درمان افسردگی


نشانه‌های هشدار دهنده در نوجوانان خودکشی گرا و راه‌های پیشگیری از آن راضیه ایزدی فرد کارشناسی روان شناسی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
مقدمه

مهم‌ترین عامل خودکشی در نوجوانان و جوانان جهان، افسردگی و اختلالات روحی و روانی است، زیرا تنها در این شرایط است که یک انسان هیچ راه حلی برای فرار از آلام و دردهای عاطفی خود پیدا نمی‌کند. انجمن روان پزشکی آمریکا (2005) از افسردگی، سوء مصرف الکل یا داروهای مخدر، رفتارهای خشونت آمیز و اقدام به خودکشی قبلی به عنوان قوی‌ترین عوامل خودکشی نام برده است. تشخیص و اقدام به درمان زودهنگام اختلالات روانی و سوء مصرف مواد مؤثرترین راه‌های پیشگیری از خودکشی و رفتارهای خودکشی گرایانه هستند. اعضای جامعه، متخصصان سلامت روانی، کارکنان مدارس، همسالان و والدین نقش عمده‌ای را در پیشگیری از خودکشی نوجوانان بازی می‌کنند.
نشانه‌های هشدار دهنده در نوجوانان خودکشی گرا

1- افسردگی
نشانه‌های افسردگی بالینی عبارتند از: احساس ناامیدی، بی ارزشی، درماندگی، بی‌خوابی یا پرخوابی، کاهش علاقه یا احساس لذت به فعالیت‌های لذت‌بخش پیشین، بی‌اشتهایی یا پراشتهایی، حضور موضوعات مربوط به مرگ در آثار هنری، شعر و یا گفتگوهای معمول. ( آکادمی روان پزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا، 2001)
2- اقدامات قبلی خودکشی

از میان هر 5 نفری که خودکشی می‌کنند، 4 نفر دست کم یک بار پیش از این دست به خودکشی زده‌اند و فقدان‌های قابل ملاحظه و با اهمیت را تجربه کرده‌اند. قطع رابطه با دوستان و نزدیکان، از دست دادن جایگاه و منزلت، مرگ یا آسیب جسمی می‌تواند مؤثر باشد. (آندرا شِیوِر، 1990)
3- نقشه خودکشی
داشتن نقشه مشخص، قصد جدی‌تری را می‌رساند. (آندرا شِیوِر، 1990)
4- دارایی های خود را بخشیدن
تنظیم وصیت‌نامه و بخشیدن دارایی‌هایی که برای فرد محبوب بوده‌اند. (ابراهیمی، 1385)
5- رفتار کلامی
صحبت کردن در مورد خودکشی: این صحبت می‌تواند به صورت مستقیم صورت بگیرد مانند «من خودم را خواهم کشت» یا به صورت غیرمستقیم از قصد خود صحبت می‌کند مانند «من به یک سفر طولانی خواهم رفت» یا «من می‌خواهم بروم بخوابم و دیگر بیدار نشوم». (ابراهیمی، 1385)
6- تغییرات عاطفی و رفتاری همبسته با خودکشی
نشانه‌هایی مانند ناامیدی، احساس بی‌ارزشی، کناره‌گیری، اضطراب، خستگی، تحریک‌پذیری، بیزاری از خود، آسیب زدن به خود یا دیگران از تغییرات عاطفی و رفتاری هستند. (ابراهیمی، 1385)

نشانه‌های هشدار دهنده دیگر شامل موارد زیر می‌باشد:
تغییر در عادات خواب و خوردن
غفلت از ظاهر شخصی
افزایش شکایت‌های جسمانی که اغلب با پریشانی احساسی همراه است
به دشواری تمرکز کردن
عدم واکنش نسبت به تحسین و ستایش (نظام سلامتی ویرجینیا، 2003)
هر کودک یا نوجوانی که افکار خودکشی را بیان می‌کند، باید فوراً ارزیابی شود. علامت‌های هشدار دهندهخودکشی (افکار، احساسات یا رفتار) ممکن است به مشکلات روانی یا عوارض جسمانی شباهت داشته باشد. همیشه برای تشخیص این مسئله باید با پزشک خانواده مشورت کرد.
راه‌های پیشگیری از خودکشی
تشخیص اولیه و زودرس و کمک کردن به افراد در معرض خطر همراه با تعدیل عوامل اجتماعی مساعدت کننده.
شناسایی بیماران در معرض خطر زیاد. بسیاری از کسانی که دست به خودکشی می‌زنند مدت کمی قبل از اقدام به خودکشی با پزشک خود تماس می‌گیرند و تعدادی مبتلا به اختلال روانی یا اعتیاد به الکل می‌باشند.
حمایت از کسانی که در معرض خطر هستند.
از میان برداشتن راه های موجود برای خودکشی.
آموزش در مورد کسانی که در سنین نوجوانی به سر می‌برند، لازم است که آموزش‌هایی در مورد خطرات استفادهزیاد از دارو و راه‌های مناسب چگونگی مواجهه با مشکلات عاطفی ترتیب داد. (ابراهیمی، 1385)
ادوین اشنایدمن(1918) که پدر جنبش پیشگیری از خودکشی در ایالات متحده محسوب می‌شود، گفته است: «من اعتقاد دارم شخصی که دست به خودکشی می‌زند، اسکلت روانی خویش را در گنجه عاطفی مصیبت دیده باقی می‌گذارد، یعنی بازماندگان خویش را به مقابله با بسیاری از احساس‌های منفی محکوم می‌کند و آنان را به افکاری دائمی دربارهنقش واقعی یا احتمالی‌شان در پیش انداختن خودکشی او و یا غفلت از خنثی کردن آن گرفتار می‌سازد. این می‌تواند باری گران باشد.» رویکرد کلی اشنایدمن در پیشگیری از خودکشی دارای سه مؤلفه است: کاهش درد روانی شدید، از بین بردن بن بست‌ها و نقاط کور از طریق گسترش دیدگاه محدود بیمار با استفاده از جایگزین کردن راه حل‌های دیگر به جای تداوم رنج و احساس پوچی و تشویق بیمار به انصراف حتی جزئی از رفتار خود تخریبی. (ترجمه مهرداد فیروزبخت،1378)
سه نیاز روانی نقش بسیار مهمی در خودکشی دارند و شناخت این سه نیاز برای پیشگیری از خودکشی مهم می‌باشند:

1- نیاز به کمک: احساس نیاز به کمک و همدردی دیگران برای رفع نیازهای خود، توجه، محبت دیگران، جلب حمایت دیگران و نیاز به کمک یعنی چشیدن عشق و محبت دیگران. نیاز به کمک ناشی از احتیاج داشتن به یک حامی همدل، قابل اعتماد، اهل مراقبت و مهربان است.

2- نیاز به احترام: جلب حمایت و تحسین افراد بالادست، تشویق شدن، جلب مدح و ستایش دیگران، الگوبرداری و سرمشق قرار دادن دیگران می باشد.

3- نیاز به مراقبت و رسیدگی: ارضای نیازها و حوائج توسط دیگری، جلب کمک و حمایت‌های دیگران است. (اشنایدمن، 1918)
اعضای جامعه، متخصصان سلامت روانی، کارکنان مدارس، همسالان و والدین نقش عمده‌ای را در پیشگیری از خودکشی نوجوانان بازی می‌کنند. معلمان نقش مهمی را در پیشگیری از خودکشی بازی می‌کنند، چون بیشترین زمان را با دانش آموزان می‌گذرانند. (پیتر جِی. لوری، 1985)
منابع
اشنایدمن، ادوین. (1918). مترجم: فیروزبخت، مهرداد. (1378). ذهن خودکشی‌گرا ( روان شناسی خودکشی) تهران: انتشارات شناخت. چاپ اول
ابراهیمی، محمدرضا. (1385). خودکشی. ص 15-12، ص 20 و 24
*
خودکشی

*
چگونه با کودکانمان ارتباط برقرار کنیم؟

 
 
 
 
 
پدران هم به افسردگی بعد از زایمان دچار می‌شوند

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

در حالی که افسردگی برخی از مادران پس از زایمان مدت‌هاست که از نظر پزشکی مطرح است مطالعات جدید نشان می‌دهد برخی از مردان تازه پدر شده‌ نیز دچار افسردگی می‌شوند
پژوهشی جدیدی نشان می‌دهد مردها هم به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند.
برخی عوامل مانند شوک شدن ناشی از تغییر اساسی در زندگی، محرومیت از خواب و فشار مالی که معمولا با آمدن کودک جدید همراه است می‌تواند در پدران نیز مانند مادران افسردگی ایجاد کند.
با وجودی که افسردگی پس از زایمان در زنان امر شناخته‌شده‌ای است برخی مطالعات درسال‌های اخیر نشان داده‌اند که پدران نیز ممکن است پس از تولد فرزندشان افسرده‌شوند.
در یک مطالعه تحلیلی جدید جیمز پالسون در دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیای شرقی در آمریکا 43 پژوهشی که پیشتر درباره تجارب 28 هزار پدر تازه بچه‌دارشده در فاصله سال‌های 1980 تا 2009 صورت گرفته‌بود را بررسی کرد.
یافته‌ها نشان می‌دهد حدود 10 درصد مردانی که همسران آن‌ها به تازگی زایمان کرده‌بودند در دوره زمانی سه ماه پیش از تولد کودک تا یک سالگی او دچار افسردگی شده‌اند.
میزان افسردگی در این دسته از مردان دو برابر افسردگی در مردان به طورکلی‌ و تقریبا مشابه میزان ابتلای زنان به افسردگی پس از زایمان می‌باشد.
تحلیل مطالعات گذشته که در شماره جدید «مجله انجمن پزشکی آمریکا» منتشر شده‌‌است نشان‌می‌دهد خطرناک‌ترین زمان افسردگی پدران به هنگام سه تا شش ماهگی عمر کودک‌شان است.
گریگوری سیمون، روان‌پزشک در انستیتوی بهداشت گروهی در سیاتل آمریکا، در گفت‌وگو با رادیوی ملی آمریکا، ان.پی.آر، با حمایت از نتایج این مطالعه گفت: این یافته‌ها احتمالا برای مردان و بسیاری از کارشناسان بهداشتی شگفت‌آور است.
او و جیمز پالسون با اشاره به این‌که نظریه مربوط به ارتباط افسردگی پس از زایمان زنان و تغییرات هورمونی هنوز قطعی نیست این امید را مطرح کردند که مطالعه تحلیلی جدید بتواند انگیزه‌ بررسی دقیق‌تری درباره  این افسردگی برای به محققان باشد.
پالسون عدم توجه پدران و کارشناسان پزشکی به افسردگی پس از بچه‌دارشدن مردان را عمدتا مربوط به این می‌داند که آن‌ها افسردگی پس از زایمان را ناشی از تغییرات هورمونی می‌دانند و بنابراین وجود چنین حالتی را در پدران غیرممکن تلقی می‌کنند.
مردها فکر می‌کنند نباید افسرده ‌شوند یا نباید آن را ابراز کنند
دکتر ویل کورتینی، روان‌شناس و روان‌درمانگر در برکلی کالیفرنیا، که به کمک مردان افسرده شتافته و سایتی به نام «پدرغمگین» بنا نهاده از «افسانه فرهنگی عدم افسرده‌شدن مردان» سخن می‌گوید و آن را «خطرناک» می‌خواند.
او می‌گوید: این افسانه باعث شده که مردها فکر کنند نباید افسرده شوند یا حداقل نباید آن را ابراز کنند. بنابراین آن‌ها احتمالا بیشتر از زنان افسردگی خود را پنهان می‌کنند یا کمتر راجع به آن حرف می‌زنند.
جوئل شوارتزبرگ، یکی از تولیدکنندگان شبکه پی.بی.اس آمریکا مرد 41 ساله‌ای که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی شد به ان.پی.آر از درهم‌شکستن خود در آن زمان سخن گفت و نشانه‌های افسردگی خود را غمگینی، احساس طردشدگی، برانگیختگی و اشتهای زیاد توصیف کرد که باعث اضافه وزن 10 پوندی او شده‌بود.
او پس از خارج شدن از بحران اگرچه به پایان زندگی زناشوییش انجامید اما درباره تجربه فردی خود در مجله نیوزویک مطلبی نوشت و امیدوار بود که به سایر پدران بگوید آن‌ها تنها نیستند.
عوامل افسردگی پس از بچه‌دارشدن
پالسون نویسنده مطالعه حاضر یکی از عوامل مهم افسردگی پس از بچه‌دارشدن را تغییر موقعیت از زندگی انفرادی به سوی پدر یا مادرشدن می‌‌داند. که ‌«شوک واقعی» است و هر دوی والدین سعی می‌کنند با این تغییر بزرگ در زندگی کنار بیایند.
نکته دیگر فشار مالی همراه با این تغییر است که پالسون اوج‌گیری افسردگی پدران را در سه ماهگی کودکان عمدتا ناشی از بازگشت هر دوی والدین به کار می‌داند.
مسئله دیگر اختلال خواب و محرومیت از آن است که معمولا با پدرومادرشدن همراه است. گریگوری سیمون، روان‌پزشک، در این باره می‌گوید: اختلال خواب و محرومیت از خواب عامل خطر افسردگی محسوب می‌شود و محرومیت از خواب در والدین جدید امری کاملا متداول است.
پالسون ضمن هشدار درباره نشانه‌های افسردگی در پدران از شواهد فزاینده‌ای سخن می‌گوید که نشان می‌دهند افسردگی پدران روی کودک اثرات منفی دارد و خطر بروز مشکلات هیجانی و رفتاری آن‌ها را افزایش می‌دهد.
کمک به پدران جدید
شیوه‌های مختلف درمانی برای پدرانی که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی می‌شوند توصیه شده‌است مانند گفت‌وگو درمانی، مشاوره گروهی و درمان دارویی.
حتی بحث باز و صمیمانه در داخل خانواده می‌تواند در این زمینه بسیار مفید باشد.
گریگوری سیمون معتقد است مطالعه جدید به افزایش آگاهی گروه‌های مختلف مردم درباره این موضوع کمک می‌کند. از یک طرف آگاهی مادران جدید مهم است که بدانند همسران آن‌ها نیز ممکن است دچار افسردگی شوند. آگاهی پدران جدید نیز اهمیت دارد که بدانند ممکن است به افسردگی دچار شوند و باید در جست‌وجوی کمک برآیند سرانجام آگاهی کارشناسان بهداشتی و پزشکی ضروری است که با درک بیشتر موضوع بتوانند به‌موقع نشانه‌ها را تشخیص دهند و به بیمار کمک کنند.

انواع روان درمانی

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 


مفهوم متداول روان درمانی، همان گفتار درمانی سنتی است. بیمار،‌ کاناپه و یک روان‌شناس با مداد و دفترچه یادداشت در دست. با وجودی که هنوز هم از این شیوه کم و بیش استفاده می‌شود امّا انواع روش‌های درمانی دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند برای کمک به بیمار جهت غلبه بر مشکلاتش به کار گرفته شوند. در همه روش‌ها، هدف از روان درمانی فراهم ساختن محیطی غیرانتقادی است که به بیمار و درمانگر اجازه دهد تا به سوی مجموعه‌ای از هدف‌های توافق شده، با یکدیگر همکاری کنند.
1- درمان روانکاوانه
درمان روانکاوانه چیست؟

این نوع درمان یکی از معروف‌ترین شکل‌های درمان است امّا معمولاً درک نادرستی از آن در بین مردم وجود دارد.
این روش توسط زیگموند فروید بنیان نهاده شده است. روانکاوان معمولاً به صحبت‌های بیماران درباره زندگی‌شان گوش می‌سپارند. به همین دلیل است که گاهی به این روش «گفتار درمانی» هم گفته می‌شود. روانکاو در صحبت‌های بیمار به دنبال کشف الگوها یا رویدادهای مهمی که ممکن است در مشکلات فعلی بیمار نقش داشته باشند می‌گردد. روانکاوان اعتقاد دارند که رویدادهای کودکی و احساسات، افکار و انگیزه‌های ناخودآگاه در بیماری ذهنی و رفتارهای ناسازگارانه، نقش دارند.
مزایای درمان روانکاوانه

با وجودی که انتقادات زیادی از این روش درمان به عمل آمده و بسیاری آن را پرهزینه، زمانبر و معمولاً ناکارآمد می‌دانند امّا این روش دارای مزایایی نیز هست. درمانگر محیط غیرانتقادی، راحت و همدلانه‌ای را فراهم می‌سازد که شخص مراجعه‌کننده، خود را برای نشان دادن و آشکار ساختن احساسات یا اعمالی که به استرس یا تنش در زندگیش انجامیده، راحت حس می‌کند. در بیشتر مواقع، همین در میان گذاشتن این عوامل فشار روحی با یکنفر دیگر، خود می‌تواند اثر مثبتی داشته باشد.
2- درمان شناختی- رفتاری
درمان شناختی- رفتاری چیست؟

درمانگرِ شناختی، بر روی مسائل خاصی تمرکز می‌کند. این درمانگران معتقدند که تفکّر نامعقول یا درک خطا باعث بدکاری می‌شود. بنابراین، درمانگرِ شناختی بر روی تغییر الگوهای تفکّر بیمار خود کار می‌کند. این نوع درمان غالباً برای افرادی که از افسردگی یا اضطراب رنج می‌برند موثر است.
درمانگرِ شناختی، بر روی تغییر رفتارهای مشکل‌سازی که طی سال‌ها فرا گرفته شده و جا افتاده کار می‌کند. مثال خوبی از رفتار درمانی، کاری است که درمانگر با مراجعه کننده خود برای غلبه او بر ترس از ارتفاع می‌کند. درمانگر ممکن است فرد را تشویق کند که از طریق آزمایش و تجربه، به تدریج با ترس خود از ارتفاع مواجه گردد. فرد ممکن است ابتدا خود را ایستاده بر بام یک ساختمان بلند و یا سوار بر یک آسانسور تصوّر کند. سپس، فرد خود را به آرامی در معرض سطوح بالاتر و بالاتری از ترس خود قرار می‌دهد تا آن که سرانجام هراس او به طور کامل از بین برود.
مزایای درمان شناختی- رفتاری

رویکردهای شناختی-رفتاری برای درمان مسائل خاص می‌توانند بسیار اثربخش باشند. در بیشتر مواقع، روش‌های شناختی و رفتاری برای درمان یک اختلال با یکدیگر ترکیب می‌شوند. مثلاً درمانگری که به درمان مراجعه کننده‌ای مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌پردازد، هم به او در شکل دادن الگوهای فکری دقیق‌تر کمک می‌کند و هم بر روی رفتارهای خاصی، نظیر کناره‌گیری اجتماعی، تمرکز می‌نماید.
3- گروه درمانی
گروه درمانی چیست؟

گروه درمانی شکلی از روان درمانی است که در آن، دو یا بیشتر بیمار با یک یا بیشتر درمانگر یا مشاور کار می‌کنند. این روش، روش متداول و جا افتاده‌ای است که در آن، اعضای گروه می‌توانند از تجربیات دیگران آگاه شده و از آن‌ها درس بگیرند. این روش نسبت به روان درمانی فردی، هم از نظر هزینه‌ای با صرفه‌تر است و هم در بیشتر موارد اثربخش‌تر.
مزایای گروه درمانی

معمولاً کسانی که از بیماری ذهنی یا مشکل رفتاری رنج می‌برند، دارای احساس تنهایی، انزوا و متفاوت بودن هستند. گروه درمانی، فضایی را برای گردآمدن افرادی که در حال حاضر درگیر مشکل مشابهی هستند و یا در گذشته به مشکل مشابهی گرفتار بوده و اکنون نجات یافته‌اند، فراهم می‌سازد. اعضای گروه می‌توانند با پشتیبانی عاطفی همدیگر، رفتارهای تازه‌ای را تجربه کنند.
 
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
  منبع
Types of Therapy, Kendra Van Wagner, Dec. 2006.

http:// psychology.about.com
* روان‌شناسی و رشته‌های آن


*
پالایش ذهن

* عوامل پزشکی موثر بر روان‌شناسی
 
 
 
 
 
تحقیقات انجام شده درباره پرخاشگری در خارج از کشور | تحقیقات انجام شده در خارج از کشور درباره ی بحران وجودی | تحقیقات انجام شده خارج از کشور درباره بهداشت روانی | تحقیقات انجام شده درباره تغذیه بر سلامت روانی نوجوانان خارج کشور | تحقیقات انجام شده در داخل کشور و خارج از کشور در مورد افسردگی در زنان باردار و ژس از زایمان | تحقیقات انجام شده در داخل کشور و خارج از کشور در مورد افسردگی در زنان باردار و ژس از زایمان | تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور درباره بررسی تأثیر مشاوره ی گروهی بر بحران وجودی نوجوانان | تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور درباره بررسی تأثیر مشاوره ی گروهی بر بحران وجودی نوجوانان | تحقیقات انجام شده در خارج از کشور | تحقیقات انجام شده در خارج از کشور |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله