریلکس شدن) می‌شوند (آدون و شولتز، 2009). مطالعات پژوهشی متعدد نشان داده‌اند که مشتریان در محیط‌های فروشگاهی آبی و سبز احساس آسایش بیشتری می‌کنند و در نتیجه تمایل به ماندن طولانی‌تر و خرج‌کردن بیشتر دارند (ون‌هاگن و دیگران، 2008). آبی روشن تا متوسط و آبی متمایل به سبز به ویژه باعث آرامش می‌شود (آیزمن، 2003).
با وجود این، اگر از رنگ‌های ملایم برای آرمش استفاده می‌کنید توجه داشته باشید که با وجودی که رنگ سبز طبیعی معمولاً باعث برانگیختن هیجانات مثبت می‌شود، مردم معمولاً به رنگ زرد متمایل به سبز واکنش منفی نشان می‌دهند (کایا و اپس، 2004).
بسیاری از مردم عقیده دارند که رنگ صورتی، رنگی آرامش‌بخش است امّا شواهد چنین چیزی را نشان نمی‌دهند. با وجودی که مطالعات انجام شده در سال 1979 نشان داد که زندانیان سیاتل که رنگ سلّول‌هایشان صورتی روشن بود رفتار پرخاشگرانه کمتری داشتند، امّا چند سال بعد، مطالعه مشابهی چنین نتیجه‌ای را نشان نداد. هر چند هنوز هم بسیاری از زندان‌ها در آمریکای شمالی از این رنگ برای سلّول‌هایشان استفاده می‌کنند (کوالک، 2005).
تمرکز و بهره‌وری

شواهد نشان می‌دهد که رنگ آبی به خاطر تاثیر آرام‌بخشش می‌تواند برای بهبود تمرکز مفید باشد، در حالی که رنگ قرمز می‌تواند باعث اختلال در تمرکز، تصمیم‌گیری و حل مسأله شود (ودوارکا، 1999). به ویژه، اعتقاد بر این است که رنگ آبی تیره می‌تواند به حفظ تمرکز کمک کند و به این خاطر برای مدیتیشن مناسب است (آیزمن، 2003). با وجود این، برای بعضی افراد، محیط‌های آبی یا سبز ممکن است بیش از حدّ آرامش بخش باشد و در نتیجه باعث کاهش بهره‌وری گردد (کوالک، 2005).
در میان رنگ‌هایی که باعث اختلال در تمرکز و بهره‌وری می‌گردند، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اتاق‌های کار سفید رنگ باعث بهره‌وری کاری کمتری نسبت به سایر رنگ‌ها می‌شوند (کوالک، 2005) و بسیاری از افراد (به ویژه مردان)، محیط‌های خاکستری رنگ را استرس‌زا و ملال‌آور می‌یابند (خاو، 2007) به علاوه انجام وظایف کاری در محیط‌های قرمز رنگ می‌تواند باعث افزایش اضطراب و استرس گردد (ون‌هاگن و دیگران، 2008).

جالب است بدانید که رنگ زرد که غالباً برای مداد، کاغذ یادداشت و برجسته کردن متن مورد استفاده قرار می‌گیرد باعث افزایش نرخ خطا در رونویسی می‌شود و ممکن است در تمرکز یا درک اختلال ایجاد کند (ودوارکا، 1999).
رنگ و هراس از مکان‌های بسته
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد رنگ می‌تواند باعث تحریک هراس از مکان‌های بسته شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آبی یا سبز کردن دیوارهای اتاق، درک وسعت مکان را افزایش می‌دهد، در حالی که رنگ‌های قرمز، نارنجی و زرد اثر عکس دارند (کایا، اپس، 2004).
خلاقیت و رنگ

برخی عقیده دارند که رنگ علاوه بر این که می‌تواند احساس آرامش را برانگیزد، همچنین می‌تواند برانگیزنده احساس خلاقیت و الهام‌بخشی گردد.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رنگ ارغوانی که برخی عقیده دارند مرتبط با یکی از چاکراهاست (دانش شهودی، معنویت و خودآگاهی بیشتر)، می‌تواند باعث افزایش خلاقیت گردد (آیزمن، 2003).
رنگ و خستگی

رنگ‌های قرمز، نارنجی و صورتی تند می‌تواند باعث تحریک آزادشدن آدرنالین و درنتیجه، افزایش انرژی و احتمالاً محرک‌های جنسی گردد. پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که رنگ قرمز، به ویژه می‌تواند تنش و هیجان عضلانی و در بعضی موارد خشونت را افزایش دهد. (آدون و شولتز، 2009 و ودوارکا، 1999).
رنگ و کنترل وزن
به دلیل آن که رنگ نارنجی محرک اشتهاست، غالباً از این رنگ به وفور در رستوران‌های غذاهای فوری استفاده می‌شود. (رنگ‌های قرمز و زرد هم می‌توانند این اثر را داشته باشند). بنابراین، اگر در صدد کاهش وزن خود هستید نباید رنگ وسایل غذاخوری خود را نارنجی یا سایر رنگ‌های گرم انتخاب کنید. با وجودی که عقیده عمومی بر این است که رنگ آبی باعث از بین بردن اشتها می‌شود امّا شاهدی برای این ادّعا وجود ندارد (آیزمن، 2003).
رنگ و اندوه
پوشیدن لباس‌هایی به رنگ قوی مانند سیاه می‌تواند بر اثرگذاری فرد بیفزاید و به او احساس جرأت بیشتری بدهد (آیزمن، 2003).
مطالعات متعدد، اثرات نشاط‌بخش رنگ‌های روشن و زنده را نشان داده‌اند (کایا و اپس، 2004). به ویژه رنگ زرد توسط بسیاری به عنوان نماد خوش‌بینی و شادی‌آفرینی تلقی می‌شود، حتی بیشتر از رنگ‌هایی مثل قرمز و آبی که مردم معمولاً واکنش مثبتی نسبت به آن‌ها دارند (آدون و شولتز، 2009).
محدودیت‌های پژوهش‌های راجع به رنگ
بسیاری از مطالعات اولیه راجع به رنگ، تأثیرات درجات مختلف یک رنگ، نتایج قرار گرفتن در معرض یک رنگ برای مدتی طولانی، و تأثیر ترجیحات و تجربیات شخصی را نادیده گرفته‌اند. برای مثال، رنگ قرمز ممکن است در یک محیط، شادی آفرین و در محیطی دیگر، ناراحت کننده باشد.
همچنین، تعدادی از پژوهشگران به تفاوت‌های تأثیر رنگ در افراد بر حسب فرهنگ، سن و جنسیت آن‌ها پی برده‌اند. برای مثال، مردها بیشتر از زن‌ها از رنگ‌های روشن خوششان می‌آید، در حالی که زنان غالباً بیشتر رنگ‌های ملایم و نرم را می‌پسندند (خاو، 2007). بدین دلیل، روان‌شناسی رنگ‌ها به هیچ عنوان یک علم دقیق نیست.
فراموش نکنید که استفاده از رنگ به تنهایی برای وضعیت‌های جدّی مثل افسردگی توصیه نمی‌شود و افرادی که ملاحظات سلامت جسمی و روانی دارند باید حتماً با یک متخصص مشورت کنند.
ترجمه:
کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"What is Colour Therapy?",
Jennifer Copley,Nov. 18, 2009.

http://psychology.suite101.com/article.cfm
*
روان‌شناسی رنگ‌ها

 
 
آیا مصرف ویتامین به درمان افسردگی کمک می‌کند؟

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
پاسخ این سوال این است: «احتمال دارد.»
کمبود بعضی از ویتامین‌ها و مواد معدنی در بدن انسان می‌تواند باعث نشانه‌های افسردگی در فرد شود. بنابراین چنانچه افسردگی به این علت باشد، خوردن مکمل‌های غذایی حتماً به شخص کمک می‌کند و بر عکس، اگر افسردگی شخص دلایل دیگری داشته باشد، خوردن ویتامین‌ها و مکمل‌های غذایی کمکی نخواهد کرد. البته مطمئناً به امتحانش می‌ارزد و خوب است که شخص قبل از مصرف داروهای ضدافسردگی، ابتدا برای مدتی از مکمل‌های غذایی به مقدار کافی استفاده کند.
در زیر با برخی از ویتامین‌ها و ارتباط آنها با افسردگی آشنا می‌شویم.
ویتامین ب- کمپلکس
ویتامین‌های ب-کمپلکس برای سلامت هیجانی و ذهنی، نقش اساسی دارند. این ویتامین‌ها در بدن ما ذخیره نمی‌شوند. بنابراین باید روزانه در رژیم غذایی ما گنجانده شوند. ویتامین‌های ب توسط الکل، شکر، نیکوتین و کافئین از بین می‌رود. در نتیجه، تعجبی ندارد که بسیاری از مردم دچار کمبود این نوع ویتامین هستند.
یافته‌های جدید درباره ارتباط ویتامین‌های ب- کمپلکس و افسردگی به قرار زیر است:
•  ویتامین ب-1 (تیامین): مغز انسان از این ویتامین برای کمک به تبدیل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده می‌کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژی می‌ماند.
این امر می‌تواند به خستگی، افسردگی، تندخوئی، زودرنجی، اضطراب و حتی فکر خودکشی بیانجامد. کمبود ویتامین ب-1، همچنین می‌تواند باعث مشکلات حافظه، کم‌اشتهایی، بیخوابی و اختلالات گوارشی گردد. مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده، مثل شکر، نیاز ویتامین ب-1 بدن را تامین می‌کند.
•  ویتامین ب-3 (نیاسین): سرانجام کشف شد که بیماری پلاگر ( pellagra ) که روان‌پریشی و زوال عقل از جمله نشانه‌های آن است، به دلیل کمبود نیاسین بروز می‌کند. هم اکنون بسیاری از محصولات غذایی حاوی نیاسین هستند و بیماری پلاگر تقریباً ریشه کن شده است. کمبود ویتامین ب-3 می‌تواند باعث بیقراری، اضطراب و نیز کند ذهنی و کم تحرکی گردد.
•  ویتامین ب-5 (اسیدپانتوتنیک): نشانه‌های کمبود این ویتامین عبارتند از خستگی، اضطراب مزمن وافسردگی. ویتامین ب-5 برای ایجاد هورمونها و استفاده از اسیدهای آمینه و استیل کولین ( acetylcholine ) شیمیایی مغز که به کمک هم از انواع خاصی از افسردگی جلوگیری می‌کنند مورد نیاز است.
•  ویتامین ب-6 (پیریدوکسین): این ویتامین به پردازش اسیدهای آمینه که عناصر سازنده تمام پروتئین‌ها و برخی از هورمونها هستند، کمک می‌کند. این ویتامین همچنین در تولید سروتونین، ملاتونین و دوپامین مورد نیاز است. کمبود ویتامین ب-6 که البته بسیار نادر است، باعث آسیب رساندن به سیستم ایمنی بدن، ضایعات پوستی و آشفتگی ذهنی می‌گردد. کمبود این ویتامین گاهی در افراد الکلی، بیمارانی که دارای نارسائی کبدی هستند، و خانمهایی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می کنند، بروز می‌کند. بسیاری از متخصصان تغذیه عقیده دارند که اغلب رژیم‌های غذایی، به مقدار بهینه و کافی این ویتامین را تامین نمی‌کنند.
•  ویتامین ب-12: به دلیل اهمیت ویتامین ب-12 در تشکیل گلبولهای قرمز خون، کمبود آن به مشکلاتی در اکسیژن رسانی که به کم‌خونی خطرناک موسوم است، منجر می‌شود. این اختلال می‌تواند باعث تغییر حالت مداوم، پارانویا (بدگمانی)، تحریک‌پذیری، گیجی، زوال عقل، توهّم زدگی یا شیدایی و سرانجام به دنبال آن کم اشتهایی، سرگیجه، ضعف، نفس تنگی، تپش قلب، اسهال و احساس سوزش در اندامهای انتهایی مثل دست و پا گردد. کمبود این ویتامین پس از یک دوره طولانی پیش می‌آید زیرا در کبد انسان برای سه تا پنج سال ذخیره وجود دارد. هنگامی که کمبود ویتامین ب-12 در فردی بروز می‌کند، معمولاً به خاطر کمبود آنزیمی است که باعث جذب آن در روده می‌شود. به دلیل آن که با بالارفتن سن از مقدار این آنزیم کاسته می‌شود، افرد مسن بیشتر در معرض کمبود ویتامین ب-12 هستند.
•  اسیدفولیک: این ویتامین ب برای ترکیب DNA مورد نیاز است. رژیم غذایی نامناسب و عوامل دیگری مانند بیماری، الکلیسم و نیز مصرف داروهای مختلفی چون آسپرین، قرص‌های ضدبارداری، باربیتورات‌ها و داروهای ضد تشنج، در کمبود اسیدفولیک دخالت دارند. مصرف این ویتامین مخصوصاً به خانم‌های باردار توصیه می‌گردد.
  ویتامین ث
کمبود ویتامین ث مستقیماً باعث افسردگی می‌گردد که باید با استفاده از مکملهای غذایی به برطرف کردن آن پرداخت. استفاده از مکملهای غذایی خصوصاً پس از اعمال جراحی و بیماری‌های التهابی اهمیت دارد. اضطراب، بارداری و شیردهی نیز نیاز بدن به ویتامین ث را افزایش می‌دهند. لازم به تذکر است که مصرف آسپرین، تتراسیکلین و قرص‌های ضدبارداری، ذخیره بدن را به انتها می‌رساند.

مواد معدنی
کمبود برخی از مواد معدنی نیز می‌تواند باعث افسردگی گردد.
•  منیزیم: کمبود منیزیم باعث بروز نشانه‌های افسردگی و همچنین گیجی، بیقراری، اضطراب، توهّم و انواع مشکلات جسمی می‌گردد. اغلب رژیم‌های غذایی شامل منیزیم به مقدار کافی نیستند و استرس نیز به شدّت، مقدار منیزیم موجود بدن را کاهش می‌دهد.
•  کلسیم: کمبود کلسیم بر روی سیستم مرکزی اعصاب تاثیر می‌گذارد. سطح پائین کلسیم باعث ناآرامی، دلهره، تندخوئی، زودرنجی و بی‌حسّی می‌شود.
•  روی: کمبود روی در بدن به بی‌احساسی، بی‌اشتهایی، سستی و خواب آلودگی منجر می‌شود. با پائین آمدن سطح روی در بدن، ممکن است میزان مس بدن به سطح سمّی افزایش یابد و باعث پارانویا (بدگمانی) و ترس و وحشت گردد.
•  آهن: افسردگی غالباً نشانه‌ای از کمبود آهن مزمن است. از دیگر نشانه‌های کمبود آهن می‌توان به ضعف عمومی، سستی و بی‌حالی، خستگی، کم‌اشتهایی و سردرد اشاره کرد.
•  منگنز: این فلز برای استفاده مناسب از ویتامین‌های ب-کمپلکس و ویتامین ث مورد نیاز است. منگنز همچنین در تشکیل اسیدهای آمینه نقش دارد و به همین دلیل، کمبود آن می‌تواند به کاهش سطح ناقل‌های عصبی و در نتیجه افسردگی منجر شود. این فلز به تثبیت قندخون و جلوگیری از تغییر حالت‌های مداوم نیز کمک می‌کند.
•  پتاسیم: کمبود پتاسیم معمولاً به افسردگی، گریانی، ضعف و خستگی منجر می‌شود.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
* “ Can Vitamins Help Depression? ” , Nancy Schimelpfening,
http://depression.about.com/cs/diet/a/vitamin.htm
 
 
 
 
 
 
جدیدترین پزوهش درمورد درمان اضطراب | جدیدترین نظریات درمورد اضطراب | جدیدترین نظریات درمورد اضطراب | جدیدترین درمان اضطراب | نقش پزوهش در درمان | جدیدترین مطالب درمورد تغذیه | مقاله درمورد جدیدترین روشهای درمانی در از 2005 به بعد | مقاله درمورد جدیدترین روشهای درمانی در روانشناسی از 2005 به بعد | مقاله درمورد جدیدترین روشهای درمانی در روانشناسی از 2005 به بعد | جدیدترین قرص ضد اضطراب |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله