درمان افسردگی


پدران هم به افسردگی بعد از زایمان دچار می‌شوند

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

در حالی که افسردگی برخی از مادران پس از زایمان مدت‌هاست که از نظر پزشکی مطرح است مطالعات جدید نشان می‌دهد برخی از مردان تازه پدر شده‌ نیز دچار افسردگی می‌شوند
پژوهشی جدیدی نشان می‌دهد مردها هم به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند.
برخی عوامل مانند شوک شدن ناشی از تغییر اساسی در زندگی، محرومیت از خواب و فشار مالی که معمولا با آمدن کودک جدید همراه است می‌تواند در پدران نیز مانند مادران افسردگی ایجاد کند.
با وجودی که افسردگی پس از زایمان در زنان امر شناخته‌شده‌ای است برخی مطالعات درسال‌های اخیر نشان داده‌اند که پدران نیز ممکن است پس از تولد فرزندشان افسرده‌شوند.
در یک مطالعه تحلیلی جدید جیمز پالسون در دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیای شرقی در آمریکا 43 پژوهشی که پیشتر درباره تجارب 28 هزار پدر تازه بچه‌دارشده در فاصله سال‌های 1980 تا 2009 صورت گرفته‌بود را بررسی کرد.
یافته‌ها نشان می‌دهد حدود 10 درصد مردانی که همسران آن‌ها به تازگی زایمان کرده‌بودند در دوره زمانی سه ماه پیش از تولد کودک تا یک سالگی او دچار افسردگی شده‌اند.
میزان افسردگی در این دسته از مردان دو برابر افسردگی در مردان به طورکلی‌ و تقریبا مشابه میزان ابتلای زنان به افسردگی پس از زایمان می‌باشد.
تحلیل مطالعات گذشته که در شماره جدید «مجله انجمن پزشکی آمریکا» منتشر شده‌‌است نشان‌می‌دهد خطرناک‌ترین زمان افسردگی پدران به هنگام سه تا شش ماهگی عمر کودک‌شان است.
گریگوری سیمون، روان‌پزشک در انستیتوی بهداشت گروهی در سیاتل آمریکا، در گفت‌وگو با رادیوی ملی آمریکا، ان.پی.آر، با حمایت از نتایج این مطالعه گفت: این یافته‌ها احتمالا برای مردان و بسیاری از کارشناسان بهداشتی شگفت‌آور است.
او و جیمز پالسون با اشاره به این‌که نظریه مربوط به ارتباط افسردگی پس از زایمان زنان و تغییرات هورمونی هنوز قطعی نیست این امید را مطرح کردند که مطالعه تحلیلی جدید بتواند انگیزه‌ بررسی دقیق‌تری درباره  این افسردگی برای به محققان باشد.
پالسون عدم توجه پدران و کارشناسان پزشکی به افسردگی پس از بچه‌دارشدن مردان را عمدتا مربوط به این می‌داند که آن‌ها افسردگی پس از زایمان را ناشی از تغییرات هورمونی می‌دانند و بنابراین وجود چنین حالتی را در پدران غیرممکن تلقی می‌کنند.
مردها فکر می‌کنند نباید افسرده ‌شوند یا نباید آن را ابراز کنند
دکتر ویل کورتینی، روان‌شناس و روان‌درمانگر در برکلی کالیفرنیا، که به کمک مردان افسرده شتافته و سایتی به نام «پدرغمگین» بنا نهاده از «افسانه فرهنگی عدم افسرده‌شدن مردان» سخن می‌گوید و آن را «خطرناک» می‌خواند.
او می‌گوید: این افسانه باعث شده که مردها فکر کنند نباید افسرده شوند یا حداقل نباید آن را ابراز کنند. بنابراین آن‌ها احتمالا بیشتر از زنان افسردگی خود را پنهان می‌کنند یا کمتر راجع به آن حرف می‌زنند.
جوئل شوارتزبرگ، یکی از تولیدکنندگان شبکه پی.بی.اس آمریکا مرد 41 ساله‌ای که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی شد به ان.پی.آر از درهم‌شکستن خود در آن زمان سخن گفت و نشانه‌های افسردگی خود را غمگینی، احساس طردشدگی، برانگیختگی و اشتهای زیاد توصیف کرد که باعث اضافه وزن 10 پوندی او شده‌بود.
او پس از خارج شدن از بحران اگرچه به پایان زندگی زناشوییش انجامید اما درباره تجربه فردی خود در مجله نیوزویک مطلبی نوشت و امیدوار بود که به سایر پدران بگوید آن‌ها تنها نیستند.
عوامل افسردگی پس از بچه‌دارشدن
پالسون نویسنده مطالعه حاضر یکی از عوامل مهم افسردگی پس از بچه‌دارشدن را تغییر موقعیت از زندگی انفرادی به سوی پدر یا مادرشدن می‌‌داند. که ‌«شوک واقعی» است و هر دوی والدین سعی می‌کنند با این تغییر بزرگ در زندگی کنار بیایند.
نکته دیگر فشار مالی همراه با این تغییر است که پالسون اوج‌گیری افسردگی پدران را در سه ماهگی کودکان عمدتا ناشی از بازگشت هر دوی والدین به کار می‌داند.
مسئله دیگر اختلال خواب و محرومیت از آن است که معمولا با پدرومادرشدن همراه است. گریگوری سیمون، روان‌پزشک، در این باره می‌گوید: اختلال خواب و محرومیت از خواب عامل خطر افسردگی محسوب می‌شود و محرومیت از خواب در والدین جدید امری کاملا متداول است.
پالسون ضمن هشدار درباره نشانه‌های افسردگی در پدران از شواهد فزاینده‌ای سخن می‌گوید که نشان می‌دهند افسردگی پدران روی کودک اثرات منفی دارد و خطر بروز مشکلات هیجانی و رفتاری آن‌ها را افزایش می‌دهد.
کمک به پدران جدید
شیوه‌های مختلف درمانی برای پدرانی که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی می‌شوند توصیه شده‌است مانند گفت‌وگو درمانی، مشاوره گروهی و درمان دارویی.
حتی بحث باز و صمیمانه در داخل خانواده می‌تواند در این زمینه بسیار مفید باشد.
گریگوری سیمون معتقد است مطالعه جدید به افزایش آگاهی گروه‌های مختلف مردم درباره این موضوع کمک می‌کند. از یک طرف آگاهی مادران جدید مهم است که بدانند همسران آن‌ها نیز ممکن است دچار افسردگی شوند. آگاهی پدران جدید نیز اهمیت دارد که بدانند ممکن است به افسردگی دچار شوند و باید در جست‌وجوی کمک برآیند سرانجام آگاهی کارشناسان بهداشتی و پزشکی ضروری است که با درک بیشتر موضوع بتوانند به‌موقع نشانه‌ها را تشخیص دهند و به بیمار کمک کنند.

چگونه زنان افسرده می‌توانند به طور طبیعی کاهش وزن دهند

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
مطالعات پژوهشی در مورد کاهش وزن معمولاً شامل زنانی که دچار افسردگی حاد هستند نشده است زیرا افسردگی می‌تواند باعث از بین بردن دستاوردهای برنامه‌های کاهش وزن شود. به عبارت دیگر، زنان افسرده احتمالاً انگیزه کمتری برای کاهش وزن دارند و به همین دلیل معمولاً در پژوهش‌های مربوط به کاهش وزن در نظر گرفته نمی‌شوند.
امّا براساس پژوهش تازه‌ای در زمینه کاهش وزن که زنان افسرده را نیز شامل می‌شد، احتمال کاهش وزن در زنانی که دچار افسردگی حاد هستند کمتر از بقیه زنان نیست!
پژوهشی در زمینه افسردگی و کاهش وزن در زنان

به گفته دکتر ایوت لودمن، پژوهشگر ارشد موسسه پژوهشی سلامتی جمعی، «انتظار می‌رفت که زنانی که دچار افسردگی حاد هستند نسبت به بقیه زنان وزن کمتری از دست بدهند، در جلسات کمتر شرکت کنند، کالری بیشتری بخورند، و کمتر ورزش کنند. امّا با کمال تعجب، تحقیقات ما نشان داد که تفاوت عمده‌ای بین زنان افسرده و دیگران از این نظر وجود ندارد.»
این خبر فوق‌العاده‌ای برای زنانی است که دچار افسردگی و چاقی به طور توأم هستند.
اثرات کاهش وزن بر روی زنان افسرده

آخرین یافته‌ها در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا نشان می‌دهد که کاهش وزن باعث بهبود خلق و خو در افرادی که دچار افسردگی هستند می‌شود. افرادی که دچار افسردگی و چاقی هستند می‌توانند مقدار قابل توجهی از وزنشان را تحت نظر پزشک کاهش دهند. به علاوه، کاهش وزن به نوبه خود می‌تواند عوارض افسردگی را در آنان کاهش دهد.
به گفته دکتر لوسی فالکون بریج، نویسنده اصلی مقاله، «این پژوهش، ابتکاری است زیرا افرادی که به طور بالینی تشخیص افسردگی برای آنان داده شده است معمولاً در بررسی‌های مربوط به کاهش وزن در نظر گرفته نمی‌شوند چون فرض بر این است که کاهش وزن باعث بدتر شدن افسردگی آن‌ها خواهد شد.»
سه راه برای کاهش 10 کیلو وزن

این سه راه برای کاهش وزن کسانی که تحت دارو درمانی برای افسردگی قرار دارند، پیشنهاد می‌شود و می‌تواند به بهبود خلق و خو و افزایش میزان خوش اندامی آن‌ها منجر شود:
یک برنامه کاهش وزن که مناسبتان باشد را بیابید. بهترین راه برای کاهش طبیعی وزن، یافتن تناسب بین آن برنامه و سبک زندگی فرد است. برای مثال، چنانچه روان‌شناس فرد در همان محل مشاوره، برنامه‌ای برای کاهش وزن زنان افسرده اجرا می‌کند، این یک تناسب طبیعی است و ساده‌ترین روش برای کاهش وزن است.
به برنامه کاهش وزن وفادار بمانید. بسیاری از رژیم‌های غذایی و برنامه‌های کاهش وزن پس از چند ماه کنار گذاشته می‌شوند. امّا این مدّت، زمان کافی برای کاهش 10 یا حتی 5 کیلو نیست! به برنامه کاهش وزن خود حداقل برای 6 ماه وفادار بمانید. ورزش در خانه می‌تواند موثر باشد، به شرطی که برنامه ورزشی درستی در پیش گرفته شود.
علل افزایش وزن را در نظر داشته باشید. خوردن هیجانی، روابط ناسالم، یا بعضی دارودرمانی‌ها برای افسردگی نه تنها از کاهش وزن جلوگیری می‌کند بلکه می‌تواند باعث افزایش وزن هم بگردد. به منظور کاهش طبیعی وزن، ریشه موانع کاهش وزن را کشف کنید.
افسردگی و افزایش وزن نباید دست در دست هم پیش روند! زنانی که دچار افسردگی هستند می‌توانند به نحو طبیعی و موفقیت‌آمیزی وزن خود را کاهش دهند. اگر شبکه حمایتی درستی داشته باشند و انگیزه خود را از دست ندهند.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
“How Depressed Women Can Lose Weight Naturally”, Lourie Pawlik-kienlen, Jan 6, 2010

http://psychology.suite101.com/articles.cfm
*
رژیم غذایی و افسردگی: آیا رابطه‌ای وجود دارد؟

*
افسردگی و تغذیه

 
 
 
 
 
فرزند‌پروری و بهداشت روانی کودک

توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم

 
 
 
 
بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آن‌ها بستگی دارد. با وجودی که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، امّا ممکن است به شیوه صحیحی آن‌ها را در اختیار فرزندانشان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچه‌ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه‌ها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصوّر می‌کنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند.

روان‌شناسان خاطر نشان می‌کنند که سبک‌های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آن‌ها عقیده دارند که سبک‌های فرزندپروری را می‌توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد.
1- نوع A (کنترل زیاد، محبت کم)

برخی از والدین عقیده دارند که سخت‌گیری نسبت به فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آن‌ها در آینده است. در این راستا، برخی از والدین سخت‌گیری را از اندازه می‌گذرانند. آن‌ها فراموش می‌کنند که هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت‌گیری بیش از حدّ، روح آزادی را در کودک از بین می‌برد و این ایده غلط را در او به وجود می‌آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای پر رقابت امروز، کودک باید دارای اعتماد به نفس باشد. و این نیز تنها از طریق پشتیبانی والدین به دست می‌آید. در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت‌گیری و کنترل و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می‌دهند و در تصمیم‌گیری‌های مناسب در زندگیشان ناکام می‌مانند زیرا همیشه این پدر و مادر بوده‌اند که تصمیمات لازم را برای آن‌ها گرفته‌اند. روان‌شناسان به این پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می‌گویند. کودکانی که دارای والدین قدرت طلب باشند، استقلال لازم را به دست نمی‌آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم‌گیری باشند، دچار اضطراب می‌گردند. آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند که در تمام فعالیت‌ها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی‌توانند نقش رهبری را بر عهده بگیرند. همیشه این احتمال وجود دارد که آن‌ها در کلیه زمینه‌ها احساس زیردستی نسبت به دیگران داشته باشند. در واقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به اهداف مورد نظر خود در زندگی دست یابند.
2- نوع B (کنترل کم، محبت زیاد)

این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش از اندازه، بدون اعمال کنترل‌های لازم را ابراز می‌دارند. این گونه پدر و مادرها، تحت تأثیر این کج‌فهمی و سوء برداشت که «روان‌شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می‌کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمالشان، به تنبیه متناسب نیاز دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه‌ای است که باعث می‌شود کودک بین آنچه درست و آنچه نادرست است فرق قائل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزش‌های فرهنگی فرا گرفته می‌شوند. اگر شرایط ایجاد کند کودک به تنبیه نیاز دارد. اشتباه عمومی این است که از یک طرف، بسیاری از والدین در تنبیه کردن رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می‌دهند. کودکی در یک موقعیت برای کاری که کرده است توبیخ می‌شود و در موقعیت دیگر، انجام همان کار یا نادیده انگاشته می‌شود و یا حتی مورد تشویق قرار می‌گیرد. این کار، کودک را گیج می‌کند و مورد مخالفت روان‌شناسان قرار دارد. از طرف دیگر، برخی از والدین، حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه گردد، از این کار سرباز می‌زنند و یا با او مخالفت نمی‌کنند. روش صحیح و متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او، و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القاء می‌کند که والدین دوستش دارند امّا برخی رفتارها و اعمال او را تائید نمی‌کنند.
در شرایط نوع B ، کودک احتمالاً لوس بار می‌آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان می‌دهد.
3- نوع C (کنترل کم، محبت کم)

کودک نمی‌تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچگونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی‌ارزش و بی‌ثمر می‌شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی. رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می‌گیرد. هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می‌آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند را کنترل کنند، او درک می‌کند که کنترل کردن برای یک زندگی اجتماعی آرام، کاملاً ضرورت دارد.

به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که فرزند احساس خطر می‌کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می‌بخشد. تماس بدنی بین مادر و کودک، مطمئناً نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است. همچنان که کودک بزرگ‌تر می‌شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را می‌گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورت قطعی برای رشد سالم فرزند دارد و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و عاطفی باشند نمی‌توانند شریک خوبی در زندگی زناشوئی باشند زیرا پیوند موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می‌گردد. بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی تنظیم و کنترل گردند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می‌دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می‌گذارد. فرزندپروری بدون کنترل و محبت، مطلوب نیست. به این دلیل است که روان‌شناسان این نوع فرزندپروری را «غافل و بی‌مبالات» می‌نامند.
4- نوع D (کنترل زیاد، محبت زیاد)

از آنچه تا کنون گفته شد کاملاً روشن است که بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد. والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند. والدین نوع D این فرق را بین کودک و اعمالش قایل می‌شوند. آن‌ها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده‌اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می‌کنند. این والدین رفتار سازگار و همخوانی در ارتباط با فرزندانشان دارند. آن‌ها فرزندشان را با تنبیه به خاطر رفتاری در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی‌کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان‌تر از رفتارهای نامتعادل درک می‌کنند.

مهم‌ترین نکته در اینجا این است که هنگامی که کودک برای رفتارش تنبیه شد درک می‌کند که پدر و مادرش هنوز به او عنوان یک فرد عشق می‌ورزند. نقطه مقابل این، هنگامی است که والدین به طور کلّی فرزند را طرد کنند. هنگامی که فرزند حس کند که والدین او را به طور کامل از خود رانده‌اند، احساس تنهایی و درماندگی خواهد کرد. این امر می‌تواند باعث کاهش اعتماد به نفس کودک گردد و به افسردگی، پرخاشگری، قطع عضو و حتی خودکشی او بیانجامد. روان‌شناسان، فرزندپروری نوع D را «موثق» می‌نامند.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار
منبع
"Parenting and Child Mental Health", Dr. Krishna Prasad Sreedhar,

http://www.psychology4all.com
* فرزندپروری

*
مهارت‌های فرزندپروری

*
نظریه‌های رشد کودک

* نشانه‌های هشدار دهنده رفتاری در کودکان

 
 
 
 
علت به هم ریختن هورمونها | به هم ریختن هورمونها | علت به هم ریختن هورمونها | به هم ریختن هورمونها | به هم ریختن هورمونها | علت به هم ریختن هورمونها | بهم ریختن هورمونها | علت به هم ریختن هورمونها | به هم ریختن هورمونها | علت به هم ریختن هورمونها |
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله