درمان افسردگی

افسردگی-افسردگی دو قطبی
افسردگی-افسردگی دو قطبی
امشب یک مربی ورزش جدید برایمان آمد. بر خلاف قبلی سرشار از انرژی مثبت و هیجان.  بعد از ورزش یکی به او گفت: خسته نباشید. گفت: لطفا بگو شاد باشی! خسته نباشی بار منفی داره!
قبل از رفتن به کلاس تصمیم داشتم با توجه به ایمیل‌ها و کامنت‌های شما درمورد افسردگی و نوع دو قطبی آن بنویسم. بعد از کلاس گفتم بهتر است درمورد موضوعی که بار مثبت دارد، بنویسم. حالا دوباره با خواندن کامنت‌ها  باز فکر می‌کنم با ذکر چند نکته  بار منفی افسردگی را تقسیم کنیم، بد نباشد:)
راستی .. جواب کامنت‌های پست قبل را داده‌ام.
نکته اول:
من روان شناس نیستم. چیزهایی که می‌نویسم به خاطر وسواس زیادم هنگام بیمار شدن و خواندن مطالب گوناگون درباره بیماری‌ست. شاید خیلی چیزهایی که می‌گویم منطبق با علم پزشکی نباشد. اما قصدم صرفا کمک است.
نکته دوم:
افسردگی همان قدر که ساده درمان می‌شود، به همان سادگی هم روی روابط شغلی و عاطفی آدم اثر منفی می‌گذارد. شما ممکن است مدام از اطرافیان‌تان بشنوید که افسرده هستید و باید به دکتر بروید و بعد هی این مسئله را انکار کنید. انکار کمکی نمی‌کند. بهتر است قضیه را حل کرد. دوست پزشک من که دچار افسردگی‌ست با نوسان خلقش همه را به ستوه آورده اما مصر است که حالش کاملا خوب است. این اصرار بی‌خود تنها کاری که کرده، دور کردن همه دوستان و آشنایانی‌ست که تحمل‌شان به سر آمده.
نکته سوم:
مراحل ابتدایی افسردگی نیاز به دارو ندارد و با داشتن یک مشاور خوب و تلقین مثبت، فعالیت‌های شادی‌بخش، یک سفر خوب و ورزش درست می‌شود. ولی اگر دکترتان تشخیص داد که باید دارو درمانی شوید، این مسئله کاملا ضروری‌ست که باید و باید و باید دوره دارو را تکمیل کنید. قطع داروهای افسردگی عوارض خطرناک روحی و روانی دارد. ضمنا دوره فلوکسیتین حدود نه ماه است ولی بعد از یک ماه فکر می‌‌کنید خوب شده‌اید و آن‌قدر سرشار از انرژی خواهید بود که دارو را با تجویز خودتان کنار می‌گذارید. لطفا اگر عرضه ندارید دوره را تحمل کنید، از همان اول بی‌خیالش شوید.
نکته چهارم:
در مورد من افسردگی شدید این طور خودش را نشان داد که گریه کردن مدام داشتم. سرکار، توی خانه، توی خیابان. روزهای آخر حتی صبح با گریه شدید از رختخواب خارج می‌شدم و صبحانه را با اشک می‌خوردم. دست خودم نبود. کم خوابی، تغییرات مشهود وزن، پرخاش‌گری و نوسان خلق از عوارض افسردگی هستند.
نکته پنجم:
افسردگی دو قطبی کاملا با افسردگی ساده فرق دارد. داروهای آن هم متفاوت است. اولا در اکثر موارد ژنیتیک ‌می‌‌باشد، دوما عوارض واضحی مثل توهم و پرت و پلا حرف زدن دارد. طوری که بیمار فکر‌می‌کند با عالم ماوراء طبیعت در ارتباط است. نوسان خلقش بسیار شدید است. بسیار شدید! طوریکه یک حالت افت روحی شدید و بعد شادی بسیار شدید و بی‌دلیل پیدا می‌شود. آن‌قدر که همه اطرافیان متوجه‌می شوند. ضمنا اولین نشانه‌اش عدم خواب به مدت چند شبانه‌روز است و پر حرفی بسیار زیاد( که واضح است. ) زندگی عادی کاملا مختل می‌شود و بیمار رفتار خطرناک دارد. فکر‌میکنم کسانی که می‌خوانیم به خانواده‌ خود تجاوز کرده‌اند یا کسانی که به خاطر جنون آنی فرد نزدیک‌شان را کشته‌اند، یا فکر می‌کنند جن در روح کسی حلول کرده وباید کشته شود و از این قیبل رفتارهای عجیب، دچار مراحل حاد افسردگی دو قطبی بوده‌اند.
در این بیماری فرد از چیزهایی حرف می زند که شما نمی‌بینید. نشانه‌هایش بسیار نزدیک به اسکیزوفرنی‌ست و خیلی از دکترها این دو را اشتباه می‌کنند.
برای بیمار آنچه اهمیت دارد، این است که اطرافیان به سرعت متوجه شوند و او را به دکتر برسانند. به خاطر اینکه انرژی مثبت بیمار در این حال خیلی زیاد است، خودش عقیده دارد خیلی خوب است و ممانعت می‌کند اما این مسئله اولین ضرورت است.
دومین مورد مهم برای بیمار دور کردن او از موارد خطرناک مثلا رفتن به بیرون از منزل یا رانندگی‌ست. (چون قدرت واکنش سریع را از دست می‌دهد.)
سومین مورد این است که به هر طریقی هست باید بیمار را وادار به خوردن دارو کرد. دارو درمانی و عدم قطع آن بسیار مهم است.
چهارمین مورد: نگران نباشید ... این بیماری هم درمان دارد. البته نه قطعی ولی کاملا می‌شود تحت کنترل باشد. داروی اصلی آن لیتیوم است و برای اکثر بیماران باید در طول عمر مصرف شود. در صورت قطع دارو یا در صورت بروز مشکلات غیر مترقبه مثل فوت اطرافیان که بیمار را دچار شوک روحی می‌کند، امکان عود بیماری هست.
ضمنا اگر کسی دچار این بیماری‌ست بهتر است با اطرافیان نزدیکش مثل هم اتاقی خوابگاهش مطرح کند و علائم را به او بگوید تا به سرعت او را به دکتر برسانند. همین طور حتما کسی که می‌خواهد با بیمار ازدواج کند باید مطلع باشد، چون داشتن یک همراه خوب برای مدت سه هفته حاد بیماری بسیار کمک کننده است. و از طرفی اگر کسی نداند، با دیدن علایم بیمار خیلی می‌ترسد و وحشتش ممکن است باعث شود دیگر راضی به ادامه زندگی نباشد. روان‌پزشک بیمار بهترین کسی‌ست که می‌تواند در حالت عادی وضع را برای پارتنر تشریح کند و روش کمک رسانی را هم بگوید.
پنجمین مورد:
هیچ وقت به بیمار روانی نخندید. متنفرم از برنامه تلوزیونی سخیف ما که برای خنداندن مردم از مطب روان‌پزشک استفاده می‌کنند و بیماران روانی را به سخره می‌گیرند. من به چشمم دیده‌ام که‌ خانواده‌ای که دارای یک بیمار اسکیزوفرنی بود با دیدن یکی از این کمدی‌های احمقانه چطور اشک می‌ریخت.
سعی کنید به عنوان روشن‌فکر به اطرافیان خود بفهمانید همان طور که کسی ممکن است دچار دیابت شود و تمام عمر دارو مصرف کند، ممکن است به خاطر شیزوفرنی یا اسکیزوفرنی یا افسردگی دو قطبی تمام عمر دارو بخورد. اکثر بیماری‌های روحی علل ارثی دارند. ازدواج فامیلی آن را تشدید می‌کند. ولی فرزندی که دچار این بیماری‌ست ناخواسته مبتلا شده. به او نخندید. کمکش کنید. تنهاش نگذارید. مثل وبا و طاعون مسری نیست. مجبورش نکنید بیماری خود را پنهان کند. اگر این تابوی رفتن به مطب روان‌پزشک در جامعه وجود نداشت، اگر بیمارن روحی تا این حد تحقیر نمی‌شدند، بسیاری از ازدواج‌ها با پنهان کاری خانواده‌ها انجام نمی‌شد و این همه اتفاقات وحشتناک را در روزنامه‌ها نمی‌خواندیم.
ششمین نکته:
دزدی هم با چراغ بهتر است چه برسد به دانستن اطلاعات مفید. در اینترنت سایت‌های بسیاری درمورد افسردگی و انواع آن هست. با یک جستجوی ساده همه را خواهید دید. اگر دارویی برایتان تجویز شده، بهتر است درباره‌ ساید افکتش مطلع باشید. اگر بیماری‌تان افسردگی دوقطبی یا " بای پولار " تشخیص داده شده، از آن فرار نکنید.. در موردش بخوانید و بدانید . با دانستن شما به بیماری محاط خواهید شد نه برعکس. بی بی سی اطلاعات مفیدی دارد.
کتاب‌های بسیار خوبی هم هست که از انتشارات رشد می‌توانید بخرید. اکثرشان ترجمه دکتر قرچه داغی‌ست. بیشتر اطلاعاتی که درباره افسردگی دوقطبی نوشتم از طریق اطلاعات یکی از همین کتاب‌هاست.
روان‌پزشک اول من بعد از اینکه با قطع فلوکسیتین دوباره پرخاش‌گری‌ام بروز کرد، تشخیص داد که امکان دارد دچار افسردگی دو قطبی باشم و لیتیوم تجویز کرد. از آنجا که بنده بسیار جان عزیزم، روزهای زیادی را در این مورد مطالعه کردم و بعد با مشورت دکتر پیپی، روان‌پزشک فعلی ام را انتخاب کردم . دکتر جدید گفت که تشخیص اشتباه بوده و عوارض آن را ندارم. اما حداقل فایده‌ای که برایم از یک هفته لیتیوم خوردن عاید شد، شناخت یک بیماری بود.
نکته هفتم :
فکر می‌کنم همه دوست دارید دکتر پیپی را بشناسید. ایشان دکتر بهروز بیرشک هستند. برای خیلی ها آدرس را ایمیل کرده‌ام اما این‌جا می‌نویسم تا اگر کسی خواست مراجعه کند :
ولی‌عصر. ظفر. مقابل پارک کاج. تلفن:۸۸۷۸۸۱۳۶
روان‌پزشک خوبم هم دکتر افتخار است که شاید خیلی ها مصاحبه او را در مورد سکس در مجله انیترنتی کاپوچینو یادشان باشد. مطب ایشان:
کلینیک روان‌پزشکی. خیابان میرعماد . کوچه14 .پلاک 10 است.تلفن: 88744538 و به خاطر شلوغی زیاد باید حتما حدود سه هفته قبل وقت بگیرید.
سلامتی بزرگ‌ترین نعمت خداست. سلامت باشید. پیوست:آدرس دقیق و شماره دکتر افتخار را پیدا و اصلاح کردم.یادم رفت بگویم که ورزش مشابه فلوکسیتین عمل می کند و سروتونین در مغز آزاد می کند . البته ورزشهای هوازی مثل ایروبیک. بدن سازی با دستگاه آن تاثیر را ندارد.ضمنا گوش دادن به موسیقی مخصوصا موسیقی کلاسیک بسیار مفید است.
افسردگی زمستانی چه نشانه‌هایی دارد؟

افسردگی زمستانی چه نشانه‌هایی دارد؟
افسردگی زمستانی، عارضه‌ ای خلقی است که در طول دوره‌ای از سال که روزها کوتاه و میزان تابش نور خورشید کم می‌شود، برخی افراد را مبتلا می‌کند.
یک مشکل، وقتی یک بیماری محسوب می شود که واقعا شما را از کار و زندنگی انداخته باشد، یعنی تاثیر واضحی در روند عادی زندگیتان گذاشته باشد؛ اگر سر کار می روید، در شغلتان، اگر محصل یا دانشجویید در نمره هایتان، اگر ازدواج کرده اید در رابطه با همسرتان، اگر هنوز مجردید در رابطه با خانواده تان مشکلی ایجاد کند.
البته اگر هنوز این تاثیر را ندیده اید و مشکلتان در سطح «مشکل» مانده و به «بیماری» نرسیده هم معنایش این نیست که دست روی دست بگذارید تا «بیماری بالقوه» تان به «بیماری بالفعل» تبدیل شود. یعنی شما هر چه زودتر برای رفع مشکلتان دست به کار شوید، زودتر از بروز بیماری پیشگیری کرده اید.
باید طی یک دوره زمانی شما دچار نشانه های آن بیماری باشید تا بیمار به حساب بیایید. در مورد افسردگی این زمان دو هفته است.
البته کمی تصورش سخت است که شما مدت دو هفته، آن هم تقریبا هر روز و آن هم در بیشتر ساعات روز، دچار نشانه های افسردگی باشید.
افسردگی، یک نشانه مهم و اصلی دارد؛ احساس غمگینی و پوچی در اکثر ساعات روز. این احساس غمگینی، با آن احساس غمی که گاهی اوقات سراغ همه ما می آید، فرق دارد و خیلی شدیدتر است
افسردگی «شدت» دارد، یعنی در یک فرد با ایجاد چند تا مشکل کوچک در کار و خانواده اش افسرده می شود، یکی کار و زندگی اش فلج می شود و یکی که از همه شدیدتر است، می خواهد خودکشی کند.
بعضی از افسردگی ها به طور ناگهانی و بی هوا سراغ آدم می آیند و زمان خاصی هم برای آنها نمی توان در نظر گرفت. اما بعضی از افسردگی ها وقت خاصی دارند؛ مثلا «افسردگی پیش از قاعدگی» و «افسردگی بعد از زایمان» در خانم ها و «افسردگی فصلی» در همه افراد.
نشانه های افسردگی زمستانی:
افسردگی فصلی بیشتر در فصول سرد سال، یعنی پاییز و زمستان بروز می کند. به عبارت دیگر افسردگی فصلی، بیشتر در فصل های کم نور سال (روزهای ابری) خودش را نشان می دهد.
افسردگی فصلی از فصل پاییز شروع می شود و تا اواخر زمستان ادامه دارد.
نشانه ای افسردگی زمستانی عبارتند از:
1- اندوه: همه انواع افسردگی، یک نشانه مهم و اصلی دارند؛ احساس غمگینی و پوچی در اکثر ساعات روز.
همانطور که گفتیم این احساس غمگینی، با آن احساس غمی که گاهی اوقات سراغ همه ما می آید، فرق دارد و خیلی شدیدتر است.
2- اشتهای زیاد: در خیلی از افسردگی ها، اشتهای آدم کم می شود، اما در افسردگی زمستانی، اشتها زیاد می شود؛ مخصوصا میل به خوردن غذاهای شیرین و کربوهیدراتی.
3- افزایش وزن: وقتی آدم خیلی غذا و شیرینی بخورد، معلوم است که چاق می شود.
4- احساس خستگی: احساس کوفتگی و خستگی بی دلیل و بدون کار زیاد هم سراغ افسردگان زمستانی می آید.
5- تمایل به خوابیدن: درست مثل موجوداتی که به خواب زمستانی می روند، افسرده های زمستانی هم دلشان نمی خواهد از رختخواب بلند شوند.
6- اختلال در تمرکز: افسرده های زمستانی فقط جسم به هم ریخته ندارند، بلکه آنها نمی توانند ذهنشان را مثل گذشته مرتب کنند و روی موضوعی تمرکز کنند.
7- تحریک پذیری عصبی: افسردگان زمستانی زودتر می رنجند و زودتر هم از کوره در می روند.

افسردگی فقط برای زن همسایه نیست

افسردگی فقط برای زن همسایه نیست

سلامت - سایت 'چه خبرآنلاین' نوشت:
مرگ فقط برای همسایه نیست؛ افسردگی هم تنها برای زن همسایه نیست. افسردگی را همه ما به نام می شناسیم؛ اما در مواجه با آن همیشه وجودش را ناباورانه انکار می کنیم. هشیار باشید این بیماری در هر برهه ای از زندگی می تواند غافلگیرتان کند.بد نیست بدانید که از هر چهار زن یک نفر در دوره ای از زندگی خود مبتلا به افسردگی می شود. اگرچه اینطور به نظر می رسد که مردان در مبتلا نشدن به این بیماری روانی خوش شانس تر هستند و احتمال ابتلایشان تقریباً حدود نصف میزان ابتلای زن ها است ولی در واقع آنها نیز به میزانی برابر با زن ها دچار این بیماری می شوند. آن چیزی که باعث می شود افسردگی مردان فاش نشود، عوامل اجتماعی و محیطی است که آنها را بیش از زنان احاطه کرده است.برای فهمیدن افسردگی خودتان و علائم و دلایلش، این مطلب را بخوانید

خطر افسردگی، زنان را بیشتر از مردان تهدید می‌کند
 
در روزهای اخیر رسانه‌های ایران آمار و ارقام نگران کننده ای از مبتلایان به بیماری‌های روحی منتشر و تصویری بسیار نگران کننده از شرایط خلقی جامعه ایران ترسیم کرده اند:
وزارت بهداشت ایران: ۲۰ تا ۳۰ درصد جمعیت کشور دچار مشکلات روانی هستند! ۳ تا ۲۵ درصد دانش آموزان از بیماری‌های روانی رنج می برند! سایه سنگین افسردگی بر سر زنان ایرانی! ۲۵ درصد زنان دچار انواع افسردگی و اضطراب هستند! افزایش چشمگیر افسردگی در جامعه و نگرانی از روند رو به گسترش آسیب های اجتماعی در تهران!
درحالی که اغلب افراد به محض احساس درد یا تب به پزشک مراجعه می‌کنند، در ایران، تعداد به مرتب کمتری به دلیل بی خوابی، اختلال در تغذیه، احساس غم، داشتن افکار انتحاری یا بی میلی به ارتباط با دیگران به کارشناس مراجعه می کنند. بسیاری از مردم بر این باورند که فقط «دیوانگان» به روان درمانگر یا روان پزشک نیاز دارند و در نتیجه نه تنها مشکلات روحی را جدی نمی‌گیرند که حتی تلاشی هم برای درمانشان نمی کنند.
امروزه بر اساس نتایج سال‌ها مطالعه میدانی، محققان شکی ندارند که خطر افسردگی، زنان را بیش از مردان تهدید می کند و احتمال ابتلای آنان به این اختلال خلقی دو برابر مردان است. از آنجایی که زنان نخستین کسانی هستند که به عنوان مادر پاسخگوی نیازهای حیاتی کودک هستند، سلامت روحی آنان تأثیر مستقیمی بر سلامت روحی و روانی فرزندانشان و در نتیجه سلامت روان جامعه خواهد گذاشت. از همین روست که در این مطلب سعی می‌کنم به عواملی که ممکن است به افسردگی در زنان منجر شود اشاره کنم.
افسردگی یکی از مهمترین انواع اختلالات خلقی است که در بسیاری از موارد دلیل اصلی مراجعه افراد به مراکز مشاوره و روان درمانی محسوب می شود. افسردگی انواع مختلفی دارد که از جمله مهمترین هایش افسردگی شدید، خفیف، بای پولار )یا دو قطبی(، بعد از زایمان و افسردگی خلقی فصلی هستند.
نشانه اصلی افسردگی نوعی حس غم و ناامیدی است که گریبانگیر فرد می‌شود و به درازا کشیدنش را باید جدی گرفت. افسردگی دراز مدت بر کیفیت روابط خانوادگی و اجتماعی و راندمان کاری و تحصیلی افراد تأثیر بسیاری می گذارد. اختلال در خواب، اختلال در تغذیه، گوشه گیری، بی میلی به کار، کاهش میل جنسی، ناتوانی جنسی در مردان، ناامیدی، پرخاشگری، زودرنجی، خستگی، منفی بافی، عدم و یا کمبود تمرکز و تمایل به خودکشی از دیگر علایم افسردگی محسوب می شوند.
در سی سال اخیر تحقیقات انجام شده در زمینه افسردگی نشان داده‌اند که این بیماری چند عاملی است که با ارائه یک مدل بیولوژیکی-روانی-اجتماعی بهتر می‌توان آن را فهمید.
عوامل مختلفی مانند رویارویی با مشکلات و شرایط دشوار زندگی از یک سو و راهکارهایی که شخص از آنان برای حل مسائل خود استفاده می کند از سوی دیگر در بروز اختلالات خلقی موثرند. تجربیاتی چون "از دست دادن" می‌تواند عاملی برای شروع افسردگی باشد. این از دست دادن می‌تواند مرگ یکی از نزدیکان، از دست دادن یک موقعیت اجتماعی یا شغلی، از دست دادن توجه و عشق دیگری و یا حتی از دست دادن احترام و اعتبار شخص در چشم دیگران باشد.
تأثیر تبعیض
علاوه بر عوامل هورمونی و تأثیر آن‌ها خصوصا بر زنان از جمله در دوران بلوغ، حاملگی، دوران بعد از زایمان یا همچنین یائسگی، عدم برخورداری از عزت نفس کافی ریشه بسیاری از انواع افسردگی محسوب می شود. به رغم همه پیشرفت‌های اجتماعی شاید تصور اینکه هنوز در بسیاری از خانواده‌ها فرزند پسر را بر دختر ترجیح می‌دهند سخت باشد. در ایران با اینکه دختران در عرصه های مختلف توانایی‌های خود را نشان داده و برای مثال درصد بالایی از دانشجویان دانشگاهها را تشکیل می‌دهند، همچنان با تبعیض حاکم بر خانواده مواجه بوده و بیش از پسران مورد آزار، خشونت، کنترل، تحقیر و بی مهری والدین خود قرار می گیرند. تبعیض موجود بین فرزندان دختر و پسر، رفتار خصمانه والدین با آن‌ها و به کارگیری روشهای تربیتی سنتی که در آن دختران جنس دوم محسوب می‌شوند دلایلی هستند که موجب کاهش عزت نفس دختران شده و در نتیجه بر میزان شکنندگی روحیشان می افزاید.
بیشترین نشانه‌های افسردگی در زنان را می‌توان در شروع دوران بلوغ مشاهده کرد. زمانی که دوران کودکی به سر آمده و دختر وارد مرحله‌ای می شود که به طور جدی با انتظارات خانواده و جامعه روبرو می شود. مواجه شدن نوجوان با بحران هویتی و تغییرات جسمی، ترشح هورمون‌های جنسی و پیدایش نیازهای جنسی از یک سو و تصور جدا شدن از خانواده، شروع زندگی مستقل و قرار گرفتن در شرایطی که باید برای آینده تصمیم بگیرد، از سوی دیگر، می‌تواند گذار از این برهه از زندگی را سخت کند.
از آنجایی که زنان و مردان در بیان احساساتشان با هم متفاوتند، واکنشی که در مقابل فشارهای روحی از خود نشان می‌دهند نیز یکسان نیست. در حالی که پسران عموما نگرانی هایشان را با پرخاشگری و ناهنجاری‌های رفتاری نشان می‌دهند، اکثر دختران در شرایط مشابه دچار اختلالات خلقی و افسردگی می شوند.
عزت نفس تجربه آزار جنسی، خشونت، بی مهری و تجاوز هم بیش از پسران موجب افسردگی زنان می شود
"هم ذات پنداری" روندی است که در طی آن کودک تلاش می کند شبیه والدین هم‌جنسش باشد. مرگ زودهنگام مادر یا داشتن مادری افسرده احتمال افسردگی کودکان دختر را که از مادر الگو برداری می‌کنند افزایش می دهد. عدم توجه مادری که از افسردگی رنج می‌برد بخت برخورداری از عزت نفس کافی را کم کرده و ممکن است از دختر، زنی بسازد که برای خود هیچ ارزشی قایل نیست.
عزت نفس می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد. یکی از جنبه هایش به فرد و خصوصیات شخصی چون میزان استعداد، درجه جذابییت، زیبایی و اخلاق او بر می‌گردد و جنبه دیگر به ارزیابی که از خود در ایفای نقش اجتماعی‌اش دارد مرتبط است.
کمبود عزت نفس موجب می‌شود که فرد از خود تصویری منفی داشته باشد، آن را به همه جوانب زندگی تعمیم دهد و در نتیجه دچار نوعی درماندگی شود. این حس درماندگی که اصطلاحاً با "مود" پایین شروع می‌شود کم کم می‌تواند تبدیل به افسردگی شود. فرد افسرده عموما خود را بی ارزش، دنیا را پوچ و آینده را سیاه می‌بیند.
تجربه آزار جنسی، خشونت، بی مهری و تجاوز هم بیش از پسران موجب افسردگی زنان می شود. اینگونه تجربیات زن را دچار درماندگی می کند، گاه موجب می‌شود که او خود را در بروز اینگونه رفتارها مقصر بداند و با سرزنش خود هر چه بیشتر منزوی شود و این امر بر روابط اجتماعی او تأثیر منفی بگذارد.
اشتغال و استرس
برخی از زنان با بچه دار شدن خود را تنها به عنوان مادر تعریف و تمام وقتشان را صرف تعلیم و تربیت فرزندانشان می کنند. در این صورت زندگی یک زوج آنقدر وقف بچه‌ها می شود که تصور تداوم رابطه آن‌ها بدون وجود فرزندانشان ناممکن است. زنانی که زندگی شان تنها وقف خانه داری و بچه‌داری است با بزرگ شدن آنها و ترک خانه و تصور اینکه دیگر کسی به مراقبت و حضور آنان نیاز ندارد، ممکن است دچار افسردگی شوند. آن‌ها با رفتن بچه‌ها احساس می‌کنند فایده ای برای دیگران ندارند و هویت خود را از دست داده‌اند.
نتیجه بعضی از تحقیقات نشان داده است که عدم اشتغال و داشتن سه فرزند یا بیشتر می‌تواند به علت شکننده کردن موقعیت اجتماعی زن به عاملی برای افسردگی بدل شود. استیصال و گیر کردن در موقعیتی که راه خارج شدن از آن دشوار به نظر می‌رسد یکی از عوامل مهم در بروز افسردگی است.
در برخی افراد استرس نیز می‌تواند ریشه افسردگی باشد. برخی از کارشناسان معتقدند که علت افسردگی بسیاری از زنان تنها شکنندگی روحی آنان نبوده و به میزان استرسی که در زندگی روزمره با آن روبرو هستند نیز بستگی دارد. مسئولیت پذیری بیش از حد در محیط خانه و کار و رسیدگی به فرزندان یا سالمندان باری است سنگین که اکثر آنان بدوش می کشند. زنانی که بدون همسر و به تنهایی باید پاسخگوی نیازهای عاطفی و مادی فرزندانشان باشند بیش از دیگران احساس استیصال می‌کنند و امکان بروز افسردگی در آنان به مراتب بیشتر است.
در میان زنان شاغل دسته‌ای که نتوانسته اند بین زندگی خانوادگی و شغلی خود تعادل ایجاد کنند اغلب سرخورده می شوند. آنان بدون توافق با شریک زندگی‌شان، تصور می‌کردند که به راحتی از پس هر دو نقش خود در خانه و بیرون از آن بر می آیند. متأسفانه عدم تقسیم کار در خانه و در نتیجه به دوش کشیدن بخش بزرگی از مسئولیت خانواده و تعلیم و تربیت فرزندان بار مضاعفی است که آنها بعد از مدتی توان تحملش را از دست می دهند. این زنان نهایتاً ممکن است به این نتیجه برسند که وظایف خود را آنطور که باید انجام نمی‌دهند و در نتیجه احساس گناه و عدم رضایت کنند.
خانواده سنتی، حقوق نابرابر

اافسردگی گاهی نتیجه زندگی در فرهنگی است که در آن محدوده سنی اطاعت از والدین روشن نیست
تجربه‌ام در ارتباط با خانواده‌های ایرانی نشان می‌دهد که اختلافات زناشویی، عدم برخورداری از حمایت همسر، درک نشدن توسط او یا طرد شدن توسط خانواده از دیگر مواردی است که بر میزان افسردگی در زنان تأثیر گذار است.
عدم پذیرش و به رسمیت شناختن شیوه زندگی فرد توسط خانواده تأثیرات عمیقی بر او می گذارد. این عدم پذیرش شخص را در بن بستی عاطفی قرار می دهد و او را علی‌رغم میلش مجبور به انتخاب می کند. انتخابی که در آن ادای دین به یکی عدم احترام و حق نشناسی به دیگری محسوب می شود. متاسفانه عدم تعریف درست و روشن از هویت شخصی و هویت خانوادگی و روشن نبودن مرزها در برخی از محیط های خانوادگی موجب می‌شود که والدین با دخالت های بی جا در زندگی فرزندان خود، بیش از آنکه موجب خوشبختی آنان شوند، به سرنوشتشان لطمه وارد کنند.
افسردگی گاهی نتیجه زندگی در فرهنگی است که در آن محدوده سنی اطاعت از والدین روشن نیست و با وجود سن بالای فرد، دخالت در امور شخصیش، او را تا حد یک کودک پایین آورده است.
همه مواردی که به آن‌ها اشاره شد به خوبی نشان می‌دهند که علاوه بر عوامل هورمونی مختص زنان، آنچه تأثیری بسزا بر سلامت روحی آنها می‌گذارد محیط خانوادگی و اجتماعی آنهاست. محیط خانوادگی، بر دنیای درونی فرد اثر می گذارد و جامعه، عاملی بیرونی است که سلامت روحی او را تحت تأثیر قرار می دهد. از همین رو برای پیشگیری یا حل مسأله افسردگی شاید بیش از هر چیز باید به فکر تغییر روش‌های تربیتی سنتی در خانواده و قوانین بسته در جامعه بود.
بهبود شرایط اقتصادی، امنیت شغلی، شرایط مناسب کار و حمایت های اجتماعی هم قطعاً به کاهش افسردگی در زنان و مردان منجر می شود. برقراری عدالت و رفع تبعیض هم چه در محیط کوچک خانواده و چه در جامعه می‌تواند مانع بروز افسردگی شود.

پدران هم به افسردگی بعد از زایمان دچار می‌شوند

در حالی که افسردگی برخی از مادران پس از زایمان مدت‌هاست که از نظر پزشکی مطرح است مطالعات جدید نشان می‌دهد برخی از مردان تازه پدر شده‌ نیز دچار افسردگی می‌شوند
پژوهشی جدیدی نشان می‌دهد مردها هم به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند.
برخی عوامل مانند شوک شدن ناشی از تغییر اساسی در زندگی، محرومیت از خواب و فشار مالی که معمولا با آمدن کودک جدید همراه است می‌تواند در پدران نیز مانند مادران افسردگی ایجاد کند.
با وجودی که افسردگی پس از زایمان در زنان امر شناخته‌شده‌ای است برخی مطالعات درسال‌های اخیر نشان داده‌اند که پدران نیز ممکن است پس از تولد فرزندشان افسرده‌شوند.
در یک مطالعه تحلیلی جدید جیمز پالسون در دانشکده پزشکی دانشگاه ویرجینیای شرقی در آمریکا 43 پژوهشی که پیشتر درباره تجارب 28 هزار پدر تازه بچه‌دارشده در فاصله سال‌های 1980 تا 2009 صورت گرفته‌بود را بررسی کرد.
یافته‌ها نشان می‌دهد حدود 10 درصد مردانی که همسران آن‌ها به تازگی زایمان کرده‌بودند در دوره زمانی سه ماه پیش از تولد کودک تا یک سالگی او دچار افسردگی شده‌اند.
میزان افسردگی در این دسته از مردان دو برابر افسردگی در مردان به طورکلی‌ و تقریبا مشابه میزان ابتلای زنان به افسردگی پس از زایمان می‌باشد.
تحلیل مطالعات گذشته که در شماره جدید «مجله انجمن پزشکی آمریکا» منتشر شده‌‌است نشان‌می‌دهد خطرناک‌ترین زمان افسردگی پدران به هنگام سه تا شش ماهگی عمر کودک‌شان است.
گریگوری سیمون، روان‌پزشک در انستیتوی بهداشت گروهی در سیاتل آمریکا، در گفت‌وگو با رادیوی ملی آمریکا، ان.پی.آر، با حمایت از نتایج این مطالعه گفت: این یافته‌ها احتمالا برای مردان و بسیاری از کارشناسان بهداشتی شگفت‌آور است.
او و جیمز پالسون با اشاره به این‌که نظریه مربوط به ارتباط افسردگی پس از زایمان زنان و تغییرات هورمونی هنوز قطعی نیست این امید را مطرح کردند که مطالعه تحلیلی جدید بتواند انگیزه‌ بررسی دقیق‌تری درباره  این افسردگی برای به محققان باشد.
پالسون عدم توجه پدران و کارشناسان پزشکی به افسردگی پس از بچه‌دارشدن مردان را عمدتا مربوط به این می‌داند که آن‌ها افسردگی پس از زایمان را ناشی از تغییرات هورمونی می‌دانند و بنابراین وجود چنین حالتی را در پدران غیرممکن تلقی می‌کنند.
مردها فکر می‌کنند نباید افسرده ‌شوند یا نباید آن را ابراز کنند
دکتر ویل کورتینی، روان‌شناس و روان‌درمانگر در برکلی کالیفرنیا، که به کمک مردان افسرده شتافته و سایتی به نام «پدرغمگین» بنا نهاده از «افسانه فرهنگی عدم افسرده‌شدن مردان» سخن می‌گوید و آن را «خطرناک» می‌خواند.
او می‌گوید: این افسانه باعث شده که مردها فکر کنند نباید افسرده شوند یا حداقل نباید آن را ابراز کنند. بنابراین آن‌ها احتمالا بیشتر از زنان افسردگی خود را پنهان می‌کنند یا کمتر راجع به آن حرف می‌زنند.
جوئل شوارتزبرگ، یکی از تولیدکنندگان شبکه پی.بی.اس آمریکا مرد 41 ساله‌ای که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی شد به ان.پی.آر از درهم‌شکستن خود در آن زمان سخن گفت و نشانه‌های افسردگی خود را غمگینی، احساس طردشدگی، برانگیختگی و اشتهای زیاد توصیف کرد که باعث اضافه وزن 10 پوندی او شده‌بود.
او پس از خارج شدن از بحران اگرچه به پایان زندگی زناشوییش انجامید اما درباره تجربه فردی خود در مجله نیوزویک مطلبی نوشت و امیدوار بود که به سایر پدران بگوید آن‌ها تنها نیستند.
عوامل افسردگی پس از بچه‌دارشدن
پالسون نویسنده مطالعه حاضر یکی از عوامل مهم افسردگی پس از بچه‌دارشدن را تغییر موقعیت از زندگی انفرادی به سوی پدر یا مادرشدن می‌‌داند. که ‌«شوک واقعی» است و هر دوی والدین سعی می‌کنند با این تغییر بزرگ در زندگی کنار بیایند.
نکته دیگر فشار مالی همراه با این تغییر است که پالسون اوج‌گیری افسردگی پدران را در سه ماهگی کودکان عمدتا ناشی از بازگشت هر دوی والدین به کار می‌داند.
مسئله دیگر اختلال خواب و محرومیت از آن است که معمولا با پدرومادرشدن همراه است. گریگوری سیمون، روان‌پزشک، در این باره می‌گوید: اختلال خواب و محرومیت از خواب عامل خطر افسردگی محسوب می‌شود و محرومیت از خواب در والدین جدید امری کاملا متداول است.
پالسون ضمن هشدار درباره نشانه‌های افسردگی در پدران از شواهد فزاینده‌ای سخن می‌گوید که نشان می‌دهند افسردگی پدران روی کودک اثرات منفی دارد و خطر بروز مشکلات هیجانی و رفتاری آن‌ها را افزایش می‌دهد.
کمک به پدران جدید
شیوه‌های مختلف درمانی برای پدرانی که پس از بچه‌دارشدن دچار افسردگی می‌شوند توصیه شده‌است مانند گفت‌وگو درمانی، مشاوره گروهی و درمان دارویی.
حتی بحث باز و صمیمانه در داخل خانواده می‌تواند در این زمینه بسیار مفید باشد.
گریگوری سیمون معتقد است مطالعه جدید به افزایش آگاهی گروه‌های مختلف مردم درباره این موضوع کمک می‌کند. از یک طرف آگاهی مادران جدید مهم است که بدانند همسران آن‌ها نیز ممکن است دچار افسردگی شوند. آگاهی پدران جدید نیز اهمیت دارد که بدانند ممکن است به افسردگی دچار شوند و باید در جست‌وجوی کمک برآیند سرانجام آگاهی کارشناسان بهداشتی و پزشکی ضروری است که با درک بیشتر موضوع بتوانند به‌موقع نشانه‌ها را تشخیص دهند و به بیمار کمک کنند.

افسردگی چیست؟

افسردگی و راههای غلبه بر آن
افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت شـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایم افسردگی عبارتند از:
* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.
* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاس بی ارزشی و در ماندگی – احساس تیره بختی.
* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی.
* دشواری در تمرکز، یاد آوری و تصمیم گیری-عدم توانایی در اندیشیدن.
* بی خوابی و یا افزایش میزان خواب.
* از دست دادن اشتها و کاهش وزن – یا پر خوری و افزایش وزن.
* عدم تمایل به ملاقات با دیگران – یا وحشت از تنها ماندن – حضور یافتن در فعالیتهای اجتماعی دشوار و غیر ممکن میگردد.
* احساس بی ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگی- احساس شکست- احساس سربار بودن.
* از دست دادن علاقه و میل به فعالیتهای معمولی در زندگی و یا سرگرمیهایی که پیشتر برای فرد لذت بخش بوده اند.
* بیقراری و بیتابی – زود رنجی و تحریک پذیری- و یا کند شدن حرکات و واکنشها- بی تفاوتی.
* افت اعتماد بنفس – سرزنش مدام خود – نگرانی از گذشته و آینده.
* مشکلات جسمانی که معمولا به دارو جواب نمیدهند مانند: خارش بدن – تاری دید -تعریق شدید- خشکی دهان- مشکلات گوارشی (یبوست، اسهال – سوء هاضمه)-سردرد – کمردرد.
* افکار صدمه زدن به خود و یا دیگران – افکار خود کشی.
علل پدید آمدن افسردگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علل پدید آمدن افسردگی نیز گوناگون میباشد:
* وراثت.
* محیط های نا ایمن و خطرناک مانند: آلودگی هوا و آب.
* محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
* درگذشت همسر، فرزند، والدین و دوستان.
* ضربه های روحی شدید در کودکی و یا بزرگسالی.
* از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.
* شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونت در جامعه.
* بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.
* شکست و ناکامیها-تجارب ناخوشایند.
* تغییرات هورمونی – اختلال در تعادل انتقال دهنده های عصبی همچون سروتونین.
* در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضد بارداری و کاهنده فشار خون بالا.
* استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگر داروها.
* تغذیه نامناسب مانند کمبود فولات و ویتامین  B1 و یا مصرف زیاد مواد قندی و کافئین  دار.
* ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بد بینی  و هم وابستگیها.
* استرس .
* الگوی تفکرات منفی.
* عدم تحرک بدنی و نداشتن تفریح و سرگرمی.
* انزوا و گوشه گیری
انواع افسردگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد که معمولا ۲ هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. این نوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.
۲- افسردگی مزمن: شدت علایم آن از افسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و ۲ الی ۵ سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.
۳- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.
۴- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند. در یک زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسرده میگردد.
۵- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علت آن کاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریک پذیری و کاهش سطح انرژی میگردد.
راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.
۲- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید.
۳- کارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای کوچک تقسم کنید.
۴- مدیریت زمان و الویت بندی را فراموش نکنید.
۵- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.
۶- به سرگرمیهایی که علاقه دارید بپردازید.
۷- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.
۸- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.
۹- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.
۱۰- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب کنید.
۱۱- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما کمک کنند.
۱۲- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.
۱۳- به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود.زندگی مملو از احتمالات است.
۱۴- شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شما مسئول آنها میباشید و یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند.اموری که شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.
۱۵- شما باید قادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش شما باید بر اساس موفقیتهای شما تعیین گردند و دیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.
۱۶- شما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.
۱۷- شما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمان آینده.
۱۸- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما شما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسه مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.
۱۹- شما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.
۲۰- شما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.
۲۱- اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.
۲۲- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.
۲۳- به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگر ی جز خود شما مسئول شادی شما نمیباشد.
ویژگی های افراد همیشه ناراضی
تصور کنید آسفالت خیابانی خوب نباشد. بسیاری از افراد از آن عبور می‌ کنند، اما تعداد کمی هم ممکن است ذهن ‌شان همیشه درگیر شود که این چه وضعیتی است. یعنی در واقع همیشه احساس فشار و نارضایتی می کنند. این افراد خلق‌ گرفته ‌ای دارند و احساس رضایت نمی ‌کنند. حالا اگر در زندگی این افراد تحقیق کنید متوجه می ‌شوید که وجوه مثبت نیز وجود دارد، اما به آن ها توجهی نمی ‌کنند، به ‌طور مثال ممکن است از شغل مناسبی برخوردار باشند، اما این شغل نیز نمی‌ تواند رضایت‌ خاطرشان را فراهم کند. در حقیقت چنین افرادی نمی‌ توانند خوبی ‌ها را ببینند. اگر از این افراد بخواهید گذشته‌ شان را تعریف کنند، فقط اتفاقات ناگوار را به یاد می ‌آورند و چشم‌ شان را روی موفقیت‌های زندگی‌ شان می ‌بندند و می ‌گویند پس از این رویدادهای تلخ، دیگر روی خوش ندیده‌اند.  این گفتگو با دکتر سید سعید صدر، روانپزشک، درباره ویژگی‌ های روانی همین افراد است.آیا اصلا این افراد موفق به تغییر شرایط زندگی خود می ‌شوند؟انسان‌ هایی موفق به تغییر شرایط زندگی خود می ‌شوند که از نظر روانی، سالم باشند، اما چون این افراد کج ‌خلق و ناراضی هستند، امکان تغییر شرایط را نخواهند داشت و دایم خودشان را سرزنش می ‌کنند و با خودشان می ‌گویند که چرا از توانایی و لیاقت کافی برخوردار نیستند و این مشکلات را به جامعه نسبت می ‌دهند. جالب است بدانید که این ها همان افرادی هستند که شانس مهاجرت ‌‌شان نسبت به افراد دیگر افزایش می ‌یابد، یعنی از جامعه خودشان ناراضی هستند و به کشورهای دیگر مهاجرت می ‌کنند.اگر مهاجرت کنند به آرزوی شان می‌ رسند؟الزاما این ‌طور نیست. این افراد هنگامی که به کشور دیگری مهاجرت می ‌کنند، چون شهروند اصلی آنجا نیستند، بار اضافی آن کشورها به شمار می ‌روند. از طرف دیگر اغلب این افراد توانایی خاصی هم ندارند. به همین دلیل می ‌گویند چون غریبه هستند، کسی تحویل‌ شان نمی‌ گیرند و باز هم احساس رضایت نمی ‌کنند.تحلیل جالبی کردید اما بالاخره شرایط ناگوار برای هر کسی روی می‌ دهد. چه‌ طور می ‌توانیم با این شرایط کنار بیاییم؟اگر دچار شرایط ناگوار هستید، سعی کنید چند مشکل را با هم تحمل نکنید، زیرا حل چند مشکل به‌ طور هم‌ زمان، کار آسانی نیست. به همین دلیل فقط به مهم‌ ترین مشکل فکر کنید و پله‌ پله آنها را حل کنید. هنگامی که شما بتوانید یک مساله را حل کنید، امیدوارتر به سراغ بقیه مشکلات خواهید رفت، چون با خود می‌ اندیشید که چقدر راحت، مشکل قبلی را حل کردم.آیا افرادی که افسرده هستند با خانواده خود نیز دچار مشکل می ‌شوند؟بله. چون این افراد توان حل مشکل را ندارند، خانواده خود را هم تحت فشار قرار می ‌دهند.این نکته را فراموش نکنید که خلق و خو مسری است، یعنی اگر شما انسان شادی باشید، می ‌توانید خانواده خود را نیز شاد کنید، و برعکس افراد غمگین می‌ توانند خانواده‌شان را دچار تنش و اضطراب کنند.دلیل تاثیرگیری خانواده از فرد افسرده چیست؟افرادی که زیر یک سقف زندگی می ‌کنند و تحت عنوان خانواده نامیده می ‌شوند، با یکدیگر روابط عمیق عاطفی دارند و به دلیل سرشت یکسان، بار ژنتیکی مشابه و رفتار نزدیک به هم روی یکدیگر تاثیر گذارند. به همین دلیل ارسال موج منفی (مثل افسردگی) می‌ تواند به احساس فقدان رضایت از زندگی تبدیل شود و خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین خانواده‌ هایی پدر غر می ‌زند، مادر غر می ‌زند و فرزندان نیز از پدر و مادر ناراضی ‌اند، در نتیجه یک گروه بیمار می ‌شوند که نیازمند امداد درمانی هستند.درباره درمان این افراد چگونه می ‌توانیم اقدام کنیم؟احساس فقدان رضایت، اگر بیماری آشکار روان ‌پزشکی باشد قابل درمان است، در غیر این صورت خانواده درمانگرها می‌ توانند این افراد را درمان کنند.چگونه؟خانواده درمانگرها به این افراد نشان می ‌دهند که آن ها در گذشته چه موارد مثبتی داشته‌ اند، هم ‌اکنون چه نکات مثبتی دارند و در آینده نیز به چه نکات مثبتی دست پیدا خواهند کرد. این موضوع باعث می شود که نسبت به وضعیت موجود و آینده احساس امیدواری کنند و دید مثبت بیشتری پیدا کند. ما به فرد می‌ گوییم اگر شما تعدادی مشکل جدی دارید، اما چند نکته مثبت هم دارید و با استفاده از همین نکات مثبت می ‌توانید بخشی از مشکلات زندگی خود را کمرنگ کنید و در نتیجه احساس رضایت بیشتری داشته باشید؛ مثلا اگر کسی به دلیل بیماری دخترش ناراحت باشد، به او می گوییم، ببین دختر فلان شخص بیماری ندارد، ولی مشکلات تحصیلی دارد یا در روابط بین ‌فردی‌ اش دچار مشکل است، بنابراین فقط دختر شما دچار مشکل نیست.در واقع نکات مثبت زندگی افراد برجسته ‌تر می‌ شود؟دقیقا همین ‌طور است. این دید مثبت پرورش پیدا می ‌کند و فرد چشمانش را بهتر باز می ‌کند و بهداشت روانی او تامین می ‌شود.برای تحقق بهداشت روان در جامعه نیازمند چه ابزاری هستیم؟یکی از بهترین شیوه ‌ها دسترسی آسان به سیستم رفاهی است که این ابزار اجرایی بیشتر در دست سیستم اجرایی کشور است.آیا هم ‌اکنون برای ارتقای بهداشت روان از امکانات موجود به خوبی استفاده می ‌کنیم؟جواب این سوال‌ تان منفی است، زیرا اگر استفاده ی درستی می ‌کردیم، جامعه ی ما این ‌قدر از نظر روان ‌پزشکی آسیب ‌پذیر نبود. در حال حاضر مشاهده می ‌کنید که افراد جامعه، با یک تلنگر دچار مشکل می‌ شوند. این در حالی است که آدمی در برابر مشکلات این ‌قدر ضعیف و ناتوان نیست. توجه کنید که افراد غمگین و ناراحت نمی ‌توانند خودشان را بالا بکشند. شاید شما هم در خیابان دیده باشید که دو تا راننده بر سر یک مشکل کوچک، با هم درگیر می ‌شوند. این مطلب نشان دهنده ی افزایش تحریک ‌پذیری جامعه است.چه توصیه‌ هایی برای بهبود خلق و خوی جامعه دارید؟محیط شاداب تاثیر فراوانی در بهبود خلق دارد. البته توجه داشته باشید که شادابی به معنای افزایش رنگ و لعاب محیط نیست، بلکه باید شادی واقعی و عمیق وجود داشته باشد تا سلامت روان افراد تامین ‌شود.همان ‌طور که اشاره کردم چون شادی و نشاط مسری است، شاد بودن جامعه موجب کمک کردن به دیگران می‌ شود. فراموش نکنید که جامعه ی شاد، جامعه ای خلاق است و خلاقیت افراد در چنین جامعه ‌ای به درجات بالا می ‌رسد.مصاحبه کننده : دکتر میرابوالفضل استاد
وقتی روان، جسم را بیمار می‌کند
آشنایی با بیماری های جسمی بدون علت بدنی یکی از اختلالات شایع روانی، اختلالات جسمی غیرقابل توجیه از نظر پزشکی است که  الگو و قالب مشخصی ندارند. اگر می‌خواهید با برخی از این اختلالات آشنا شوید با ما همراه شوید. ویژگی‌های بعضی از اختلالات روانی شامل علایم و نشانه‌های بیماری جسمی است، اما به ‌طور کامل، بیماری جسمی را نیز توجیه نمی‌کند.علایم و نشانه‌های مربوط به اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی یا شبه‌جسمی، ممکن است در مرحله بحرانی زندگی آغاز شود و با رفع استرس یا آموزش سازگاری به فرد مبتلا، برطرف شوند. علایم و نشانه‌ها شبیه حالت‌های طبیعی همراه با استرس و آشفتگی روانی است، اما در اختلال شبه‌جسمی علایم و نشانه‌ها شدیدتر هستند و طی یک دوره ی مداوم ادامه دارند.  انواع اختلالاتی که از نظر پزشکی علایم و نشانه‌های غیرقابل توجیه دارند عبارت‌اند از: اختلال جسمی‌سازی، اختلال درد، اختلال تبدیلی و خودبیمارانگاری.اختلال جسمی‌سازی (Somatization Disorder)تبدیل شدن تجارب روانی به علایم جسمانی، اختلال جسمی‌سازی است. چنین افرادی برای چند سال متوالی، دچار بیماری‌های جسمانی هستند، ولی وقتی که پزشک آنها را مورد معاینه قرار دهد، علت بدنی واضحی پیدا نمی‌کند. برخی نشانه‌ها و علایم اختلال جسمی‌سازی شامل کمردرد، سردرد، درد مفصل و درد قفسه‌سینه است. همچنین برخی مشکلات گوارشی از قبیل التهاب معده، تهوع، استفراغ و اسهال نیز از دیگر علایم این اختلال به شمار می‌رود. این علایم به‌ طور معمول در نوجوانی شروع می‌شود و بیشتر بین خانم‌ها رایج است.اختلال درد ( Pain Disorder)اختلال درد شامل تجربه درد به مدت طولانی‌ است و هیچ دلیل جسمی، علت درد را آشکار نمی‌کند. این اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس جسمی داشته باشد. اختلال درد به ‌طور معمول بین 30 تا 50 سالگی شروع و به ‌طور ناگهانی ظاهر می‌شود و پس از چند هفته یا چند ماه درد آن بدتر می‌شود. تداوم این اختلال در خانم‌ها دو برابر آقایان است.افراد دچار این اختلال ممکن است کارشان را رها کنند. از یک پزشک به پزشک دیگر می‌روند و از روش‌های زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده می‌کنند. این اختلال می‌تواند به استرس منجر شود.اختلال تبدیلی (Conversion Disorder)علایم و نشانه‌های این اختلال، حسی و حرکتی است. نشانه‌های حسی شامل از دست دادن حس درد یا لامسه، دوبینی، کوری و کری است. علایم و نشانه‌های حرکتی شامل: ضعیف شدن تعادل و هماهنگ‌سازی، فلج شدن، مشکل در بلع یا تولید صداست. برخی افراد حتی به حملات قلبی، صرع یا تشنج نیز دچار می‌شوند. نتایج آزمایش‌های عصبی و دیگر آزمایش‌ها، هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نمی‌دهند، ولی عوامل روان‌شناسی از قبیل استرس، عامل به وجود آورنده یا تشدید کننده ی علایم و نشانه‌های مربوط به این اختلال می باشد و به طور معمول در نوجوانی و ابتدای جوانی ظاهر می‌شوند.خود بیمارانگاری (Hypochondriasis)خودبیمارانگاری یک نوع دل‌نگرانی، همراه با ترس از بیماری است. یعنی شما باور می‌کنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش یک بیمار جسمی را بازی می‌کنید، حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال بدنی، یک ترس بدون ‌دلیل از بیماری ادامه دارد. تغییر در میزان ضربان قلب شما ایجاد می‌شود. افزایش تعریق و درد معده، به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری است. فکر و ذهن شما، نگران ارگان‌های بدن شماست. به عنوان مثال نگرانی از اینکه شما بیماری قلبی دارید. اغلب اشخاص خودبیمارانگار، توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و از تلاش‌های پزشک برای سلامت خود قدردانی نمی‌کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که در اختلالی موسوم به اختلال تصنعی (مونچ‌هاوزن Munchausen ) شخص علایم یک بیماری جسمی را شبیه‌سازی می‌کند و یا آسیبی به خود می‌زند تا به این ترتیب توجه دیگران را به خود و بیماری اش جلب کند.درمانپزشک معاینه ای کامل انجام می‌دهد و دلیل جسمی بیماری‌ شما را تا حد امکان مورد تحقیق قرار می‌دهد. وقتی که برای بیماری‌ شما دلیلی یافت نشود، بیماری روانی از جمله اضطراب و افسردگی به عنوان علت مطرح می‌شوند. به طور معمول درمان، روی روش زندگی شما متمرکز می‌شود به طوری که شما بیش از حد تصنعی و محدود نباشید. این درمان شامل روان‌درمانی و تا حد امکان تجویز داروی ضدافسردگی است. داروی ضدافسردگی ممکن است برای شخص افسرده به همراه خود اختلال شبه‌جسمی هم داشته باشد که برای وی مفید است. این دارو همچنین درد را کنترل می‌کند و خواب را بهبود می‌بخشد.دکتر مجید سلطانی
ورزش، افسردگی را درمان می کند؟
درباره اثر ورزش در درمان افسردگی در سال‌های اخیر مطالعات متعددی انجام شده است که بیشتر آنها نشان داده‌اند، ورزش به بهبود افسردگی کمک می‌کند. اگرچه ساز و کار اصلی اثر درمانی ورزش مشخص نیست، ولی به نظر می‌رسد که ترشح برخی مواد (مثل اندورفین، دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین) با ورزش کردن در بدن بیشتر می‌شود و این مساله به بهبود روحیه کمک می‌کند. همچنین ورزش کردن باعث می‌شود توجه بیمار از نگرانی‌ها و سایر مسایل ناراحت‌کننده به نکات دیگر جلب شود. به علاوه به بهبود اعتماد به نفس کمک می‌کند. این مسایل هم می‌توانند به کاهش افسردگی بیانجامند.اما اگر موثر بودن ورزش را بپذیریم، «میزان» تاثیر آن در کاهش افسردگی هم اهمیت دارد.  آیا ورزش کردن می‌تواند به اندازه روان‌درمانی یا دارودرمانی در بهبود افسردگی موثر باشد؟در کوتاه‌مدت، بله. ولی درباره اثربخشی طولانی‌مدت ورزش برای درمان افسردگی مطالعات کافی انجام نشده است. از طرف دیگر، متاسفانه این درمان برای گروه زیادی از بیماران قابل اجرا نیست، زیرا نیاز به انرژی، انگیزه و مداومت زیاد دارد و باعث می‌شود بسیاری از بیماران افسرده این درمان را نپذیرند، یا در میانه درمان، آن را رها کنند.  این درمان تقریبا برای هیچ یک از بیماران مبتلا به افسردگی شدید قابل اجرا نیست. تصور کنید چگونه می‌توان یک فرد افسرده را وادار کرد هفته‌ای پنج روز و هر روز به مدت نیم ساعت، ورزشی با شدت متوسط را انجام دهد. بنابراین در حال حاضر از این روش درمانی فقط به عنوان یک درمان کمکی استفاده می‌شود، نه یک درمان اصلی. البته این درست است که در صورت اجرا، آثار درمانی آن زودتر از دارودرمانی ظاهر می‌شود، زیرا دارو برای اثر کردن، نیاز به چند هفته زمان دارد.  پس اگر بتوان فرد افسرده‌ای را که تحت درمان با روش دیگری نیز هست ، به انجام ورزش، تشویق نمود، می‌تواند مفید باشد.دکتر سید وحید شریعت - روان‌پزشک عضو هیات علمی دانشگاه ایران
نوروفیدبک-neurofeedback
این صفحه شامل مطالبی چون
نوروفیدبک چیست؟ ،
کاربردهای درمانی نوروفیدبک ،
مزیت‌های درمان تکنولوژیک نسبت به دارو درمانی ،
جلسات درمان با نوروفیدبک
می باشد.

نوروفیدبک چیست؟
نوروفیدبک در واقع ترکیبی از QEEG و بیوفیدبک است. نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است که در آن مغز خودتنظیمی را فرا می‌گیرد. در طول آموزش، فعالیت مغز توسط اداره هشیار و ناهشیار توجه کنترل می‌شود. یادگیری هشیارانه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد که چطور سیگنال فیدبک به توجه و وضعیت ذهنی او ارتباط پیدا می‌کند. در واقع هدف نوروفیدبک آموزش خودتنظیمی به مغز است و سعی دارد به مغز یاد دهد که چگونه خود را تنظیم کنددر نوروفیدبک سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر بیمار قرار می‌گیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی مغز فرد را ثبت و در قالب امواج مغزی (در اغلب موارد به شکل شبیه‌سازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان می‌دهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی شخص انجام می‌شود. به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز و یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود می‌آید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی می‌کند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفای خود را کاهش دهد بازی در صورتی پیش می‌رود که موج آلفا از یک حد مشخص شده‌ای کمتر باشد).


کاربردهای درمانی نوروفیدبک
1. بیش‌فعالی/کمبود توجه (ADHD): بیش از هر زمان دیگری، برای درمان ADHD از نوروفیدبک استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به ADHD به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل می‌یابند. 2. اضطراب (Anxiety): بسیاری از متخصصان، بکارگیری نوروفیدبک به منظور درمان اضطراب را یکی از عمده‌ترین موارد و زمینه‌های استفاده از نوروفیدبک می‌دانند. اکثر آن‌ها معتقدند اضطراب یکی از اولین مواردی بود که به نوروفیدبک پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که در حدود 90-80% از بیماران اضطرابی با این روش بهبود یافته‌اند. 3. ناتوانی یادگیری (Learning Disability)، این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در درمان این اختلالات، نوروفیدبک تحول بزرگی ایجاد کرده است. در این مورد نوروفیدبک به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مکمل ندارد. معمولاً با کامل کردن یک دوره درمانی بهبودی ثابتی حاصل می‌شود.4. اختلالات خواب: اولین تغییراتی که مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبک مشاهده می‌کنند، تغییر و تنظیم خوابشان است. بنابراین می‌توان از نوروفیدبک در درمان اختلالات خواب نیز استفاده کرد.5. صرع، آسیب مغزی و سکته مغزی: در انواع صرع و در مواردی که داروها مؤثر نبوده‌اند و بیماری بسیار مزمن و غیرقابل کنترل بوده است نوروفیدبک در درمان 70 تا 90% بیماران موفق بوده است. 6. آسیب مغزی : نوروفیدبک سبب بهبود مشکلات ناشی از آسیب‌ و سکته مغزی می‌شود. از آن‌جمله می‌توان به بهبود در حافظه، سردرد، گیجی و حواس‌پرتی، سرگیجه، مشکلات تمرکزی، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب، تحریک‌پذیری، مشکلات ادراک بینایی و دیسلکسی اشاره کرد.7. دردهای مزمن و سردردهای میگرنی: درمانگران و پزشکانی که از نوروفیدبک برای درمان دردهای مزمن و سردردهای میگرنی استفاده کرده‌اند، اعلام کردند که وقوع و شدت حملات میگرن در اکثر موارد با استفاده از این روش کاهش می‌یابد و حتی از بین می‌رود. 8. افسردگی: در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که هیچ درمانی برای آن‌ها کارساز نبوده، نوروفیدبک در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است. 9. سوءمصرف مواد: مطالعات نشان داده است که در مقایسه با درمان‌های موجود برای ترک اعتیاد، درمان با نوروفیدبک از بسیاری از روش‌های دیگر موفق‌تر بوده است. علاوه براین، درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را کاهش می‌دهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پایین می‌آورد.


مزیت‌های درمان تکنولوژیک نسبت به دارو درمانی
1. نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش .


جلسات درمان با نوروفیدبک
ابتدا شرح حالی از مراجع گرفته می‌شود. سپس او روی صندلی راحتی می‌نشیند. 2 الکترود به گوش‌های مراجع و یک الکترود به سر او، در جای مناسب متصل می‌شود (بنا به تشخیص درمانگر). سپس از بیمار خواسته می‌شود تا کاملاً آرام باشد و به صفحه کامپیوتری که در مقابلش قرار دارد نگاه کند. درمانگر برنامه خاصی برای بیمار در نظر گرفته است که متناسب با مشکل اوست. (این برنامه‌ها شبیه بازی کامپیوتری هستند). بیمار کار خاصی انجام نمی‌دهد بلکه مغز اوست که همه‌ کارها را انجام می‌دهد. پس از چندین جلسه تمرین و تکرار، مغز تکالیف را می‌آموزد و خود را با آن‌ها تطبیق می‌دهد. در پایان جلسه الکترودها از بیمار جدا می‌شود و تکالیفی برای انجام در منزل به او داده می‌شود. به منظور هرچه بهتر بودن نتایج حاصل از درمان و پایداری بیشتر اثرات درمانی، تعداد جلسات باید به حدی باشد که درمان تکمیل شود. مدت معمول جلسات 45 دقیقه است.



مطالب مرتبط

نوروفیدبک چیست؟


نوروفیدبک | بیش‌فعالی ـ کم‌توجهی ADHD


ارتقا عملکرد



نوروفیدبک | بیش‌فعالی ـ کم‌توجهی ADHD


 دیگر نیاز نیست کودکان برای افزایش توجه و تمرکز و اصلاح بیش‌فعالی داروی شبه اکستازی (ریتالین) را مصرف کنند.
 دیگر نیاز نیست نگران افت تحصیلی و شیطنت‌های خطرناک کودکان ADHD در مدرسه باشید.
 دیگر نیاز نیست از مهمانی رفتن یا مهمانی گرفتن واهمه داشته باشید و نگران رفتارهای انفجاری فرزندتان باشید.    





دانشمندان ناسا از سال 1960 تکنولوژی نوروفیدبک را برای افزایش توجه و تمرکز خلبانان و کاهش اضطراب آن‌ها استفاده نموده‌اند. این تکنولوژی از سال 1990 برای کاربردهای درمانی مورد استفاده قرار گرفته است.





این تکنولوژی مبتنی بر تمرین و ورزش سلول‌های مغزی است. همانطوریکه ورزش بدن می‌تواند کارکرد اعضای بدن را بهتر کند، ورزش مغزی نیز باعث کارکرد مناسب مغزی می‌شود.
در صورتی که قسمتی از مغز کارکرد نامناسبی داشته باشد، دستگاه نوروفیدبک آن را به فرد نشان می‌دهد، تا با تمرین‌های خاصی برای برطرف شدن مشکل اقدام شود.





میزان موفقیت نوروفیدبک



در صورتیکه مشکل فرد به درستی تشخیص داده شود و معین شود که نوروفیدبک به تنهایی می‌تواند راه‌گشای مشکل باشد، می‌توان اطمینان داد که با احتمال 100% مشکل فرد برطرف خواهد شد، اما در واقع مشکلات مغزی متأثیر از ترکیبی از علل مختلف استف بدین لحاظ نوروفیدبک همواره به تنهایی پاسخگوی مشکلات نیست. بطور مثال بعضی از علائم بیش‌فعالی و کم‌توجهی در کودکانی که میزان هورمون رشد، یا درصد آهن خون و یا سرب موجود در خون و... به میزان نرمال نمی‌باشد، دیده می‌شود. و از طرف دیگر بعضی اوقات درمان بیش‌فعالی و کم‌توجهی بدون توجه به مشکلات خانوادگی غیر ممکن است.
این مثال‌ها نشان از پیچیدگی درمان مشکلات عصبی است و برای همین دلیل باید درمانی همه‌جانبه برای کلیه مشکلات اعصاب و روان به کار گرفت . گروه آتیه به دلیل مجهز بودن به کلیه خدمات اعصاب و روان برای مشکلات عصبی پکیج‌هایی را طراحی نموده تا موفقیت درمان این دسته از مشکلات را افزایش دهد.



درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم؟



اجزا درمانی
موارد موفق
تعرفه خدمات
درمان در منزل
  بخش درمانی
تعداد جلسه 
بخش آموزشی- تمرینی
جلسه آموزشی و آزمایشی درمان با نوروفیدبک
2 جلسه
کتاب نوروفیدبک
نوروفیدبک
از 20 تا 50 جلسه
کتاب ADHD+DVD
آموزش خانواده
3 جلسه
کتابSOS کمک به والدین+ DVD 
ویزیت روان پزشک
3 جلسه
کتاب SOS کمک در هیجانات
رواندرمانی/ خانواده درمانی
از 3 تا 10 جلسه
CD آموزشی Train Brain
ویزیت متخصص رشد و تکامل
2 جلسه
CD موسیقی درمانی Neuroliminal
کاردرمانی/ بازی درمانی
از 10 تا 30 جلسه
CD ریلکسیشن
ویزیت متخصص کاردرمانی/بازی درمانی
2 جلسه
CD آموزش کنترل تنفس
یکپارچه سازی شنیداری(AIT)
20 جلسه
کارت های بازی فکری
درمان اختلالات یادگیری
از 20 تا 40 جلسه
پذیرایی در هر جلسه
ارزیابی جامع روند درمان
3 جلسه
دفترچه اقتصاد ژتونی
آزمون ارزیابی با CBCL/YSR
4 جلسه
 
آزمون های IVA ,CAS
2 جلسه
 
 
 
 

گوشت بخورید، ولی به اندازه
مصرف زیاد گوشت قرمز می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد.مراقب سرطان روده باشیدیکی از معروف ترین خطرات مصرف زیاد گوشت قرمز، ابتلا به سرطان روده ی بزرگ است که این مسئله در پژوهش‌های متعدد، به اثبات رسیده است. به عنوان مثال، گروهی از پژوهشگران اروپایی پس از بررسی عادات غذایی 500 هزار نفر به این نتیجه رسیدند، افرادی که هر روز حداقل 2وعده ی 80 گرمی‌ گوشت قرمز یا گوشت فرآوری شده (مثل سوسیس) مصرف می‌ کنند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک بار در هفته گوشت قرمز می‌ خورند، یک سوم بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ هستند. تحقیق دیگری که پژوهشگران آمریکایی روی 148 هزار نفر انجام دادند نیز نشان داد کسانی که زیاد گوشت قرمز مصرف می ‌کنند، 13 تا 15 درصد بیشتر در خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ هستند. دانشمندان عوامل متعددی را در ایجاد سرطان به دنبال مصرف گوشت قرمز متهم کرده‌اند. یکی از این مواد سرطان ‌زا، آمین‌های هتروسیکلیک (HCAs) است که به دنبال کباب کردن یا سرخ کردن گوشت ایجاد می‌شود. البته این ترکیب در صورت پختن مرغ و ماهی در دمای بالا هم ایجاد می‌ شود، بنابراین نمی‌ تواند متهم اصلی باشد. متهم بعدی که به ویژه در گوشت‌های فرآوری شده دیده می ‌شود، ترکیبات نیتریت است. این ترکیبات که در کارخانجات برای دوام بیشتر مواد غذایی به آنها اضافه می‌ شوند، سرطان ‌زا هستند. اما متهم اصلی به نظر می ‌رسد ترکیب "هم– آهن" باشد. "هم" جزء اصلی هموگلوبین است و هموگلوبین هم جزء اصلی ساختار گلبول قرمز خون است. به عقیده ی پژوهشگران، ترکیب هم - آهن که در گوشت قرمز دو برابر مرغ و ماهی است، به سلول‌های پوششی روده ی بزرگ آسیب می‌ رساند و باعث رشد غیر طبیعی و سرطانی شدن آنها می ‌شود.به غیر از سرطان روده ی بزرگ، به نظر می‌ رسد که مصرف گوشت قرمز خطر ابتلا به سرطان پانکراس (لوزالمعده) را هم افزایش می‌ دهد. سرطان پانکراس یکی از بدخیم ‌ترین سرطان‌هاست و نتایج یک تحقیق که در مجله انستیتو ملی سرطان آمریکا (National Institue of cancer) به چاپ رسیده است نشان می ‌دهد که مصرف فراوان گوشت قرمز، خطر ابتلا به سرطان پانکراس را 50 درصد و مصرف فراوان گوشت فرآوری شده (مانند سوسیس) این خطر را تا 68 درصد افزایش می ‌دهد. خطرات دیگری هم هست!گوشت قرمز علاوه بر موارد فوق، خطرات دیگری هم دارد. مثلا گوشت قرمز حاوی اسیدهای چرب اشباع فراوانی است که وجود آنها یک عامل شناخته شده ی بیماری‌های قلبی به شمار می رود. از سوی دیگر مصرف گوشت قرمز فراوان باعث ابتلا یا تشدید بیماری نقرس می ‌شود. در بیماری نقرس، مقدار اسید اوریک خون بالا می رود و رسوب کریستال‌های اسیداوریک در مفاصل، باعث درد شدید می‌ شود. اسید اوریک در اثر تجزیه پروتئین‌ها ایجاد می ‌شود و می دانید که گوشت قرمز منبع کاملی از پروتئین است. علاوه بر موارد فوق، پژوهشگران دانشگاه منچستر انگلستان در مطالعه ‌ای که روی 25 هزار نفر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مصرف زیاد گوشت قرمز باعث افزایش خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی می ‌شود. سرطان غدد لنفاوی، سرطان کیسه ی صفرا ، سرطان پروستات و... هم از جمله بیماری‌هایی هستند که ارتباطی بین آنها و مصرف گوشت قرمز دیده شده است.گوشت کمتر، زندگی طولانی ‌تربا خواندن مطالب فوق حتما خود به‌‌ خود به این نتیجه رسیده‌اید که اگر کمتر گوشت قرمز بخورید، بیشتر زندگی می ‌کنید، ولی گروهی از پژوهشگران آلمانی برای محکم کاری تحقیقی در این زمینه انجام دادند. آنها 2هزار فرد 10 تا 70 ساله را که گوشت کمی ‌مصرف می‌ کردند یا اصلا گوشت مصرف نمی ‌کردند، در بین سال های 1978 تا 1999 مورد پیگیری قرار دادند.در این مدت به ازای هر 100 مورد مرگ در جمعیت عمومی، 59 مورد مرگ در این گروه مشاهده شد. البته این تحقیق نشان داد که قطع کامل مصرف گوشت هم کار عاقلانه‌ای نیست. پژوهشگران همین جمعیت 2هزار نفری را به 3 گروه تقسیم کردند: گروه اول اصلا گوشت، ماهی، تخم مرغ و لبنیات نمی خوردند. گروه دوم فقط گوشت نمی خوردند، ولی لبنیات و تخم‌مرغ مصرف می‌ کردند و گروه سوم گاهی گوشت هم می ‌خوردند.این تحقیق نشان داد که به ازای هر 100 مورد مرگ در گروه اول، 66 نفر در گروه دوم و 60 نفر در گروه سوم جان خود را از دست دادند. بنابراین مهم ترین نتیجه ‌ای که از این تحقیق می ‌توان گرفت این است: گوشت بخورید، ولی به اندازه ی متعادل. رژیم متعادلبا توجه به موارد فوق، در مجموع پزشکان مصرف حداکثر 80 تا 90 گرم گوشت در روز را مناسب می ‌دانند، ولی مقادیر بیشتر از آن را توصیه نمی ‌کنند. بیماری‌هایی هم مثل سرطان روده ی بزرگ، سرطان سینه، نقرس و ... اغلب مربوط به کسانی است که مقادیر زیادی گوشت در طول روز مصرف می ‌کنند.البته در کشور ما سرانه ی مصرف گوشت در روز در حدود همین 80 گرم است و معمولا بیشتر از آن مصرف نمی ‌شود. به همین دلیل بیماری‌هایی که ذکر کردیم، بیشتر در کشورهای غربی که مقادیر بیشتری گوشت قرمز به صورت استیک و... در طول روز مصرف می ‌کنند، یک معضل عمده ی بهداشتی به شمار می ‌رود. گذشته از این، برای داشتن یک رژیم متعادل، توصیه می‌ کنیم که حداقل 2 بار در هفته ماهی استفاده کنید. ماهی به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب اُمگا-3 تاثیرات مفیدی برای بدن دارد. مصرف میوه‌جات و سبزیجات تازه هم که نیاز به تاکید ندارد. پزشکان توصیه می ‌کنند در روز حداقل 5 وعده میوه و سبزیجات تازه را در برنامه ی غذایی خود بگنجانید. اگر همه ی این دستورات را رعایت کردید، آن وقت می ‌توانید مطمئن باشید که این مقاله، شامل حال شما نمی‌ شود.دکتر سمیرا موسوی‌ فرد
کمبود چه موادی موجب افسردگی می گردد؟
اگر رژیم غذایی، احتیاجات شخص به مواد مغذی را برآورده نکند، می تواند باعث افسردگی شود.ثابت شده است، غذاهایی که تریپتوفان کمی دارند، افسردگی را به دنبال خواهند داشت. تریپتوفان، یک اسید آمینه می باشد که در غذاهایی پروتئینی یافت می شود. پروتئین در غذاهایی از قبیل: گوشت، مرغ، ماهی، تخم مرغ ، پنیر، ماست و شیر وجود دارد.  رژیم غذایی که حاوی مقدار کمی اسید های چرب غیر اشباع باشد، موجب افسردگی می گردد.به طور خلاصه، رژیم غذایی که به مقدار کافی ویتامین، عناصر معدنی ، اسیدهای آمینه و اسیدهای چرب نداشته باشد، موجب افسردگی می گردد. ویتامین های گروه B ویتامین های گروه B برای سلامتی روان و روح بسیار مفید می باشند. آن ها در بدن ذخیره نمی شوند، پس مقدار آن ها بستگی به رژیم غذایی دارد. ویتامین های گروه B با تصفیه کردن کربوهیدرات ها (مثل جدا کردن سبوس از غلاتی چون گندم، برنج و ...)، کشیدن سیگار ، مصرف کافئین(مثل قهوه) و نوشیدن الکل، تخریب شده و از بین می روند.کمبود ویتامین های گروه B ،مخصوصا ویتامین های B1, B2, B3, B6, B9  می تواند باعث افسردگی گردد. مهم ترین منابع غذایی ویتامین های گروه B ه طور کلی: مخمر(ماءالشعیر)، جوانه گندم و جو، غلات و نان سبوس دار ، جگر و گوشت ها هستند.ویتامین 1B (تیامین): مغز به کمک این ویتامین کربوهیدرات ها را می سوزاند و به عنوان سوخت و انرژی به کار می برد. کمبود این ویتامین موجب کاهش وزن، بیماری های معده ای، کم خوابی و در آخر موجب افسردگی می گردد.ویتامین 3B (اسید نیکوتنیک): پلاگر یکی ازمهم ترین علائم کمبود این ویتامین می باشد. از دیگر علائم کمبود آن می توان خستگی، عصبانیت، آشفتگی و کُندی در اعمال بدنی و روانی را نام برد.ویتامین 5B (اسید پانتوتنیک): علائم کمبود این ویتامین، عبارت است از: گرسنگی، استرس و افسردگی. این ویتامین برای درست عمل کردن هورمون ها و تهیه اسیدهای آمینه نقش اساسی را بر عهده دارد.ویتامین 6B (پیرودوکسین): علامت های کمبود این ویتامین بسیار محدود می باشد. در الکلیسم ها، بیماران کلیوی و خانم هایی که داروهای ضد بارداری مصرف می کنند، علائم کمبود ظاهر می شود.ویتامین 12B : علائم کمبود این ویتامین شامل: کم خونی ، شخصیت دوگانه، سوءظن شدید، هذیان گویی، زود رنجی، توهم، پریشانی، کاهش اشتها ، سرگیجه، ضعف، کمبود تنفس و اسهال است. منابع ویتامین 12B عبارت است از ماهی، گوشت، مرغ و لبنیات.اسید فولیک: این ویتامین برای ساخت DNA لازم است. الکلیسم ها و استفاده کننده های زیاد داروها جزو کسانی می باشند که دچار کمبود این ویتامین می شوند. غالبا برای رشد طناب عصبی جنین، به خانم های باردار مکمل این ویتامین را می دهند.منابع اسید فولیک عبارتند از: سبزیجات سبز، میوه ها ، مخمر،اسفناج، بروکلی، قارچ، گوشت، آب پرتقال و آب توت فرنگی.ویتامین C: کمبود این ویتامین موجب افسردگی می گردد. داشتن استرس، بارداری و شیردهی و خوردن آسپرین موجب کمبود این ویتامین می شود.املاح:کمبود منیزیم، کلسیم، روی، آهن، منگنز و پتاسیم نیز می تواند منجر به افسردگی گردد.کربوهیدرات:وقتی فردی دچار افسردگی می گردد، مقدار انرژی در بدن آن شخص کم می شود و به همین نسبت میل به غذا خوردن در او کاهش می یابد. اشخاص افسرده، غذاهایی که کربوهیدرات دار را با ولع و اشتیاق میل می کنند، زیرا کربوهیدرات محرک ساخت سروتونین می باشد. سروتونین ماده شیمیایی در مغز می باشد که بر روی حالت و وضعیت فرد اثر می گذارد.  سروتونین، اثر بسیار مهمی بر مغز می گذارد. به طور مثال اگر فردی خوشحال یا سالم باشد، سروتونین در مغز او فعال می باشد. به همین خاطر اشخاص افسرده، دارای مقدار کمی سروتونین در مغزشان می باشند. رژیم پر کربوهیدرات باعث می شود که سروتونین در مغز افزایش یابد. اما نباید این نکته را از یاد برد که خوردن زیاد کربوهیدرات باعث جلوگیری از افسردگی نمی شود، بلکه مصرف کافی کربوهیدرات، می تواند در این رابطه کمک کند. چربی های مفید و ضروری مصرف زیاد چربی ها، برای سلامتی بسیار خطرناک می باشد. اما برعکس، به مقدار کافی چربی خوردن، موجب سلامت روح و روان و درست عمل کردن سیستم های عصبی می گردد. مصرف چربی های غیر اشباع (مانند امگا 3 موجود در ماهی ها) در رابطه با سلامتی روح و روان و جلوگیری از افسردگی بسیار مهم می باشد.کافئین برای بالا بردن انرژی در اشخاص افسرده از مواد کافئین دار استفاده می شود. کافئین تحریک کننده سیستم عصبی می باشد. لذا افرادی که به مقدار زیاد قهوه می نوشند، خواب و استراحت کمتری دارند. کافئین از مواد غذایی بی خواب کننده می باشد و همان طور که می دانیم، خواب کافی و راحت برای افزایش سلامتی بسیار مهم می باشد. ا گر فردی خوب نخوابد، دچار افسردگی و عصبانیت می گردد. پس کافئین را به مقداری که بدنتان نیاز دارد، بخورید یا بنوشید. مواد غذایی دارای کافئین مثل قهوه، چای، کاکائو و نوشابه ی سیاه است. مریم سجادپور – کارشناس تغذیه
غمگینی و افسردگی خداحافظ
آیا احساس تنهایی، غمگینی و تردید می کنید؟ تقریباً همه در مواقعی این احساس ها را دارند. امکان این وجود دارد که توسط این احساس ها گیر افتاده و در دام آن ها گرفتار شوید. اما شما گرفتار نخواهید شد! شما می توانید بر غمگینی ها و افسردگی غلبه کنید. در اینجا بعضی از راه های مقابله معرفی می شوند. روشی خاص و یا ترکیبی از روش ها که در مورد هر کسی کاربرد داشته باشد وجود ندارد. از طریق تجربه خواهید فهمید که کدام یک به شما بیشتر کمک می کند.از رختخواب خارج شوید:یکی از کارهای بسیار مهمی که می توانید انجام دهید، بیدار شدن صبح ها در موعد مشخص است(حتی در تعطیلات پایان هفته). ترجیحاً ساعت 7 صبح یا زودتر پیشنهاد می شود. داشتن نظم به کارکرد طبیعی بدن شما کمک کرده و در نتیجه احساس های بهنجاری خواهید داشت.نور:نور به بهتر شدن کارکرد بدن کمک می کند. بنابراین به محض بیدار شدن، خود را در معرض نور قرار دهید. پرده ها را به کناری بزنید تا نور بیشتری به درون خانه بتابد. از آن بهتر، هر چه سریع تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشید قرار گیرید. جهت تسهیل در ورود نور، عینک تان را بردارید(عینک بخشی از اشعه های نور را پس می زند). البته به خورشید خیره نشوید!فعالیت کنید:فعال باشید تا اکسیژن جلب کنید! به این معنی که بیدار شده و به مدت 10- 5 دقیقه را بروید و در صورت امکان دوچرخه سواری کنید. ورزش ملایم به جریان خون کمک کرده و اکسیژن بیشتری را به بدنتان(به ویژه مغز) می رساند و هوشیاری و سرزندگی را برای شما به همراه می آورد.صبحانه میل کنید:صبحانه خود را با پروتئین(گوشت، تخم مرغ ، کره بادام زمینی ، آجیل ، پنیر) شروع کنید. هنگامی که بیدار می شوید، اندام های بدن شما جهت تامین نیروی لازم، آماده جذب غذا و به ویژه پروتئین هاست. برای متعادل کردن وعده های غذایی اصلی تان یک عدد پرتقال یا سایر میوه های تازه و نیز حبوبات یا نان گندم را به رژیم غذایی تان اضافه کنید.با کسی صحبت کنید:یکی از سریع ترین راه ها برای مبارزه با افسردگی ها ایجاد ارتباط با دیگران است. نباید فکر کنید که به هنگام افسردگی باید از دیگران دوری کرد. بنابراین مساله را برای خود و دیگران آسان بگیرید. با کسی که دوستش دارید در مورد موضوعی لذت بخش صحبت کنید و بنابراین با یکدیگر داد و ستد داشته باشید و خود را مجبور کنید به کسانی که در کلاس، کنارتان نشسته اند، به همسایه های خود و به هر کسی که اطرافتان باشد،"سلام" کنید.در مصرف کافئین و قهوه احتیاط کنید:کافئین در بلند مدت(چهار ساعت یا بیشتر) موجب افسردگی می شود. سعی کنید که صبح ها بیش از یک فنجان قهوه نخورید. قهوه برای ساعتی موجب افزایش هشیاری شما می شود. اما بعد از مدتی وضعیتی متضاد به بار می آورد. کافئین معمولاً موجب ترشح انسولین به درون خون شده و انسولین قند خون را کاهش می دهد. وقتی سطوح قند خون کاهش یافت، احساس اطمینان کمتری به خود داشته و سطح نیروی تان کاهش می یابد، که آن نیز به غمگینی و افسردگی منجر می گردد.نوشیدنی ها یا شیرینی های کافئین دار هر دو ساعت یک بار جهت بیدار ماندن، شما را در دام چرخه کافئین – قند گرفتار خواهند کرد. علاوه بر اینکه این چرخه موجب غمگینی می گردد، عوارضی دیگر از قبیل وابستگی، تغذیه نامناسب و چاقی را نیز به دنبال دارند که خود این ها نیز موجب احساس غمگینی بیشتری می گردند.قند در آغاز، نیروی خوبی به شما می دهد. اما بعد از یک ساعت از مصرف قندهای ساده، قند خون کاهش می یابد و وقتی قند خون پایین باشد شما نیز احساس آرامش پایینی خواهید داشت.از غذاهای فیبردار استفاده کنید:مواد فیبری باعث می شود که غذا در نظام گوارشی به اندازه مناسب و با سرعت مطلوب جذب شود. غذاهایی که خیلی سریع جذب می شوند(مانند قندهای ساده) جریان سریعی از انرژی را تولید می کنند که در نهایت این حالت ممکن است با افسردگی دنبال گردد. از طریق خوردن یک پرتقال یا گریپ فروت و نه فقط نوشیدن آب آنها می توانید مواد فیبری مورد نیاز را وارد بدنتان کنید. سبزیجات، میوه های تازه، غلات و حبوبات را به علت داشتن فیبر مناسب مصرف کنید.استرس B کمپلکس را پیدا کنید:بعضی از اشخاص از طریق مصرف ویتامین B کمپلکس حالشان بهتر می گردد. شما می توانید آنچه را که "استرس B" یا "B 50" نامیده شده پیدا کنید. این موضوعی بحث انگیز است. بعضی از متخصصان تغذیه می گویند: بله. این موضوعی است که واقعاً باید در نظر گرفته شود و عده ای دیگر می گویند: نه این فکر خوبی نیست. شما می توانید با آزمایش کردن میزان مفید بودن آن را برای استفاده خود تعیین نمایید. در صورت موثر بودن، با یک متخصص تغذیه درباره راه های وارد کردن آن به رژیم غذایی تان مشورت کنید.برنامه عادی زندگی خود را تغییر دهید:با هدف تلاش جهت کاهش غمگینی ها، رفتارهای عادی خود را تغییر دهید. می توانید ترکیب جدیدی از لباس ها را انتخاب کنید، به جای رانندگی پیاده روی نمایید، شیوه رفتاری جدیدی را انتخاب کنید و در مکانی دیگر غذا بخورید. جهت کمک به تغییر رفتارهای عادی، کارهایی متفاوت انجام دهید.شما برای انجام کارهای فوق در چند روز اول نیازمند کمک هستید. کسی باید به شما کمک کنند تا عادت های خوب را در خود ایجاد کنید. دوستان قدیمی محشرند. البته اغلب ما نظام های حمایتی خوبی را تدارک ندیده ایم. به این موضوع باید بیشتر فکر کنیم. علاوه بر گسترش منابع حمایتی خودتان، شاید لازم باشد با گروه های حمایتی اجتماعی که از افراد مبتلا به دوره های غمگینی تشکیل شده است، نیز مرتبط گردید.توجه:اگر احساس می کنید که بیش از 4-3 روز به یاری فردی دیگر نیازمند هستید، بهتر است با یک مشاور یا روان درمانگر تماس حاصل کنید. شما نمی خواهید که دوستان خود را خسته کنید.تظاهر کنید:لبخند بزنید و تظاهر کنید که خوشحال هستید. راست بایستید و قامت خمیده و افسرده وار به خود نگیرید. آیا این خود فریبی است؟ خیر نیست. تحقیقات نشان می دهد که شکل چهره، واقعاً نوع احساس شما را بیان کرده و تغییر چهره  تظاهر به یک حالت عاطفی، واقعاً آن حالت را در شما ایجاد می کند.لباس های روشن و شاد بپوشید و تظاهر به شاد بودن کنید. بعداً شما خود را خوشحال خواهید یافت.  پوشیدن لباس های شاد و وانمود به شادی غمگینی را کاهش می دهد.به دنبال طنز و شوخی باشید:فیلمی خنده دار ببینید و بخندید. کتاب طنز بخوانید و یا به یک نوار یا CD کمدی گوش دهید. هر گاه کارتون خنده داری دیدید، برای خودتان یکی داشته باشید. هر گاه احساس کردید که غمگین می شوید به طور آگاهانه برای استفاده از آنها تصمیم بگیرید.به یاد داشته باشید:زمانی که با افت عاطفی مواجه هستید، وجود تغییر در خود را بشناسید، آن را انکار و یا احساس گناه نکنید. برای رهایی از آن خود را تقویت کنید. شاید صرف نظر کردن از یک روز کاری در عوض انجام دادن چیزهای مطلوب به بهبودی شما کمک کند.ورزش کنید:تاکید مجدد بر ورزش، ارزش آن را مشخص می کند. ورزش راهی برای شکستن افسردگی است. پیاده روی کنید، دوچرخه سواری کنید، به شنا بروید، اجازه ندهید که حالت غمگینی درونتان به شما بگوید "من آن را دوست ندارم" انجام هر کار سازنده می تواند برایتان مفید باشد. زمانی که احساس خوبی دارید خود را برای تمایلات آینده آماده کنید.ترجمه: مجید محمود علیلواستادیار روانشناسی بالینی
عوارض سفر هوایی(Jet Lag) و رژیم غذایی آن
Jet Lag یک اختلال موقتی و آنی است که در نتیجه مسافرت هوایی طولانی مدت و گرسنگی و بی خوابی رخ می دهد. نشانه های این اختلال عبارتند از: اضطراب، تشویش، نگرانی، یبوست، سردرد، حالت تهوع، از دست دادن آب ، اسهال، گیجی، عرق کردن ، زود رنجی و حتی گاهی از دست دادن حافظه.نقش ملاتونین در Jet Lag چیست؟ملاتونین هورمونی است که نقش اساسی در مقابل Jet Lag دارد. بعد از غروب آفتاب، هوا رو به تاریکی می رود و باعث می شود که هیپوتالاموس، ملاتونین را آزاد کند. ملاتونین وقتی آزاد شد، به خواب می رویم. هیپوتالاموس مانند یک زنگ بیدارباش در زمان گرسنگی، تشنگی و خواب عمل می کند. هیپوتالاموس اعمال دیگری را نیز انجام می دهد، از قبیل: تنظیم درجه حرارت بدن، فشار خون و مقدار ترشح هورمون ها و ورود قند به جریان خون.برعکس، وقتی چشم ها نور آفتاب را می بینند، به هیپوتالاموس می گویند تا تولید ملاتونین را متوقف کند. اما هیپوتالاموس نمی تواند بلافاصله برنامه خود را تنظیم کند و به همین خاطر چند روز طول می کشد تا به محیط جدید عادت کند.آیا مقصد برای هیپوتالاموس مهم می باشد؟بله. سفر هوایی شمال یا جنوب، کمترین مشکلات را پی دارد، چرا که ساعت از نظر زمانی تغییری نمی کند. اما این سفرها نیز ممکن است ناراحتی هایی را به دنبال داشته باشد، از قبیل: تغییرات آب و هوا ، آداب و رسوم و عادات غذایی.سفر هوایی شرق، مشکلاتی را از نظر زمان پیش می آورد. وعده های غذایی، خواب، دفع مزاج و دیگر عادات روزانه ی شخص تغییر می کند.سفر هوایی غرب، مشکلات کمتری نسبت به سفر هوایی شرق دارد. اما به هرحال به خاطر تغییر زمان، علائم Jet Lag را دارد.بهترین راه برای پیروز شدن بر سفر هوایی یا  Jet Lag چیست؟11 راه کار برای کم کردن عوارض ناشی از Jet Lag وجود دارد که در زیر آمده است:1- قبل از روز پرواز قبل از سوار شدن به هواپیما یا کشتی، بهتر است خونسرد و آرام باشید و مطمئن شوید که هرچه را لازم بود، برداشته اید. به هیچ عنوان خود را خسته نکنید. کمی ورزش کنید تا روحیه خود را تقویت کنید و بیماری را از خود دور کنید، چرا که اگر بیمار باشید، مشکلات زیادی در طول سفر خواهید داشت. از همه مهم تر، خوب بخورید و استراحت کافی داشته باشید. با این کارها، توان و وضعیت شما بر Jet Lag غلبه می یابد. اگر شما تغذیه خوبی ندارید و یا از لحاظ بدنی، قوی نیستید، بهتر است 1 تا 2 هفته قبل از مسافرت، رژیم غذایی درستی داشته باشید و سعی کنید خود را قوی کنید. 2- دارو همراه خود ببریداگر داروی خاصی مصرف می کنید که احتیاج به اندازه گیری دارد، مانند: داروی دیابت و یا دارو برای بیماری قلبی، حتماً قبل از سفر، پزشک خود را مطلع سازید تا برنامه مشخصی برای مصرف داروی شما تنظیم کند.3- برنامه خود را تغییر دهیداگر شما می خواهید در محل مورد نظر، برای مدت طولانی بمانید، بهتر است چند روز مانده به عزیمت، ساعت بدن خود را با مقصد تنظیم کنید؛ برای مثال اگر می خواهید به مدت یک ماه از ایران به اروپا بروید، قبل از سفر، برنامه روزانه خود را مطابق با اروپا قرار دهید. این برنامه سبب می شود که شوک ناشی از مسافرت از شما دور شود و سفر خوبی داشته باشید. بهتر است قبل از آمدن به ایران نیز همین روش را انجام دهید.4- از نوشیدن قهوه و نوشابه های گازدار پرهیز کنیداز نوشیدن این مواد چه قبل از سفر و چه در طول سفر هوایی و چه در روز اول رسیدن به مقصد جداً بپرهیزید، چرا که این نوشیدنی ها باعث از دست دادن آب بدن می شوند و برنامه خواب را به هم می زنند و مهم تر از این ها، کافئین(قهوه و نوشابه سیاه) روی اعصاب اثر می گذارد و باعث تشویش و نگرانی می گردد.5- آب بنوشیدنوشیدن آب، مخصوصاً در حین پرواز، از کم آبی بدن جلوگیری می کند. توصیه شده که اگر به شما اجازه می دهند، بهتر است آب را به همراه خود داشته باشید.6- در طول پرواز حرکت کنیداین کار سخت نیست، حتی هنگامی که نشسته اید نیز می توانید پاهای خود را ورزش دهید. پاها را عقب و جلو کنید و یا پاشنه و پنجه کنید. بایستید و بنشینید. زانوهای خود را خم کنید. هر 1 تا 2 ساعت بلند شوید و راه بروید. قرص خواب آور نخورید و در طول پرواز بیشتر از یک ساعت نخوابید.این روش دو فایده دارد: اول آنکه، خطر لخته شدن خون را کم می کند. تحقیقات نشان داده که نشستن زیاد، باعث کندی جریان خون در پاها می شود و ایجاد لخته خون را زیاد می کند. اگر لخته ایجاد شود، بیمار درد دارد و به سختی تنفس می کند. اگر لخته ی خون بزرگ باشد، بیمار می میرد.دومین فایده حرکت در طول پرواز این است که فعال می باشید، حتی در یک جای کوچک! از سفتی و خشکی بدن جلوگیری می کنید و از همه مهم تر اینکه قدرت بدنی و روحی خود را بالا می برید.7- سفر خود را تقسیم کنیدسفری که 8 یا 10 و یا حتی 12 ساعت طول می کشد را بهتر است تقسیم کنید؛ مثلا اگر شما در نقطه (الف) هستید و مقصد شما نقطه (ج) است، بهتر است در نقطه (ب) برای چند روز توقف کنید.8- لباس و کفش مناسب بپوشیدهیچ می دانید برای آنکه در طول سفر خسته نشوید، باید کفش و لباس تنگ و چسبان نپوشید. این را از یاد نبرید که مقصد شما اگر سرد است لباس گرم بپوشید و برعکس.9- محل سکونت را ببینیدوقتی شما به مقصد رسیدید، بهترین کار این است که اتاق خود را بررسی کنید و ببینید، تخت و دستشویی تمیز است و سیستم گرمایی و سرمایی درست کار می کند. اگر هر گونه مشکلی که در اتاق وجود داشت، به مسئول مربوطه بگویید تا اتاق شما را تغییر دهد.10- برنامه های خود با محل مقصد تطبیق دهیداگر شما این کار را بکنید، بدن شما راحت تر تغییرات حاصله را قبول می کند. بنابراین اگر شما به مقصد رسیدید و ساعت آنجا 12 ظهر بود، ناهار بخورید. در طول روز بیرون بروید و از نور خورشید استفاده کنید. نور خورشید، خواب را از شما می گیرد و شما در شب خواب آرامی را خواهید داشت.11- از داروهای خواب آور به ندرت استفاده کنیدسعی کنید بدون استفاده از این قرص ها بخوابید، اما اگر نمی توانید خواب آرامی داشته باشید 2 تا 3 شب اول از این داروها استفاده کنید. اما اگر بیشتر از 2 تا 3 روز استفاده کنید، ممکن است بدن شما به این قرص ها عادت کند و بعدها خوابیدن بدون مصرف آنها مشکل شود. نکته مهم این است که اگر می خواهید از این قرص ها استفاده کنید، حتما با پزشک خود مشورت کنید.رژیم غذایی برای جلوگیری از Jet Lag- صبحانه و ناهار باید پر پروتئین باشند. این رژیم باعث می شود تا فعال شوید. در این رژیم می توان از تخم مرغ یا گوشت یا غذاهای آمده پر پروتئین یا حبوبات استفاده کرد.  - شام باید پر از کربوهیدرات باشد. این رژیم باعث می شود که خواب راحتی داشته باشید. غذاهای کربوهیدرات دار مانند: ماکارونی، سیب زمینی ، برنج، نان، سبزیجات نشاسته ای و دسرهای شیرین است.- هیچ گونه نوشیدنی گازدار یا کافئین دار مصرف نکنید. - بهتر است در روزهای بعد، غذاهای ساده و کم حجم مصرف نمایید. این غذاها شامل: میوه ها، سوپ ها، سالادهاست. بهتر است کالری و کربوهیدرات خود را زیاد نکنید.این توصیه ها برای آن است که سفر خوبی داشته باشید و همیشه خاطره خوبی از مسافرت در ذهن شما باقی بماند. مریم سجادپور- کارشناس تغذیه
سه روش برای کاهش تنش
وقتی خسته از کار روزانه و استرس ناشی از آن به خانه بازمی‌گردید، فکر می‌کنید که فقط یک موسیقی آرام یا دوش آب‌گرم می‌تواند شما را دوباره آرام کند و خستگی یک روز کاری دشوار را از دوش شما بردارد. آرام‌سازی یا ریلکسیشن چیزی فراتر از تماشای تلویزیون یا استراحت کوتاه در هنگام کار است. برخی شیوه‌هایی که به کاهش ناراحتی و استرس منجر می‌شوند، آرام‌سازی یا ریلاکسیشن(relaxation) پیش رونده عضلات، تجسم فضایی و تنفس آرام است.1- آرام‌سازی پیش رونده عضلاتآرام‌سازی پیش رونده عضلات، روشی برای شل‌کردن گروهی از عضلات به طور هم‌زمان است. برای آموزش این روش مراحل زیر را تمرین کنید: ابتدا در وضعیت آرام بنشینید یا دراز بکشید و چشمان خود را ببندید. فک خود را شل کرده و پلک‌ها را روی هم بگذارید، اما آنها را فشار ندهید. به صورت ذهنی بدن خود را وارسی کنید. اول از انگشتان پا شروع کرده و با عبور از پاها، تنه، بازوها، ساعدها، دست‌ها و انگشتان به گردن و سر برسید. روی دو قسمت به شکل مجزا تمرکز کنید. عضلات را در یک ناحیه از بدن منقبض کنید و از پنج تا ده بشمارید و بعد آنها را شل کنید. هم‌زمان با شل کردن عضلات، تصور کنید سفتی و تنش موجود در عضلات شما در حال ذوب شدن و ناپدید شدن است. حالا به سراغ ناحیه بعدی بروید.2- تجسم فضاییتجسم فضایی یا تخیل هدایت‌شونده در حقیقت دراز کشیدن به شکل کاملا آرام و ساکت و تصور کردن خود در یک موقعیت شاد و بدون دغدغه است. برای محقق شدن این خواسته ابتدا اجازه دهید افکار، جریان آزادی در ذهن شما داشته باشند، اما روی هیچ کدام از آنها متمرکز نشوید. به خودتان بگویید که شما راحت و آرام هستید، دستان شما گرم و سنگین هستند یا اگر خیلی گرم‌تان است بگویید که خنک هستند و قلب شما به آرامی می‌زند، سپس نفس‌های آرام، منظم و عمیق بکشید. هنگامی که به طور کامل احساس آرامش کردید، خود را در یک مکان مورد علاقه یا نقطه‌‌ای زیبا و بی‌سر و صدا تصور کنید و بعد از پنج تا ده دقیقه آرام‌آرام خودتان را بیدار کنید. با تمرین زیاد می‌توانید خود را در جای مورد علاقه تان یا نقطه‌ای آرام و بی‌سر و صدا تجسم کنید و پاسخ‌های آرام‌بخشی را در بدن خود برانگیزید.3- تنفس آرامنوع دیگری از روش های آرام‌سازی بر تنفس آرام و عمیق، متمرکز است. این روش را در طول روز تمرین کنید، به گونه‌ای که هر گاه احساس استرس یا فشار عصبی کردید، بتوانید از آن استفاده کنید.ابتدا روی یک تخت یا کاناپه دراز بکشید یا روی صندلی بنشینید و پاهای خود را کمی با فاصله از هم قرار دهید و دست‌ها را روی شکم خود بگذارید. سپس به آرامی هوا را وارد ریه‌ها کرده و تا چهار بشمارید و اجازه دهید شکم‌تان در حدود 5/2 سانتی‌متر بالا بیاید. باید حرکت شکم را با دستان خود احساس کنید. شانه‌ها را بالا نبرید و قفسه سینه را هم حرکت ندهید. همین‌طور که نفس می‌کشید، تصور کنید که هوای گرمی به تمام قسمت‌های بدن شما جاری می‌شود. پس از عمل دم یک ثانیه مکث کنید. اکنون به آرامی هوا را از ریه‌ها خارج کنید و هم‌زمان تا چهار بشمارید. هنگامی که این کار را می‌کنید، شکم شما هم آرام پایین می‌رود. همین‌طور که هوا از ریه‌ها بیرون می‌آید، تصور کنید تنش‌های عصبی شما هم همراه آن بیرون ریخته می‌شوند. پس از عمل بازدم یک ثانیه مکث کنید. این تمرین را پنج تا ده بار تکرار کنید. اگر منظم ساختن تنفس برایتان مشکل است، نفس‌هایتان را کمی عمیق‌تر کرده و یک تا دو ثانیه نگه دارید. بعد به آرامی در حالی که لب‌های خود را جمع کرده‌اید، طی 10 ثانیه آن را از ریه‌ها خارج کنید. این تمرین را یک یا دو بار تکرار کنید.مجتبی جوان بختی
سندرم دنیای خبیث؛ طاعون قرن 21
تماشای فیلم‌ های خشن و علاقه به بازی‌ های رایانه ‌ای خشونت ‌آمیز همراه با صحنه ‌های تیر اندازی و کشتار از نشانه‌ های " سندرم دنیای خبیث " است. افراد مبتلا به این ناهنجاری در مقابل دیدن خون یا خو‌ن‌ ر‌یزی، بی‌ تفاوت هستند و حتی بعضی‌ ها از مشاهده چنین صحنه‌ هایی لذت می ‌برند. برخی روان ‌شناسان هشدار می‌ دهند که این طاعون قرن 21 به بی ‌تفاوتی انسان‌ها نسبت به یکدیگر منجر خواهد شد. گفتگوی هفته نامه سلامت با دکتر افتخار حمیدی، روان‌شناس، درباره همین موضوع است.سندرم دنیای خبیث که این روزها زیاد از آن حرف می ‌زنند، چه ویژگی ‌هایی دارد؟علاقه به فیلم ‌های خشن تلویزیونی، بازی‌ های اینترنتی خشونت‌ آمیز و موسیقی ‌های خاص و خشن از نشانه‌ های " سندرم دنیای خبیث " است. از دیگر علایم آن می ‌توان به این موارد اشاره کرد: بروز تغییرات رفتاری در فرد، گوشه‌ گیری، بزهکاری، خشونت، پرخاشگری، تنش‌ های خانوادگی، بی ‌احترامی به قوانین اجتماعی، بی‌ احترامی به حقوق دیگران و به ویژه زنان، عقب ماندن از تحصیل و پایین آمدن سطح نمرات درسی، پوچ ‌گرایی، از دست دادن تمرکز حواس و کاهش شعور اجتماعی و تمایل نداشتن به شرکت در هر گونه فعالیت مفید اجتماعی، علمی، هنری، ورزشی و حتی پرهیز از هر گونه دیدار و معاشرت با دوستان و افراد خانواده و... .این افراد در مقابل هر گونه پند و‌اندرز، مقاومت می‌ کنند و با هم‌ ذات ‌پنداری خود در وقایع خشن، احساس لذت می‌ کنند.  آیا این سندرم از مقتضیات دنیای ماشینی است یا در دوران باستان هم نشانه ‌هایی از آن وجود داشته است؟شواهد تاریخی نشان می ‌دهد که در روم قدیم یکی از تفریح ‌های عمومی مردم مشاهده رزم گلادیوتورها با هم یا با حیوانات درنده بوده است. پس این مساله صرفا یک بحث جدید نیست.اما امروزه گسترش سرگرمی‌ های خشن به شیوه‌ مدرن از طریق سینما، تلویزیون و بازی‌ های ویدیویی که به خانه ‌های مردم راه پیدا کرده،‌ باعث رشد این مساله شده است.معمولا مبتلایان به این سندرم از چه راه‌ هایی دچار آن می ‌شوند؟ یکی از شایع‌ ترین راه‌ های ابتلا به آن، تقلید است؛ مثال معروف‌‌ اش به آتش کشیده شدن خانه متحرکی در سال 1993 میلادی توسط پسر بچه 5 ساله ‌ای است که به طور مکرر فیلم‌ های خشونت ‌بار تماشا می‌ کرده است. بحث دیگر، بحث حساسیت ‌زدایی است؛ به طوری که تماشای مکرر صحنه ‌های خشونت ‌بار، ما را از زندگی واقعی دور می‌‌ کند و به این صحنه‌ ها عادت می کنیم. اینجا است که می گوییم فرد قسی‌القلب شده است. یعنی تماشای فیلم ‌های خشن و نشستن پای بازی‌ های رایانه ‌ای خشن، آثار فیزیولوژیک خاصی دارد؟بله؛ باعث کاهش فعالیت‌ های مغزی و آسیب‌ های جدی و گاهی برگشت ‌ناپذیر در قسمت پیشین مغز می‌ شود؛ بخشی که مربوط به احساسات و خلاقیت ما است. پرخاشگری باعث تحریک فرد شده و به دستگاه ایمنی آسیب می ‌رساند و در نتیجه شخص دچار بیماری ‌های مختلف می ‌شود. موسیقی‌ های خاص هم ممکن است منجر به بروز نشانه‌ های این سندرم بشود؟افلاطون می ‌گفت: " نغمه و وزن موسیقی تاثیر فوق ‌العاده‌ای در روح انسان دارد. " اما متاسفانه تاثیر برخی موزیک‌ های خشن امروزی کاملا برعکس است و می ‌تواند نشانه ‌های این مشکل را ایجاد و گاهی تشدید کند.در کشور خودمان نیز گاهی اوقات با جوانانی روبرو می ‌شویم که چنین موزیک‌ هایی گوش می ‌دهند. برای این افراد چه اتفاقاتی می‌ افتد؟کلا موسیقی ‌ها و ترانه‌ هایی که به گونه‌ ای خشونت، جنایت، رفتار ضداجتماعی و فساد اخلاقی را تبلیغ می ‌کنند، خطرنا‌ک‌ هستند؛ مخصوصا اگر کلام‌ آن ها برای فرد قابل فهم باشد. بالاخره ترانه‌ های خارجی را بسیاری از افراد متوجه نمی‌ شوند و فقط از حرکات و حالات خواننده تقلید می‌ کنند ولی شما خودتان حساب کنید اگر این افراد معنی اشعار را بفهمند آن‌ وقت چه فاجعه‌ ای به ‌بار می‌ آید. چه کسانی فیلم ‌ها و بازی‌ های خشن را بیشتر دوست دارند؟افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین‌ هستند؛ افرادی که خواهان همانند‌ سازی با شخصیت‌ های فیلم‌ هستند؛ افرادی که به قدرت بدنی توجه ویژه‌ ای دارند؛ افرادی که دچار حساسیت ‌زدایی نسبت به صحنه‌ های خشونت ‌بار شده ‌اند؛ افرادی که مایل به مقایسه‌ دایمی خود با این و آن هستند و افرادی که همیشه اضطراب دارند. و اما درمان؟درمان اختلالات روحی روانی این افراد‌ هیچ تفاوتی با درمان ترک اعتیاد یا الکل ندارد. گاهی میزان مقاومت این افراد بیشتر از مقاومت معتادان به مواد مخدر و الکل است. برای درمان باید: * زمانی که احساس خشم می‌ کنید دوش بگیرید.* در محیط زندگی از تصاویری که زیبایی طبیعت را جلوه‌ گر می‌ کند استفاده کنید.* از ریلکسیشن کمک بگیرید.* تصمیم به انجام کارهای معوقه بگیرید تا احساس آرامش بیشتری را حس کنید.* معاشرت ‌های خانوادگی را بیشتر کنید.* از فیلم ‌ها و موزیک‌ هایی که مثبت بودن را القا می ‌کنند، استفاده کنید.* در مورد این که فیلم‌ ها و بازی‌ های رایانه‌ ای خشن دور از حقیقت بوده شناخت کسب کنید؛ توجه داشته باشید این ‌گونه فیلم‌ ها و موزیک ‌ها اثر منفی بر مغز دارند.* روش کنترل خشم را بیاموزید.* با روان‌ شناس یا روان ‌پزشک مشاوره کنید.* با افرادی که همدلی را ترویج می ‌نمایند ارتباط بیشتری داشته باشید.* رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.* اگر از طرف دیگران طرد شده اید اصلاح رفتاری انجام دهید.* فرصت تخلیه ‌هیجانات را فراهم کنید.* بیشتر ورزش کنید و پیاده‌ روی در محیط مطلوب را فراموش نکنید.* مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار ‌گیرید.* با همکاری و کمک به دیگران احساس مفید بودن را به وجود آورید.* الگوی مناسب رفتاری برای خود بیابید.* سرگرمی مناسبی بیابید.* صبر و متانت پیشه کنید و در موقع خشم از صحنه دور شوید تا تغییر خلق در شما ایجاد شود و بتوانید خشم خودتان را مدیریت کنید.مصاحبه کننده: دکتر علی برهانی اگر می خواهید با پزشک سایت مشورت کنید، اینجا کلیک کنید.برای شرکت در بحث های انجمن سایت مرتبط با بهداشت و سلامت، اینجا کلیک کنید.  
راه کارهایی جهت ترویج مصرف ماهی و آبزیان در جامعه
باورهای غلط یکی از عوامل مهم خود داری برخی اشخاص از مصرف ماهی است. عوامل دیگری که در این مورد مؤثر است، تحمل نکردن بوی ماهی است. بعضی از افراد بوی ماهی را دوست ندارند و از استشمام آن دچار ناراحتی می شوند. برای چاره ی این امر می توان قبل از طبخ، آن را به خوبی شست و شو داد و تمیز کرد و به  هنگام طیخ از مواد معطری مانند پودر آویشن و  یا سبزیجات معطر دیگری مانند مرزه ، ترخون، ریحان، نعناع و امثال آن استفاده کرد. لازم به ذکر است که ماهی تازه و سالم بوی نامطبوع ندارد و چنانچه ماهی، مانده و فاسد شود از آن بوی نامطلوب استشمام می شود. بنابراین باید به سلامت و  تازه بودن ماهی اطمینان داشته باشیم تا بتوانیم از خواص تغذیه ای این ماده ی غذایی مفید نهایت استفاده را ببریم.  به طور کلی مسئله ی عادت در شکل گیری الگوی غذایی انسان نقش بسیار مهمی برعهده دارد. در بعضی از خانواده ها عادت به مصرف ماهی وجود ندارد، یعنی در برنامه ی غذایی هفتگی آنان ماهی به طور مکرر طبخ نمی شود و در نتیجه اعضای خانواده به مصرف این ماده ی غذایی مفید عادت نمی کنند و این امر عامل دیگری برای مصرف نکردن یا کمبود مصرف ماهی است. در هر حال چنانچه علل ممانعت کننده ی مصرف ماهی را جست و جو کنیم و سعی در رفع این علل بر آییم و نیز خود و خانواده مان را به مصرف این ماده ی غذایی مفید عادت بدهیم، گامی بسیار مؤثر در حفظ سلامت خود، خانواده و جامعه مان برداشته ایم. از آنجایی که مصرف ماهی و آبزیان تأثیر مهمی در حفظ سلامت جامعه و  پیشگیری از بیماری ها و در نهایت ارتقای سلامت افراد اجتماع به عهده دارد، لذا لازم است اقدامات مؤثری جهت تشویق مردم به مصرف ماهی  انجام گیرد. در این جا راه کارهایی جهت ترویج مصرف ماهی و محصولات دریایی درجامعه و تشویق مردم برای مصرف این مواد غذایی مفید پیشنهاد می شود. 1- آگاه کردن جامعه نسیت به خواص تغذیه ای محصولات دریایی آگاه کردن جامعه نسیت به خواص تغذیه ای محصولات دریایی و تأثیری که درسلامت انسان و پیشگیری از انواع بیماری ها دارند، یکی ازمهمترین و مؤثرترین اقدامات جهت ترویج مصرف این دسته از مواد غذایی است که این امر با آموزش صحیح، پی گیر و همه جانبه امکان پذیر است.  دراین جا نقش رسانه های گروهی هر چه بیش تر شفاف می شود. رسانه های گروهی می توانند با تبلیغات صحیح، جالب و جذاب مردم را به مصرف هرچه بیشتر محصولات دریایی تشویق کنند. گاه دیده شده که رسانه های گروهی، سهواً و بدون ارزش تغذیه ای تبلیغات وسیعی روی بعضی از مواد غذایی انجام می دهند و با استفاده از جالب ترین و جذاب ترین تصاویر، انیمیشن ها و نمایش های عروسکی، مصرف این مواد را رواج می دهند، درحالی که چنانچه حتی قسمتی از این همه تلاش صرف تبلیغات صحیح و مناسب برای مواد غذایی با ارزش تغذیه ای بالا از قبیل ماهی و آبزیان بشود، و اگر این آموزش، مداوم و پی گیر باشد، نتایج بسیار ثمر بخشی در برخواهد داشت که بهره ی آن نصیب جامعه خواهد شد. 2- نقش والدین در تشویق کودکانشان به مصرف محصولات به طور کلی برقراری هر نوع عادت غذایی در انسان، از کودکی، به وسیله ی خانواده و در خانواده ریشه می گیرد. توجه داشته باشیم که والدین الگوهای بسیار مهمی برای کودکان هستند. چنان چه مادر و پدر، ماهی و محصولات دریایی را به عنوان مواد غذایی اصلی و اساسی در برنامه های هفتگی خانواده بگنجانند و خودشان با میل و رغبت غذاهای خوشمزه ای از این دسته از مواد غذایی را تهیه و مصرف کنند،  کودکان نیز به مصرف این مواد مفید تشویق شده و این عادت را در تمام عمر به همراه خواهند داشت. 3- دسترسی نداشتن به محصولات دریاییدربررسی علل مصرف نکردن ماهی گفته شد که یکی از دلایل، به عقیده ی بعضی از افراد، دسترسی نداشتن به محصولات دریایی در بعضی از فصول سال است. امروزه خوشبختانه در اکثر نقاط کشورمان انواع ماهی و محصولات دریایی پرورش داده می شود، بنابراین در همه  فصول و در بسیاری از مناطق کشور دسترسی به ماهی و سایر محصولات دریایی امکان پذیر و آسان است. 4- طعم و بوی ماهیبرخی افراد به طور کلی طعم و بوی ماهی را دوست ندارند.درمورد رفع بوی ماهی پیشتر اشاره کردیم که با افزودن سبزیجات معطر می توان بوی آن را مطابق با سلیقه ی خود تغییر داد، اما برای کسانی که طعم ماهی را دوست ندارند، دو راه وجود دارد که به وسیله ی آنها می توانند خود را به مصرف این ماده ی غذایی مفید عادت دهند. الف- ماهی و سایر محصولات دریایی را در ابتدا به مقدار خیلی کم وارد برنامه ی غذایی خود کنند، مسلماً مصرف یک ماده ی غذایی به مقدار خیلی کم ولو اینکه انسان آن را دوست نداشته باشد، برای هیچ کس غیرقابل تحمل نیست. وقتی این قبیل افراد به مصرف مقدار کم محصولات دریایی عادت کردند، به تدریج می توانند، مقدار آن را افزایش دهند و به این ترتیب ذائقه ی خود را به مصرف این محصولات غذایی بسیارمفید و مؤثر در سلامت انسان، عادت دهند. ب- افرادی که طعم ماهی را دوست ندارند، می توانند با مخلوط کردن ماهی و سایر آبزیان با سایر مواد غذایی به تدریج خود را به مصرف آن عادت دهند، به خصوص چنانچه محصولات دریایی را با موادی که دوست دارند و مورد علاقه ی آنها ست به صورت مخلوط طبخ کنند، می توانند به این طریق با تغییر طعم ماهی، آن را برای ذائقه خود دلچسب سازند. با آموختن روش های مختلف طبخ ماهی و آبزیان، می توان انواع غذاهای بسیار خوشمزه و متنوع را از آنها تهیه کرد و علاوه براستفاده از خواص تغذیه ای آنها، تنوع زیادی نیز در برنامه ی غذایی خود ایجاد کرد. مصرف حدود 400-200 گرم ماهی، دو  تا سه بار در هفته برای تمام افراد در هر سن و شرایطی توصیه می شود. توجه داشته باشیم که مصرف مکرر ماهی و محصولات دریایی در برنامه ریزی غذایی هفتگی، می تواند درحفظ سلامت ما بسیار مؤثر باشد و ما را از گزند بیماری های مهلک و آزار دهنده درامان نگه دارد و همچنین موجب سلامت، شادابی و طول عمر، عمری سالم و پربار، شود.                                                                                                                         برلیانت بزرگمهر محقق و کارشناس                                                                                                                                 ارشد تغذیه و رژیم درمانی
رابطه افسردگی و میل جنسی
بیماری افسردگی یکی از مشکلات مربوط به خلق و خوی است که دو مشخصه ی اصلی دارد:  یکی کاهش علاقه و لذت بردن از شرایط و موقعیت‌‌های مختلف زندگی، و دوم احساس غمگینی مفرط که معمولا علامت‌های همراه نیز دارد و حداقل دو هفته طول می‌کشد.  در این مواقع، بهتر است بیماران هر چه سریع‌تر برای رفع علامت‌های آن، تحت درمان قرار بگیرند.ماهیت خود بیماری افسردگی سبب کاهش میل جنسی در افراد می‌شود، بنابراین تجویز و مصرف مرتب داروهای ضدافسردگی می‌تواند با بهبود روان و کنترل بیماری، شرایط فرد را بهبود بخشد.  نکته‌ای که اغلب بیماران در مورد آن دچار تردید هستند، تاثیر داروهای ضدافسردگی در قدرت و فعالیت جنسی آنهاست که باید بگویم فقط در برخی مواقع ممکن است عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی، اختلال در عملکرد جنسی باشد و این حالت بیشتر در هنگام مصرف دارویی از خانواده داروهای مهارکننده سروتونین دیده می‌شود. در کشور ما با توجه به فرهنگ غالب مردم و عدم اظهار مشکلات جنسی به دلیل حجب و حیا، بهتر است درمانگران، تمام بیمارانی را که به علت افسردگی یا سایر اختلالات روان‌پزشکی تحت درمان هستند، شخصا بررسی کنند و پرسش‌هایی در این زمینه داشته باشند تا در صورت لزوم، برای رفع مشکل جنسی اقدام شود. در اکثر مواقع اساس درمان، اطمینان دادن به بیمار از این بابت است که مشکل ایجاد شده برگشت‌پذیر خواهد بود و نباید تصور کند، فعالیت جنسی‌اش برای همیشه دچار اختلال شده است.دکتر غلامحسین قائدی - روان‌پزشک عضو هیات علمی دانشگاه شاهد
درمان بی اختیاری ادراری
این صفحه شامل مطالبی چون
بی اختیاری ادرار چیست؟ ،
مثانه چگونه کار می کند؟ ،
نقش ماهیچه ها در ادرار کردن چیست؟ ،
چه عواملی باعث می شوند که کنترل مثانه به مشکل بر بخورد؟ ،
انواع بی اختیاری ادرار ،
چه آزمایشهای برای تشخیص بی اختیاری ادرار استفاده می شود؟ ،
درمان بی اختیاری ادراری،
بیوفیدبک چیست؟،
آیا بیوفیدبک برای هر فردی مناسب است؟ ،
ساختار جلسات بیوفیدبک ،
اهداف درمانی
اهداف طولانی مدت ،
اهداف کوتاه مدت ،
تعداد جلسات
بیوفیدبک به شما آموزش می دهد تا
می باشد.

بی اختیاری ادرار چیست؟
برخی از مردم اطلاع ندارند که برای بی اختیاری ادرار روشهای مناسبی موجود است.بسیاری از مردم برای بحث کردن در مورد آن بی میل هستند،حتی اگر آن در زندگی شان تاثیر چشمگیری گذاشته باشد.بی اختیاری ادرار می تواند بر توانایی فرد در محیط کار اثر بگذارد.این مشکل می تواند فعالیتهای روزانه و بهنجار مردم را مختل کند و مانع از انجام فعالیتهایی شود که آنها از انجامش لذت می برند.
آیا شما می دانید که:
• نیمی از افراد مبتلا، با یک متخصص مشورت نمی کنند.
• ورزشکاران زن در همه سنین در حین فعالیتهای ورزشی شدید و سخت گاهی اوقات دچار نشت ادرار می شوند .
• زنانی که یائسه شده اند اغلب مشکلات مربوط به کنترل مثانه را گزارش می کنند.
• اغلب زنان وقتی که حامله هستند یا بعد از اینکه زایمان می کنند دچار نشت و خروج ادرار می شوند.
• بسیاری از زنان وقتی که ورزش می کنند،می خندند،سرفه می کنند یا عطسه می زنند دچار نشت ادرار می شوند .
در حدود نیمی از زنان بزرگسال می گویند که حداقل یکبار یا بیشتر نشت ادرار داشته اند.بسیاری از زنان می گویند که این مشکل را هر روز داشته اند.خروج ادرار شایعترین مشکل زنان مسن است.اما این بدین معنا نیست که بخش طبیعی از دوران سالمندی است.شما می توانید آنرا درمان کنید و کنترل مثانه تان را دوباره در دست بگیرید.


مثانه چگونه کار می کند؟
برخی از مردم اطلاع ندارند که برای بی اختیاری ادرار روشهای مناسبی موجود است.بسیاری از مردم برای بحث کردن در مورد آن بی میل هستند،حتی اگر آن در زندگی شان تاثیر چشمگیری گذاشته باشد.بی اختیاری ادرار می تواند بر توانایی فرد در محیط کار اثر بگذارد.این مشکل می تواند فعالیتهای روزانه و بهنجار مردم را مختل کند و مانع از انجام فعالیتهایی شود که آنها از انجامش لذت می برندوقتی که شما می خورید یا می نوشید،بدنتان مایعات را جذب می کند.کلیه،مواد زاید را از مایعات فیلتر می کند و در نتیجه این عمل ادرار تولید می گردد.ادرار از طریق دو لوله که حالب نام دارند از کلیه ها وارد مثانه می شوند.مثانه ادرار را ذخیره می کند.برای پر شدن، مثانه خود را منبسط و برای دفع، خود را منقبض می کند.وقتی که مثانه تان پر است،مغزتان پیام دریافت می کند،سپس مغز پیامی به مثانه می فرستد که می تواند در حال حاضر عمل دفع را انجام دهد.در این زمان ماهیچه های اسفنکتر آرام هستند و ماهیچه های مثانه منقبض می گردند و به شما اجازه می دهند که ادرار کنید.پیشابراه ادرار را ازمثانه به بیرون هدایت می کند.



نقش ماهیچه ها در ادرار کردن چیست؟
مثانه شما شبیه یک بالن است ، وقتی ادرار را در خود ذخیره می کند منبسط می شود و وقتی که ادرار می کنید منقبض می گردد.در مردان و زنان از پایین مثانه، لوله ای به نام پیشابراه ادرار را به سمت بیرون بدن هدایت می کند.ماهیچه دترسور در پشت مثانه آرام و بدون حرکت است ،زمانی که مثانه شما از ادرار پر می شود و وقتی که ادرار می کنید منقبض می گردد.ماهیچه های کف لگن از مثانه محافظت می کنند و پیشابراه را بسته نگه می دارند.ماهیچه های حلقه مانند که اسفنکتر نامیده می شوند، پیشابراه را بسته نگه می دارند تا اینکه ادرار از مثانه قبل از اینکه شما آماده باشید خارج نشود.در فردی که مبتلا به بی اختیاری ادرار است ماهیچه دترسور بیش فعال است و ماهیچه کف لگن ضعیف می باشد و همین امر باعث نشت تصادفی ادرار از مثانه می شود.چندین سیستم در بدن باید با همدیگر کار کنند تا مثانه را کنترل کنند:• ماهیچه های کف لگن که مثانه را در جای خود نگه می دارند.• ماهیچه های اسفنکتر که پیشابراه را بسته نگه می دارند.• ماهیچه های مثانه آرام هستند ، وقتی که مثانه از ادرار پر می شود و وقتی که زمان ادرار کردن فرا می رسد منقبض می شوند.• زمانی که مثانه پر شده است ، اعصاب پیامهایی را از مثانه به مغز می برند.• وقتی که زمان ادرار فرا رسیده است ،اعصاب پیامهایی را از مغز به مثانه می آورند.• هورمونها کمک می کنند تا سطح داخلی مثانه و پیشابراه سالم بماند.مشکلات کنترل مثانه وقتی شروع می شوند که یکی از مولفه های فوق به درستی کار نکند.

.


چه عواملی باعث می شوند که کنترل مثانه به مشکل بر بخورد؟
 ماهیچه های ضعیف: اکثر مشکلات کنترل مثانه در نتیجه ضعف ماهیچه های لگنی است.این ماهیچه ها ممکن است در طی حاملگی یا زایمان ضعیف شوند.ماهیچه های ضعیف باعث می شوند که مثانه از جایگاهش در لگن پایین بیاید و باعث گشاد شدن پیشابراه و در نتیجه باز شدن آن و خروج ادرار می شود.
ضایعه عصبی: اعصاب آسیب دیده ممکن است در زمانی نادرست سیگنالهایی را به مثانه بفرستند و بدون اطلاع قبلی باعث اسپاسم مثانه شوند و در نتیجه باعث خروج ادرار گردند.گاهی اوقات اعصاب آسیب دیده هیچ سیگنالی را به مغز نمی فرستند و مغز نمی تواند بگوید که چه وقت مثانه پر است. اعصاب می توانند در نتیجه بیماری ها یا تروما صدمه ببینند.
بیماری ها و شرایطی که می توانند به اعصاب صدمه بزنند عبارتند از:
• دیابت
• پارکینسون
• سکته
• مولتیپل اسکلروز (ام اس)
تروماهایی که می توانند به اعصاب صدمه بزنند:
• جراحی کمر یا لگن
• دیسک کمر
علتهای بی اختیاری ادرار موقتی
• عفونت مجاری ادرار
• عفونت واژینال یا برانگیختگی آن
• یبوست
• چاقی
• سیگار کشیدن
• عوارض جانبی برخی داروها ( آلرژی،فشارخون،افسردگی،درد)
علتهای بی اختیاری ادرار دائمی
• ضعف ماهیچه های لگن بخاطر حاملگی و زایمان
• ضعف ماهیچه های اسفتکتر پیشابراه
• ضعف ماهیچه هایی که مثانه را در جای خود نگه داشته اند
• ضعیف شدن مثانه
• ماهیچه بیش فعال مثانه
• سالمندی
• مشکلات حرکتی
• مشکلات نورولوژیکی ( سکته،آسیب نخاعی،مولتیپل اسکلروز )
• سطوح کلسیم بالا در خون
• افتادگی رحم
• دیابت
• نابهنجاری های ساختاری در پیشابراه
• انسداد پیشابراه (بخاطر بزرگ شدن پروستات در مردان)
• عدم تعادل هورمونی
داروها،الکل،کافئین: خروج ادرار می تواند وقتی اتفاق بیفتد که داروها بر روی ماهیچه یا عصب اثر می گذارند.در واقع یکی از عوارض جانبی برخی داروها می تواند باعث این اتفاق شود.اگر دارویی استفاده می کنید که بتوانید بخوابید یا آرام باشید ممکن است اعصاب مثانه را سست کند و زمانی که مثانه پر است اعصاب را از فرستادن پیام به مغز بازدارد و باعث پر و لبریز شدن مثانه گردد.نوشیدن الکل نیز می تواند باعث شود که اعصاب دچار اشکال شوند.قرص های دیورتیک مایعات را از نواحی مختلف بدن جمع آوری می کنند و آنها را به مثانه می فرستند،پر شدن سریع مثانه باعث می شود که آن بصورت ناگهانی خالی شود.این اتفاق دقیقاً در اثر نوشیدن کافئین (قهوه و چای) نیز رخ می دهد.
عفونت:عفونت مجاری ادرار می تواند اعصاب مثانه را تحریک کند و باعث شود مثانه بدون آگاهی قبلی منقبض گردد.این نوع بی اختیاری با درمان عفونت از بین می رود.
وزن زیاد:وزن زیاد می تواند به مثانه فشار بیاوردودر بی اختیاری ادرار فشاری موثر است.


انواع بی اختیاری ادرار
 بی اختیاری ادرار موقتی: همانطوری که از اسمش پیداست بی اختیاری ادرار موقتی و زودگذر است و ادامه نمی یابد.ممکن شما دچار بیماری (عفونت مجاری ادرار) بوده اید که باعث ادرار ناگهانی شده و شما نتوانسته اید آنرا کنترل کنید.یا ممکن شما دارویی استفاده کرده باشید که یکی از عوارض جانبی آن افزایش ادرار باشد.به محض اینکه این مسائل شناسایی و حل شوند،بی اختیاری فرد هم درمان خواهد شد.
 بی اختیاری فشاری:اگر شما در هنگام ورزش کردن،خندیدن،سرفه کردن و عطسه زدن دچار نشت ادرار می شوید،شما به بی اختیاری ادرار فشاری مبتلا هستید.بخاطر داشته باشید که فشارهای روحی روانی باعث بوجود آمدن آن نمی شوند.منظور از فشار نیرویی است که به مثانه وارد می شود.وقتی که ماهیچه های لگن و اسفنکتر قوی هستند آنها می توانند فشار اضافی ناشی از ورزش کردن،خندیدن،سرفه کردن،عطسه زدن را اداره کنند.اما وقتی که این ماهیچه ضعیف هستند،فشار ناگهانی می تواند باعث خروج و نشت ادرار مثانه گردد.معمولاً بی اختیاری در این مواقع اتفاق می افتد:
• بالا رفتن از پله ها
• قدم زدن
• تکیه کردن به یک طرف
• برداشتن اشیاء سنگین
• بلند شدن از صندلی یا بیرون آمدن از رختخواب
• در حال آمیزش (رابطه جنسی)
• ورزش کردن
• سرفه کردن،عطسه کردن،خندیدن
 بی اختیاری فوری:اگر شما بعد از نیاز ناگهانی و قدرتمندی برای ادرار کردن دچار نشت و خروج ادرار شدید،دچار بی اختیاری ادرار فوری هستید.این مشکل در کنترل مثانه ممکن است در نتیجه آسیب عصب ناشی از دیابت،سکته،عفونت یا شرایط پزشکی دیگر باشد. اگر شما بیش از 8 بار در روز ادرار می کنید دچار مثانه بیش فعال هستید.رفتن دوبار یا بیشتر به توالت در شب از علائم دیگر مثانه بیش فعال است.با مثانه بیش فعال ممکن شما نیاز فوری و ناگهانی برای دفع ادرار داشته باشید.
 بی اختیاری مختلط:این نوع بی اختیاری آمیزه ای از بی اختیاری فوری و فشاری است.شما ممکن در یک زمان دچار نشت ادرار در اثر سرفه کردن،عطسه زدن،خندیدن شوید و درزمانی دیگر ممکن با نیاز ناگهانی و غیر قابل کنترل برای ادرار کردن مواجه شوید که باعث نشت ادرار در شما گردد.
 بی اختیاری کارکردی:برخی از افراد به سختی و زحمت خود را به توالت می رسانند.اگر شما دچار نشت ادرار می شوید بخاطر اینکه نمی توانید راه بروید یا مشکلات حرکتی دیگر دارید به بی اختیاری ادرار کارکردی مبتلا هستید.
 بی اختیاری ادرار لبریزی: این احساس که مثانه شما هیچ وقت بصورت کامل خالی نیست، بلند شدن از خواب در شب برای رفتن به توالت، صرف کردن زمان زیادی در توالت در حالی که مقدار کمی ادرار کرده اید و این احساس که شما نیاز دارید ادرار کنید ولی نمی توانید.


چه آزمایشهای برای تشخیص بی اختیاری ادرار استفاده می شود؟
در ملاقات با پزشک،تاریخچه پزشکی و عادتهای دفع ادرار مورد بررسی قرار می گیرد.بررسی ناحیه مقعد و واژن نیز یکی از مواردی است که بصورت کامل انجام می شود.بررسی واژینال می تواند باعث آشکارسازی نابهنجاری هایی از قبیل افتادگی پیشابراه،نابهنجاری های ساختاری در پیشابراه،سیستول و افتادگی مثانه شود. معاینه مقعد نیز برای بررسی و ارزیابی کشیدگی و تونوس اسفنکتر و باقیمانده احتمالی مدفوع مفید است.
یک سری آزمایش و تست های تشخیصی نیز از فرد بعمل می آید.آزمایش ها شامل نمونه هایی از خون و ادرار است.تست های تشخیصی نیز عبارتند از:
• سیستوسکوپیک
• اورودینامیک
• آزمایش فشار(Stress)
• Post-void residual (PVR)
• التراسوند(Ultrasound)
 سیستوسکوپ:دراین روش یک لوله کوچک با دوربین بسیار کوچکی بر روی سر آن قرار دارد وارد مثانه می شود.پزشک می تواند از طریق آن هر گونه نابهنجاری در مثانه و مجاری ادرار را شناسایی کند.
 اورودینامیک: در این روش یک لوله کوچک وارد مثانه می شود و عملکرد اسفنکترهای پیشابراه و مثانه مورد بررسی قرار می گیرد.
 آزمایش فشار: در این آزمایش پس از وارد آوردن فشار به فرد بررسی می شود که آیا فرد دچار نشت ادرار شده است یا خیر.
 آزمایش Post-void residual (PVR): در این روش از طریق لوله کوچکی که وارد مثانه شده است بعد از ادرار کردن باقیمانده ادرار در آن اندازه گیری می شود.
 التراسوند(Ultrasound): از طریق امواج صوتی کلیه،پیشابراه،مثانه و حالب دیده می شوند


درمان بی اختیاری ادراری
درمانهای موجود برای بی اختیاری ادرار عبارتند از:
*تکنیکهای رفتاری (بیوفیدبک،بازتوانی ماهیچه لگن،بازآموزی مثانه،برنامه ریزی کاهش وزن وتغییر در رژیم غذایی)
*آموزش واژینال * تحریک الکتریکی * داروها *پساری *کاتتریزاسیون * ایمپلنت
*تحریک عصب *جراحی
تکنیکهای رفتاری: درمانهای رفتاری شامل بازتوانی ماهیچه لگن،بازآموزی مثانه،برنامه ریزی کاهش وزن وتغییر در رژیم غذایی می باشند.
بازتوانی ماهیچه لگن،شامل ورزشهای ماهیچه لگن،بیوفیدبک،آموزش واژینال و تحریک الکتریکی کف لگن می باشد.بسیاری از زنان ترجیح می دهند که برای اولین بار ساده ترین راه را انتخاب کنند.ورزش های کگل برای تقویت کردن ماهیچه های لگن استفاده می شود و نیاز به هیچ گونه تجهیزات خاصی ندارند.یکبار که شما یاد بگیرید چگونه این ورزشها را انجام بدهید شما می توانید آنرا در هر جایی که بخواهید انجام دهید.اساس کار در این ورزشها، آموزش روش صحیح انقباض ماهیچه هاست.دکتر و یا پرستار به شما آموزش می دهد تا بتوانید بدرستی و با اطمینان خاطر ماهیچه هایتان را منقبض کنید.ممکن درمانگرتان شما را به یک فیزیوتراپیست ارجاع دهد تا تقویت ماهیچه های اسفتکتر را بخوبی آموزش ببینید.این تکنیک ها برای استحکام و نیرو بخشی ماهیچه های اطراف واژن و پیشابراه استفاده می شود.ورزش ماهیچه های لگن شامل منقبض کردن ماهیچه پیشابراه،واژن و رکتوم در طی یک دوره زمانی و سپس آرام کردن آنها می باشد.برای زنانی که به زحمت می توانند ورزشهای کگل را انجام دهند،بیوفیدبک می تواند به آنها کمک کند.در این روش چند سنسور را بر روی شکم و یک سنسور دیگر را در درون واژن قرار می دهند واز طریق یک ابزار مانیتور کننده نیرو وارده برای انقباض ماهیچه ها نشان داده می شود بطوریکه به مراجع می توان گفت منقبض کردن ماهیچه بدرستی صورت گرفته است یا نه و چقدر نیرو و فشار برای انقباض باید وارد کند. آموزش انقباض این ماهیچه ها می تواند اسپاسم مثانه را متوقف کند و از بی اختیاری ادرار فوری جلوگیری کند.
آموزش واژینال: در این روش از مخروطهای واژینال استفاده می شود،مراجع دوبار در روز این مخروطها را در واژن خود به مدت 15 دقیقه قرار می دهد.مراجع باید مراقب باشد که مخروط از واژن بیرون نیاید و سعی کند در حین منقبض کردن ماهیچه های آنرا در درون نگه دارد.
تحریک الکتریکی: در تحریک الکتریکی کف لگن از یک سری الکترودها استفاده می شود که در واژن یا رکتوم قرار گرفته اند و از طریق آنها پالس های الکتریکی به این نواحی وارد می شود.این پالس ها باعث انقباض ماهیچه ها می شوند و به ماهیچه کف لگن قدرت و استحکام می بخشند.
ثبت زمان دفع
در دفع برنامه ریزی شده،شما جدولی را پر می کنید که از طریق آن اطلاعاتی در مورد دفع ادرار و نشت آن را ثبت می کنید.از الگویی که از طریق این جدول به آن می رسید،شما می توانید خالی کردن مثانه تان را قبل از اینکه نشت و خروج ادرار صورت بگیرد را برنامه ریزی کنید.با ردیابی و بررسی کردن زمان هایی که شما ادرار می کنید،ممکن متوجه زمان های خاصی در روز شوید که در آن ساعات احتمال بیشتری دارد که دچار بی اختیاری شوید.شما می توانید با استفاده کردن از این زمان ها ،پیش از به وقوع پیوستن آن در ساعات مورد نظر اقدام به رفتن به توالت نمایید.وقتی که شما الگوی مناسبی را برای دفع برنامه ریزی کردید می توانید با فاصله انداختن در زمانهای مورد نظر بین توالت رفتن سعی کنید با فشار آوردن بر ماهیچه های لگن ماهیچه هایتان را قوی تر سازید.
کاستن از وزن: وزن بسیار زیاد بدن می تواند باعث فشار فوق العاده ای بر روی مثانه تان گردد.با کاهش وزن قادر خواهید بود که مقداری از فشار را کم کنید و کنترل مثانه تان را در دست بگیرید.
تغییر رژیم غذایی
غذا ها ونوشیدنی های خاصی هستند که باعث تولید ادرار بیشتری خواهند شد.اجتناب از استفاده نوشیدنی های کافئین دار مثل قهوه و چای شما را در کنترل مثانه تان یاری خواهد کرد.از نوشیدن زیاد مایعات اجتناب کنید بخاطر اینکه باعث تولید مقادیر زیادی ادرار خواهد شد.اگر از ادرار کردن در شب ناراحت هستید، بیشتر در روز از نوشیدنی ها استفاده کنید و از مصرف آنها در بعد از شام اجتناب کنید.بخاطر داشته باشید که بخاطر ترس از بی اختیاری ادرار از نوشیدن مایعات اجتناب نکنید.برخی از غذاها نیز ممکن مثانه شما را تحریک کند و باعث تشدید بی اختیاری فوری شود.
هیچ گونه رژیم غذایی وجود ندارد که بتوان از طریق آن بی اختیاری را درمان کرد.اما برخی مسائل هستند که شما باید در مورد آنها آگاهی داشته باشید.بعضی از غذا و آشامیدنی ها بر روی مثانه تاثیر می گذارند. محرکهای رایج مثانه عبارتند از:
• قهوه یا چای
• گوجه فرنگی
• محصولات تولید شده از گوجه فرنگی
• شکر
• عسل
• شکلات
• شیر یا محصولات تولید شده از آن
• میوه ها و آب مرکبات
• داروها
هیچ دارویی برای درمان بی اختیاری ادرار فشاری تایید نشده است.علی رغم این موضوع برخی داروها برای درمان این مشکل تجویز می شوند که عبارتند از:افدرین،سودوافدرین،فنیل پروپرانولامین ،هیدروکلراید و امیپرامید.اگر مثانه بیش فعال دارید دکتر شما داروهایی را برای آرام کردن ماهیچه ها و اعصاب آن به شما خواهد داد.داروهایی که برای درمان آن استفاده می شوند می توانند باعث خشکی چشم،دهان و یبوست گردند.برخی از داروها انقباضات مثانه بیش فعال را کاهش می دهند.برخی ماهیچه ها را آرام می کنند و باعث می شوند که در طی ادرار مثانه بطور کامل خالی شود.برخی دیگر ماهیچه ها را در گردن مثانه و پیشابراه می بندد و از خروج ادرار جلوگیری می کنند و برخی دیگر،بخصوص هورمونهایی از قبیل استروژن باعث می شوند که ماهیچه ها در ادرار کردن به درستی کار کنند.بعضی از این داروها اگر طولانی مدت استفاده شوند عوارض جانبی خطرناکی خواهند داشت.داروهایی که برای درمان بی اختیاری فوری پیشنهاد می شوند عبارتند از:هیدوکلراید ایمی پرامین،سولفات هیوسیامین،پروپانتلین،اکسی بوتینین،هیدروکلراید دیسیکلومین،هیدرو کلراید فلاوکسات. تولترودین(دترول)،داروی جدیدی است که برای درمان این مشکل محبوب ترمی باشد.اگر بیمار یائسه است و بی اختیاری وی بخاطر نازک شدن یا خشک شدن دیواره های پیشابراه است.کرم استروژن واژینال می تواند کارساز باشد.
• پساری
پساری یک حلقه پلاستیکی است،شبیه به دیافراگم ضدبارداری است که در داخل واژن قرار می گیرد.پساری از دیواره های واژن محافظت می کند،مثانه را بالا می برد و باعث می شود که بی اختیاری فشاری کمتر رخ دهد.یک دکتر یا پرستار می تواند شما را به بهترین شکل و اندازه آن مجهز کند و به شما آموزش دهد که چگونه از آن استفاده کنید.اکثر زنان از پساری در هنگام ورزش استفاده می کنند و درحالی که برخی پساری را تمام روز استفاده می کنند تا نشت ادرار ناشی از فشار را کاهش دهند.اگر شما از پساری استفاده می کنید باید بصورت منظم برای چک کردن خراش های کوچک درون واژن که می تواند ناشی از استفاده این وسیله باشید دکتر تان را ببینید.
• کاتتریزاسیون
اگر مثانه بعلت صدمه نتواند خود را خالی کند،شما خود می توانید این کار را انجام دهید.این شرایط بی اختیاری ادرار لبریزی نامیده می شود.ممکن پزشک شما از یک کاتتر برای خالی کردن مثانه تان استفاده کند.کاتتر یک لوله بسیار نازک است که شما می توانید یاد بگیرید از طریق پیشابراه آنرا وارد مثانه کرده و ادرار را خالی کنید.ممکن شما از کاتتر یک بار در روز یا چندین بار استفاده کنید.اگر شما بصورت مداوم از آن استفاده می کنید،می توانیدآن را از مثانه تان به کیفی که به پایتان متصل است منتقل می کنید.اگر از این وسیله بصورت مداوم استفاده می کنید باید مراقب عفونت مجاری ادرار باشید.
• تحریک عصب
تحریک الکتریکی اعصابی که مثانه را کنترل می کنند می تواند علائم بی اختیاری ادرار فوری را بهبود ببخشد.همچنین تحریک الکتریکی در درمان افرادی که در خالی کردن مثانه دچار مشکل هستند می تواند موثر باشد.این درمان معمولاً به بیمارانی پیشنهاد می شود که نمی توانند درمانهای دارویی را را تحمل کنند یا این درمانها برای آنها موثر نبوده است.ابتدا دکتر شما از یک وسیله در خارج از بدنتان برای تحریک استفاده می کند، اگر در بهبودی علائم شما موثر بود می توان از این درمان بصورت دائمی استفاده کرد.در این صورت شما می توانید یک پیس میکر را بطور دائمی داشته باشید.از طریق یک عمل جراحی مختصر این پیس میکر را در کمر برای تحریک اعصاب شما قرار می دهند.
ایمپلنت:
ایمپلنت ها موادی هستند که به درون بافت پیشابراه تزریق می شوند. ایمپلنت فضاهای خالی در پیشابراه را می بندد و بی اختیاری فشاری را کاهش می دهد.ایمپلنت ها می توانند توسط یک پزشک در حدود نیم الی یک ساعت با بی حسی موضعی تزریق شوند.این درمان شامل وارد کردن ابزاری برای دیدن ناحیه پیشابراه است (سیستوسکوپ).سپس از طریق سیستوسکوپ یک سوزن وارد پیشابراه می شود که بوسیله آن مقادیری کلاژن وارد پیشابراه می شود.کلاژن باعث افزایش حجم بافت پیشابراه می شود و فاصله ای که از طریق آن نشت ادرار صورت می گرفت را می بندد.میزان موفقیت آن نسبی است.این تزریق ها باید بصورت مکرر صورت پذیرند،بخاطر اینکه بدن به آهستگی آنها را از بین می برد.قبیل از اینکه تزریق کلاژن را انجام دهید باید تست آلرژی را انجام دهید تا واکنش نامطلوبی به آن نداشته باشید.
جراحی
چنانچه سایر روشهای درمانی برای شما موثر نباشد،انتخاب نهایی عمل جراحی است.جراحی فقط به بی اختیاری ادرار فشاری کمک می کند و برای درمان بی اختیاری فوری مفید نمی باشد.در اکثر موارد عمل جراحی موفق خواهد بود.اکثر مشکلات بی اختیاری ادرار فشاری ناشی از افتادگی گردن مثانه به سمت واژن است. در عمل جراحی گردن مثانه یا پیشابراه را بالا می آورند و درجایگاه نرمال خود قرار می دهند و آنرا با یک تسمه روبان مانند به استخوان یا ماهیچه متصل می سازند.جراحی عمدتاً با اهداف زیر صورت می پذیرد.
• گشاد کردن مثانه برای نگاه داشتن مقادیر بیشتر ادرار.
• ترمیم ماهیچه های لگن که ضعیف شده اند.
• برداشتن بافتهایی که باعث انسداد شده اند.
• قرار دادن گردن مثانه در جایگاه خود.


بیوفیدبک چیست؟
بیوفیدبک روش درمانی است که با بکارگیری ابزارهای الکترونیکی اطلاعاتی را در مورد اعصاب و عضلات و فعالیت خودمختار بدن اندازه گیری و پردازش می کند و در قالب فیدبک صوتی و دیداری به بیمار و درمانگرش نشان می دهد .بیوفیدبک به بیماران کمک می کند تا آگاهی بیشتری از اعمال خودمختار بدن دست یابند و کنترل ارادی شان را بر آنها افزایش دهند.با راهنمایی درمانگرتان شما با استفاده از فیدبک هایی (صوتی و دیداری) کنترل بهتری را بر روی عملکرد اندامتان بدست می آورید.این دقیقاً همان کاری است که یوگی و مرتاضان هندی در طی سالیان سال انجام می دادند.
بیوفیدبک در درمان طیف وسیعی از شرایط عصبی و عضلانی مثل اختلالات ماهیچه لگن ( بی اختیاری ادرار فوری و فشاری،بی اختیاری مدفوع،واژینیسموس،یبوست و مقاربت دردناک)،ضعف ماهیچه ها بخاطر سکته،دندان قروچه (Bruxism)، سردردهای تنشی،مشکلات معده ای روده ای مثل سندرم روده تحریک پذیر،حالت تهوع و استفراغ موثر است.این درمان عمدتاً در بیماری های بکار برده می شود که داروها در درمان آنها موفق نیستند.


آیا بیوفیدبک برای هر فردی مناسب است؟
بیوفیدبک درمان غیر تهاجمی است که کاهش علائم را در افراد بسیاری موجب شده است.سودمندی بیوفیدبک از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
بی اختیاری ادرار و بیوفیدبک
استفاده از بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری به سال 1940 بر می گردد، زمانی که آرنولد کگل متخصص بیماری های زنان از ابزارها و وسایل الکتریکی برای ارزیابی و ارائه روشی برای منقبض کردن ماهیچه های لگن استفاده کرد.بیوفیدبک در درمان بی اختیاری ادرار به شما کمک می کند تا کنترل کردن ، تقویت و نیرو بخشی ماهیچه های لگن را که در کنترل مثانه نقش مهمی بر عهده دارند را یاد بگیرید.این درمان می تواند به افرادی که مبتلا به بی اختیاری ادرار فشاری هستند کمک کند، در این افراد ماهیچه ها نمی تواند در برابر فشار اعمالی مثل سرفه کردن، عطسه زدن،خندیدن و بلند کردن اشیاء مقاومت کنند و در نتیجه باعث خالی شدن مثانه می شوند.همچنین بیوفیدبک در درمان بی اختیاری ادرار فوری مفید است.در این نوع بی اختیاری ، بیمار بصورت متوالی نیاز ناگهانی و قوی را برای ادرار کردن تجربه می کند.در هر دو مورد، بیوفیدبک به شما آموزش می دهد تا گروه خاصی از ماهیچه هایتان را که شما به آنها برای کنترل ادرار نیاز دارید را تقویت کنید و استحکام بخشید. مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک می تواند کاهش بی اختیاری ادرار و بهبودی کنترل مثانه را در 94% از موارد موجب شود.


ساختار جلسات بیوفیدبک
بیوفیدبک با قرار دادن سنسورها بر روی بدنتان آغاز می گردد. در برخی موارد سنسورهای کوچکی نزدیک ناحیه مقعد قرار می گیرند،جایی که ماهیچه لگن به پوست نزدیکتر است.متخصصان دیگر ترجیح می دهند که سنسور کوچکی را در ناحیه رکتوم یا واژن قرار دهند.همچنین برای بررسی فشار ناشی از شکم بر روی لگن سنسورهای به شکم نیز متصل می گردد.بعد از قرار دادن سنسورها در مکانهای خود، شما شروع می کنید به منقبض کردن ماهیچه های کف لگن و آرام کردن ماهیچه های شکم.از طریق آموزش این کار شما می می توانید بی اختیاری خود را کنترل نمایید.این سنسورها از طریق فیدبک هایی که بر مانیتور کامپیوتر مشاهده می کنید یا صداهایی را که می شنوید به شما می گویند که آیا ماهیچه هایتان را درست منقبض کرده اید یا نه. در بیوفیدبک برای بی اختیاری ادرار از الکترومیوگرافی (EMG) استفاده می شود.از طریق آن میزان فعالیت الکتریکی در ماهیچه لگن اندازه گیری می شود و برای تقویت ماهیچه ها به مراجع فیدبک داده می شود تا یاد بگیرند که از ماهیچه هایشان بخوبی استفاده کنند و همچنین به بهتر آموختن ورزشهای تقویت کننده ماهیچه ها برای حداکثر بهبودی کمک کند.همزمان با اینکه ماهیچه ها قویتر می شوند،بیماران ماهیچه هایشان را به نحوی صحیح تر بکار می برند و در نتیجه در جلوگیری از خروج ادرار موفق تر عمل خواهند کرد و قادر خواهند بود در صورت لزوم، ادرار خود را کنترل کنند تا به توالت برسند.


اهداف درمانی
اولین هدف در درمان بی اختیاری ادرار بوسیله بیوفیدبک بهینه سازی پاسخ های ماهیچه های کف لگن است.اهداف طولانی مدت و کوتاه مدت در درمان به شرح زیر می باشد


اهداف طولانی مدت
 کاهش فراوانی دوره های بی اختیاری ادرار
 کاهش نیاز فوری به بی اختیاری ادرار
 کاهش فراوانی دفعات دفع به چهار بار در روز و یکبار در طی شب و در حین خواب.
 کاهش بدکارکردی دفع و خطرهای مرتبط برای ابتلا به عفونت مثانه
 کاهش تعداد و اندازه لباس های محافظ


اهداف کوتاه مدت
 تقویت کردن انقباضهای ماهیچه لگن برای بهبودی استقامت ماهیچه های محافظ
 تقویت کردن انقباضهای انتخابی ماهیچه لگن بدون انقباضهای شکمی
 بهبودی ظرفیت و گنجایش مثانه
 بهبودی هماهنگی ماهیچه های کف لگن در پاسخ به نیاز فوری برای ادرار
 تقویت بازداری انقباضهای شکمی نابهنجار برای بهبودی نیاز فوری برای ادرار
 فراهم آوردن یک برنامه آموزش خانگی برای تعمیم دادن مهارتهای آموزش یافته در کلینیک به شرایط زندگی روزمره


تعداد جلسات
جلسات بیوفیدبک برای بی اختیاری ادرار عموماً یک ساعت طول می کشد.تعداد جلسات مورد نیاز متفاوت است،اما معمولاً در حدود 10 جلسه نیاز است تا بتوانید ورزشهای لگن روزانه تان را بصورت کامل انجام دهید.


بیوفیدبک به شما آموزش می دهد تا
• بیش فعالی عملکرد و فعالیت ماهیچه دترسور (نواحی دفع) را کاهش دهید.
• قدرت و استحکام ماهیچه های لگن را افزایش دهید.
• انقباض شکم را کاهش دهید.
تعداد جلسات بیوفیدبک از فردی به فرد دیگر متفاوت است، فردی با مسائل غیر نورولوژیک ممکن است بصورت میانگین 6 تا 10 جلسه درمان در طی دوره 40 روز نیاز داشته باشد.تکالیف خانه نقش کلیدی و مهمی در بهبودی مراجع دارد.این نکته بسیار قابل توجه است که آنچه را که در جلسات درمانی درمانی آموزش دیده اید و آموخته اید را با راهبردها و تکالیف مشابهی در خانه بکار ببرید.تکرار الگوهای درست و بکار بردن این الگوها در موقعیت های روزمره برای برگرداندن کنترل مجدد مثانه بسیار مهم است.این درمان مبتنی بر تحقیقات گسترده ای است که در انستیتو ملی سلامت آمریکا انجام شده است.این تحقیقات نشان داده اند که علائم بی اختیاری ادرار بصورت میانگین بین 75% الی 80% کاهش می یابد



next page >>

جدید ترین مطالب

افسردگی-افسردگی دو قطبی افسردگی زمستانی چه نشانه‌هایی دارد؟افسردگی فقط برای زن همسایه نیستخطر افسردگی، زنان را بیشتر از مردان تهدید می‌کندپدران هم به افسردگی بعد از زایمان دچار می‌شوندافسردگی چیست؟ویژگی های افراد همیشه ناراضیوقتی روان، جسم را بیمار می‌کندورزش، افسردگی را درمان می کند؟نوروفیدبک-neurofeedback
© 2014 depressionmood.ir
مجله سرگرمی آی مجله